صفحه ها
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 105601
تعداد نوشته ها : 23
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
GraphistThem273
"اللهم صلی علی محمد وآل محمد"

ثواب صلوات از لسان گهر بار حضرت محمد مصطفی(صلوات الله و سلامه علیه):

۱) هر کس بعد از نماز ده صلوات بر من بفرستد در بهشت با من است در حالیکه او را میبینم و صورتش مانند شب چهارده می دخشد.

۲)در قیامت نزدیکترین مردم به من کسی است که بیشترین صلوات را بر من بفرستد.

۳)بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من (نوری است در قبر)(نوری است در پل صراط)(و نوری است در بهشت).

۴)صلوات فرستادن فقر را برطرف می کند.

۵)هر کس در روز جمعه هزار مرتبه بر من صلوات بفرستد فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند.

۶)آوای خود را هنگام صلوات بر من بلند کنید که نفاق را از بین می برد.

۷)هر کس در نوشته ای بر من درود بفرستد ،فرشتگان همواره برای او طلب آمرزش میکنند.

۸)هر کس در پایان حرفش صلوات بر من و علی (علیه السلام )باشد به بهشت وارد می شود.

۹)صلوات بر من و خاندانم دو روئی را از بین می برد.

۱۰)هر کس بر من صلوات بفرستد قیامت او را شفاعت می کنم.

۱۱)حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: صلوات فرستادن بر پیامبر گناهان را بسان ریختن آب بر آتش از بین می برد.

۱۲)امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: صلوات از جانب خداوند رحمت است .از سوی فرشتگان تزکیه و پاک کردن است و از مردم دعا است.

۱۳)امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: صلوات بر پیامبر و آل او سنگین ترین عمل است که در روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته می شود.

"اللهم صلی علی محمد وآل محمد"

صلوات یعنى چه ؟
صلوات چه اثرى در روح انسان دارد؟
صلوات چه ذکرى است ؟
صلوات چه آثارى در دنیا و برزخ و قیامت دارد؟
صلوات یعنى پیامبر و آل او.
صلوات بهترین هدیه از طرف خداوند براى انسان است .
صلوات تحفه اى از بهشت است .
صلوات روح را جلا مى دهد.
صلوات عطرى است که دهان انسان را خوشبو مى کند.
صلوات نورى در بهشت است .
صلوات نور پل صراط است .
صلوات شفیع انسان است .
صلوات ذکر الهى است .
صلوات موجب کمال نماز مى شود.
صلوات موجب کمال دعا و استجابت آن مى شود.
صلوات موجب تقرب انسان است .
صلوات رمز دیدن پیامبر در خواب است .
صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است .
صلوات انیس انسان در عالم برزخ و قیامت است .
صلوات جواز عبور انسان به بهشت است .
صلوات انسان را در سه عالم بیمه مى کند.
صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاک کردن گناهان و از طرف مردم دعا است .
صلوات برترین عمل در روز قیامت است .
صلوات سنگین ترین چیزى است که در قیامت بر میزان عرضه مى شود.
صلوات محبوب ترین عمل است .
صلوات آتش جهنم را خاموش مى کند.
صلوات زینت نماز است .
صلوات گناهان را از بین مى برد.
صلوات بهترین داروى معنوى است .
چه خوب است که انسان دائم الصلوات باشد؛ چرا که پیامبر نیز دائم الصلوات است .
چه خوب است همیشه زبان انسان مشغول ذکر صلوات باشد.
چه خوب است که فضاى جامعه و محیط کار خود را معطر به صلوات کنیم .
چه قدر از عمر مى گذرد و حرف هاى بیهوده از زبان ما خارج مى شود که دل انسان را سیاه مى کند، صلوات فرستادن بهتر از سکوت و خیال بافى هاى بیهوده و سخنان بى ارزش است ، پس اگر زبان مشغول صلوات باشد هم به عمر خود ارزش داده ایم و هم روح خود را جلا و فضاى محیط خود را نورانى کرده ایم . بیاییم دنیا و و عالم برزخ و قیامت خود را با صلوات بیمه کنیم . و با این صلوات خداوند و اهل بیت علیهم السلام را خوشحال کنیم

صلواتی اسرار آمیز و بسیار مفید

این صلوات بسیار پر فضیلت می باشد که البته باید در زمان و مکان خاص باشد.جهت نیز رو به قبله.از

شب جمعه شروع کنید و تا دوهفته ادامه داده و در هر شب از نیمه شب آن را ذکر نمایید و باید در شب

اول غسل کرد ولی در شبهای بعد لازم نیست و فقط باید وضو گرفت.


شب اول:شب جمعه و به تعداد1000مرتبه بخوانید"اللهم صل علی محمد و آل محمد"


شب دوم :شب شنبه و به تعداد1000مرتبه بخوانید"اللهم صل علی امیرالمومنین"


شب سوم:شب یکشنبه و به تعداد 1000 مرتبه بخوانید"اللهم صل علی فاطمه الزهرا"


شب چهارم:شب دوشنبه و به تعداد 1000 مرتبه بخوانید"اللهم صل علی الحسن بن علی"


شب پنجم:شب سه شنبه و به تعداد 1000مرتبه بخوانید"اللهم صل علی الحسین بن علی یا ثارالله"


شب ششم:شب چهارشنبه و به تعداد1000 مرتبه بخوانید اللهم صل علی علی بن الحسین"


شب هفتم: شب پنجشنبه و به تعداد1000 مرتبه بخوانید" اللهم صل علی محمد بن علی"


شب هشتم:شب جمعه و به تعداد1000 مرتبه بخوانید "اللهم صل علی جعفر بن علی"


شب نهم:شب شنبه و به تعداد1000 مرتبه بخوانید "اللهم صل علی موسی بن جعفر"


شب دهم:شب یک شنبه و به تعداد 1000 مرتبه بخوانید"اللهم صل علی علی بن موسی"


شب یازدهم:شب دوشنبه و به تعداد1000 مرتبه بخوانید"اللهم صل علی محمد بن علی"


شب دوازدهم:شب سه شنبه و به تعداد 1000 مرتبه بخوانید "اللهم صل علی علی بن محمد"


شب سیزدهم:شب چهار شنبه و به تعداد 1000 مرتبه بخوانید"اللهم صل علی حسن بن علی"


شب چهاردهم:شب پنجشنبه و به تعداد 1000 مرتبه بخوانید "اللهم صل علی حجه بن الحسن"


شب پانزدهم برابر با شب جمعه هفته دوم باز 1000 مرتبه"اللهم صل علی عباس الشهید"

 

 
دسته ها :
دوشنبه بیست و چهارم 1 1388 6:13 بعد از ظهر
امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت
 

درروز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرىشمسى ( 24 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزىایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلالهزهـراى اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـرخـاکدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسلدر کار هـدایـت مردم وکسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امامخمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـهالعظمـى میرزاى شیـرازى (رض) که پـس از آنکه سالیانـى چنـد در نجف اشـرفعلـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـودبـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دینـىبـود. در حـالـیکه بیـش از 5 مـاه از ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتیانو خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را که در برابرزورگـوئـیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد ودر مـسیر خمـیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراىاجراى حکـم الهى قصاص به تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و براجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امامخـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتـیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبروگردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش(بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـهالـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است و همچنیـن نزد عمهمـکـرمه اش ( صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حق‌جـو بـود سپرى کرد امادر سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .

هجرت به قم، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی

 

اندکـىپـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الکریـم حایرى یزدى ـ رحـمهالله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعتمراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد. کهمـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث کـتاب مطـول ( در علـم معانى وبیان ) نزد مرحوم آقا مـیـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تکمیل دروس سطحنزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـى خـوانسارى, و بیشتر نزد مرحـوم آیهالـله سـیـد عـلى یثربى کاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـمآیـه الـله العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـمنام برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـامخمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیجـه رسـیـدو آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـیـم حـوزه عـلمـیـه عازم قـــمگـردیـد. در این زمان, امام خمینـى به عـنـوان یـکـى از مـدرسیـن ومجتهدیـن صـاحب راى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مىشد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دورهفقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه, مسجـد اعظم, مسجـدمحمـدیه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى و ... همت گماشت و در حـوزهعلمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعظـم انصــــارى (ره) معارف اهلبـیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود که بـراىنخـستـیـن بار .مبانـى نظرى حکـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایتفـقیه بازگـو نمود.

امام خمینی (ره) در سنگر مبارزه و قیام

 

روحیهمبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربـیت و محیطخانـوادگى و شرایط سـیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـهاست. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـیـر تکاملى آن بهمـوازات تکـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یکـسـو و اوضاع و احـوالسیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشکـالمخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 41و1340 ماجراى انجمـنهاى ایالـتىو ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قـیام و روحـانیـتایـفاى نقـش کنـد و بـدیـن تـرتـیـب قـیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـراندر 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امامخمـیـنى و اسلامـى بـودن انگـیـزه ها و شعارها و هدفهـاى قیام, سرآغـازىشـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران که بـعد ها تحت نام انقلاباسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى گردید امام خمـیـنـى خاطـره خـویـش ازجنـگ بیـن المـلل اول را در حالیکه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـىکند : مـن هـر دو جـنـگ بـیـن المللـى را یادم هست ... مـن کـوچـک بـودملکـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مرکزى که ماداشـتـیـم در خـمـیـن, مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تازواقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر بایاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر که در پناه حکـومتمـرکـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن ازبچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم, مـورد هـجـومرجـبعلـیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى کهتـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ایـن سنگـرهایى کهبـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم کـنند و غـارتکـنند, آنجا مى رفـتـیــم سنگرها را سرکشـى مى کردیـم. کـودتاى رضا خان درسـوم اسفـند 1299 شمسـى که بنابر گـواهـى اسـناد و مدارک تاریخـى و غـیرقابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـدکـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حکـومت مـلوک الطـوایـفـىخـوانیـن و اشـرار پـارکنـده را محدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـاندیکتاتـورى پدید آورد که در سایـه آن هـزار فامـیـل بر سرنـوشـت مـلـتمظلـوم ایـران حاکـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابقخوانین و اشرار گردید .
در چنین شرایطـى روحانیت ایران که پـس ازوقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمالانگلیسى از یکـسو و دشمـنی‌هاى غرب باختگان روشنفـکر مـآب از سـوى دیگرقـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تکاپـوافـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـکریـم حایرى بـه دعـوت علماىوقت قـم از اراک به ایـن شهـر هجرت کرد واندکـى پـس از آن امـام خـمیـنىکه با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوححـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ک با سـرعـت طى کرده بود به قـم هجرت کـردو عملا در تـحکیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشارکـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت که آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـساز رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـمرا خطر انحلال تهـدید مى کرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدتهشت سال سرپرستى حـوزه علمـیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت, سیدصدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ برعهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرایط براىتحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمىبرجسته اى بـود کـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظکیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و ازجمله امام خـمـیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـهبـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطـیر زعامت حـوزه مجدانه تلاشکرد.
امام خمینـى که با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعـیـت حـوزه هارا زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر کتب تاریخمعاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درک محضربزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تکـمیل مى کرد دریافـته بـود که تـنهانقـطـه امـیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى که پـس از شکستمشروطیت و بخصـوص پـس از روى کار آوردن رضا خان پدید آمده است, بیدارىحوزه هاى عـلمـیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوىمـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمندخویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـکارى آیـهالـلـه مـرتضـى حایـرى تهـیـه کرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى پـیشـنهادداد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورداسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه کردهبـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى کـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمانبودن, سوگـند به قرآن کریـم و مرد بـودن انـتخاب کـنـنـدگان و کاندیـداهاتغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 به تصـویب کـابـیـنـه امیـر اسـد الـلـهعلـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاىدیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقـیـقا بـه منظور قانـونـىکـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر کـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانکهقـبـلا نـیـز اشاره شد پـشتـیـبـانى شـاه از رژیـم صهـیـونیـستـى درتـوسعه مناسبات ایران و اسرائـیل شرط حمایـتهاى آمـریـکـا از شـاه بـود.نـفـوذ پـیـروان مـسـلک استعـمـارى بهـائـیت در قـواى سه گانه ایران ایـنشرط را تحقق مـى بخشید. امام خمـیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـرانبه محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت بهاعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهدافواقعى رژیـم شـاه و گوشـزد کـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمـیـه درایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وکارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـایسرگـشـاده اعـتـراض آمـیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى ازحـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امامخمـیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یکـى از ایـنتلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت مى کنـم که بـه اطاعتخـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخـیـمـه تخلف ازقـرآن و احـکام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساسیبـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلکت را به خطـر نـیـنـدازید و الاعلماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد کـرد .
بدیـنترتـیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدربراى ملت ایران بـویژه از آن جهـت بـود کـه طى آن ویـژگـیـهـاى شخصیتـى راشناخـتـنـد که از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـودشکست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمریکـا بـراى انجـام اصلاحـاتمـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 اصـول ششگانه اصلاحات خویـشرا بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع وعـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهادامام خمینى عـیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیمتحریـم شد. در اعلامـیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـیـد شاه بـه انقـلابسـیـاه تعـبـیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریکا و اسرائیل افـشا شدهبود . از سـوى دیگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجاماصلاحات آمـریکا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـیـنان داده بـود و ناماصـلاحات را انقـلاب سـفـیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیارگران مى‌آمد .
امام خمـیـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه بهعنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـم پـیـمان بـا اسـرائـیـل یاد مـى کـرد ومـردم را بـه قـیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازدهفـروردیـن 1342 شدیـدا از سـکـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى درمقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد کرد و فـرمـود : امـروز سکـوت هـمـراهىبـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامـیـهمعروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
رازتأثیر شگـفت پـیـام امام و کـلام امـام در روان مخاطـبـیـنـش که تا مرزجانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمـیـن اصـالت انـدیشه, صلابت راى وصـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو کـرد .
سال 1342 با تحریـممراسـم عـیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه برانجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریکـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمـیـنى برآگاه کردن مردم و قـیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریکـا وخیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه اللهالعظمـى حکیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستارآن شد کـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد براىحفـظ جان عـلما و کیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدوناعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها, پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حکیـم راارسال نمـوده و در آن تاکیـد کرده بـود کـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما وخالـى کـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى(بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) به مناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـیـضـیـه بـرهمـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالک اسلامـى و دولعربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاکید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل رامحکـوم کرد .

قیام 15 خرداد

ماهمحرم 1342 که مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـید. امام خمینى از ایـن فـرصتنهـایت اسـتفاده را در تحـریک مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بهعمل آورد.
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى 13 خرداد سال 1342شمسى درمـدرسه فیضـیـه نطق تاریخـى خـویـش را که آغازى بر قیام 15 خرداد بودایراد کرد.
در همیـن سخنرانى بـود که امام خمـیـنى بـا صداى بلند خطاببه شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى کنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـابشاه! مـن به تو نصیحت مى کـنم دسـت بـردار از این کارها، آقا اغـفـال مىکنند تو را. مـن مـیل ندارم کـه یـک روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همهشکر کـنند... اگر دیکـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـشفکـر کـن.... نصـیحت مرا بـشـنـو... ربط ما بـیـن شـاه و اسرائیل چیست کهسازمان امنیت مـى گـوید از اسرائـیـل حرف نزنـیـد... مگر شاه اسـرائـیلـىاست ؟ شاه فـرمان خامـوش کـردن قـیـام را صادر کـرد. نخست جمع زیادى ازیاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب (سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها کماندوى اعـزامـى از مرکز، منزل حضرتامـام را محاصره کردند و ایشان را در حالیکه مشغول نماز شب بـود دستگیـر وسـراسـیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـىکـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد. صـبحگاه پـانـزدهخـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـرشهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد.
نزدیکترین ندیم همیشگىشاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بکارگیرى تجربیات و همکارى زبـدهترین ماموریـن سـیاسى و امـنیـتى آمریکا براى سرکـوب قـیام و هـمچنیـن ازسراسـیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواک در ایـن ساعـات پردهبـرداشـتـه و تـوضـیح داده است که چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وارفرمان سرکـوب صادر مى کردند.
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد.
بادستگیرى رهبـر نهـضـت و کـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیامظاهرا سرکوب شد. امـام خمـینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالاتبازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنکه هـیـئـت حاکمه در ایـران و قـوهقضائیه آنرا غـیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحـیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. درشامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و بهقـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـىگیرد وجشنهاى باشکـوهى در مـدرسه فـیـضـیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـرپا مـى شـود. اولیـن سالگـرد قـیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیهمـشتـرک امام خمـیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاىعلمـیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـامخمـینـى در 4 آبـان 1343 بـیانـیـه اى انقلابـى صادر کرد و درآن نـوشـت :دنـیا بـدانـد که هر گرفـتارى اى کـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمـیـن دارنـداز اجـانب اسـت، از آمـریکاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و ازآمـریکـا خصـوصـا متنفــر است... آمـریکـاست که از اسـرائیل و هـوادارانآن پشتیبـانـى مـى کنـد. آمریکاست که به اسرائیل قـدرت مـى دهـد که اعرابمسلـم را آواره کند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه کاپیتـولاسیون، ایرانرا در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد.
سحرگاه 13آبان 1343 دوباره کماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمـیـنىدر قـم را محاصره کـردنـد. شگـفـت آنـکه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سالقـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود.حضرت امام بازداشت و بـههـمراه نیروهاى امـنـیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام وبـا یک فـرونـد هـواپـیـماى نظامى کـه از قبل آماده شـده بـود، تحتالحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنکارا پـرواز کـرد. عـصـر آنـروزسـاواک خـبـر تـبـعـیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت کشـور ! درروزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علی رغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـهصـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها وارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـدجلـوه گـر شد.
اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید در این مدترژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شکـستو در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریکا پـسند زد. اقـامتاجبارىدر تـرکیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن کتـاببزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز کند.

تبعید امام خمینی (ره) از ترکیه به عراق

روز13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـىاز ترکیه به تبعیدگاه دوم، کشـور عراق اعزام شدند. امام خمینى پس از ورودبـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى کاظمیـن،سامـرا و کـربلا شتـافت ویک هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـىنجف عزیمت کرد.
دوران اقامت 13 ساله امام خمـینى در نجف در شرایطى آغازشد که هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران وتـرکیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و کارشکـنـیها و زخـم زبانهـا نـه ازجـبـهـه دشمـن رویاروی بـلکه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفىشده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود که امام با هـمـه صـبر وبـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخىتمام یاد کرده است. ولى هـیچـیـک از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـستاو را از مـسیــرى که آگـاهانه انتخاب کرده بود باز دارد.
امام خمینىسلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و کارشکنیهاى عناصرمغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز کرد که تا زمان هجـرتاز عراق به پاریـس ادامه داشت. حوزه درسى ایشان به عنـوان یکى از برجستهتریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ کیفیت و کمیت شـاگـردان شنـاخته شـد.
امامخمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیک‌هایى بـه ایران،ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـىبـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قـیام 15 خـرداد فـرا مى خواند.
امامخمینى در تمام دوران پـس از تـبـعـید، علی رغـم دشواریهاى پدید آمـده،هیچگاه دست از مبارزه نـکـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـدبه پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت.
امام خمینى در گفتگـویى بانمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش رادرباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح کرد و در همین مصاحبه بروجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زکات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد.
اوایلسال 1348 اختلافات بـیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دوکشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانـیان مقیـم این کشـور رادر بـدتریـن شرایط اخراج کرد. حزب بـعث بـسـیار کوشید تا از دشمـنى امامخمـیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد.
چهار سال تـدریس،تلاش و روشنگرى امام خمـیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف رادگرگـون سازد. اینـک در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل کشورمخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد که نهـضتامام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند.

امام خمینی (ره) و استمرار مبارزه (1356 - 1350)

نیمهدوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج وآواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـىتلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محکـوم نمود.حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفتاما حکـام بـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایطاجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـمبار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگبر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاىچـریکـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهبى و سیاسى مبارز گرفـتار زندانهاىرژیم بودند.
شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354وقیحـانه تاریخ رسمـى کشـور را از مـبدا هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداسلطنت شاهان هخامنشى تغـییر داد. امام خمینى در واکنشى سخت، فـتوا به حرمتاستفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداموهـوم تاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبالشـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد.

اوجگیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مردم

امامخمینـى که بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصتبه دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را کـرد. او در مرداد 1356 طـى پیامىاعلام کرد : اکنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـکاس جنایات رژیـمدر مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است که باید مجامع علمى و فـرهـنگى ورجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـىدرنگ از آن استفاده کنند و بى پرده بپا خیزند.
شهادت آیه الله حاج آقامصطفى خمـینى در اول آبان 1356 و مراسم پر شکـوهـى که در ایران برگزار شـدنقـطـه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایرانبـود. امام خمـینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـافخفـیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى تـوهـیـن آمـیـزعـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله،بـه قـیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد کـه طى آن جمعى از طلابانقلابـى به خـاک و خـون کشیـده شـدند. شاه علی رغم دست زدن به کشتارهاىجمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش کند.
او بسیج نطـامـى وجهاد مسلحـانه عمـومـى را به عنوان تنها راه باقـیمانـده در شرایط دست زدنآمریکا بـه کـودتاى نظامـى ارزیـابـى مى کرد.

هجرت امام خمینی (ره) از عراق به پاریس

 

دردیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نـیـویـورک تصـمـیـم به اخراج امامخمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیلهقـواى بعثـى محاصره گردیـدانعکاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان درایران، عراق و دیگـر کشـورها مـواجه شـد.
روز 12 مهر ،امام خمینى نجفرا به قصد مرز کـویت ترک گـفـت. دولت کویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورودامـام بـه ایـن کـشـور جلوگـیـرى کـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـهلبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجهالاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند.
و دو روز بعد در منزل یکى ازایرانـیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد.مامـوریـن کاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب ازهرگـونه فـعـالـیـت سـیاسـى بـه امام ابلاغ کـردنـد. ایـشـان نیز درواکـنـشــى تنـد تصـریح کـرده بـود که ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاىدمکراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه واز ایـن کـشـور بـه آن کـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد کشیـد.
امامخمـیـنى در دیـماه 57 شـوراى انقلاب را تکشیل داد. شاه نیز پـس از تشکیلشـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى کـابـینه بختیار در روز 26دیـماه از کشـور فـرار کـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیچید ومردم در خیابانها به جشـن و پایکـوبى پرداختند.

بازگشت امام خمینی (ره) به ایران پس از 14 سال تبعید

اوایلبهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه کـشور منتشر شد. هر کس که مى شنیداشک شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار کشیده بـودنـد. اما در عیـن حالمردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا که هنوز دولت دست نشاندهشاه سر پا و حکومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش راگرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزهاسرنـوشـت سـاز و خطیر در کنار مردمـش باشد. دولت بخـتـیار با هماهنگىژنرال هایزر فـرودگـاههاى کشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولتبختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـنخـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سالدورى از وطـن وارد کشـور شـد. استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـانعـظـیـم و غـیـر قـابل انکـار بــود که خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر ازاعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد کردند.

رحلت امام خمینی (ره)، وصال یار، فراق یاران

 

امامخمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را که مـى بایــست ابـلاغ کنـد ، گفتهبـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـکار گرفتهبـود. اینک در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزیزىمى کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بـود و قامتش جز دربـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریهنکرده بـود. سروده هاى عارفانه اش همه حاکى از درد فـراق و بیان عطـش لحظهوصال محبوب بـود. و اینک ایـن لحظه شکـوهمنـد بـراى او ، و جانــکاه وتحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید. او خـود در وصیتنامه اشنـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار بهفضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مىکنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مىخـواهـم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلتامـیدوارم که عذرم را در کـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـاقــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند.
شگفت آنکه امام خمینـى در یکـى از غزلیاتـش که چنـد سال قبل از رحلت سروده است :
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم             سالها مى گذرد حادثه ها مى آید
ساعت20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود.قــلبـى از کار ایستـاد که میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویتاحـیا کرده بـود. بــه وسیله دوربین مخفـى اى که تـوسط دوستان امــام دربیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شدهاست. وقتى که گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام ازتلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افکند که وصف آن جــز با بودن در آنفضا ممکـن نیست. لبها دائمـا به ذکـر خـدا در حـرکت بود.
در آخرین شبزندگى و در حالى که چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل کردهبود و در حالیکه چندیـن سرم به دستهاى مبارکـش وصل بـود نافله شب مىخـواند و قـرآن تلاوت مـى کرد. در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملکـوتـىداشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اکرم (ص) رازمـزمه مـى کـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود که روحـش به ملکـوت اعلى پروازکرد. وقتى که خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ دادهاست ، بغضها تـرکیـد و سرتاسر ایران و همـه کانـونهایـى کـه در جـهان بـانام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــکپارچه گـریستند و بـر سر و سینهزدنـد. هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساساتغیر قابل کنترل مردم را در آن روزها تـوصیف کند.
مـردم ایـران ومسلمانان انقلابى ، حق داشتـند این چنیـن ضجه کـنند و صحنه هایى پدیدآورند که در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم.آنان کسـى را از دست داده بـودند کـه عـزت پـایمال شـده شان را بـازگـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریکایى و غربـى را ازسرزمینشان کـوتاه کرده بود ، اسلام را احــیا کـرده بــود ، مسلمـیـن راعــزت بـخـشـیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا کـرده بـود ، رو درروى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنـیا ایستاده بـود و ده سال دربـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح کـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى وخارجـى مقاومت کرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى کرده بـود که درجبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت که آشکارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق وغرب حمایت همه جانبه مـى شـد. مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود ومنادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند.
شایـد کسانـى که قـادر بهدرک و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاىمـراسـم تودیع و تشییع و خاکسپارى پیکر مطهر امام خمینـى مشاهده کنـنـد وخـبر مرگ دهها تـن که در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده وقـلبـشان از کار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیکرهایى که یکـى پـس ازدیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعـیت بهسـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عکسها ببیننـد، در تفسیرایـن واقعیتها درمانده شوند.
امـا آنـانکه عشـق را مـى شنـاسنـد وتجـربـه کـرده انـد، مشکلـى نـخواهند داشت. حقیقـتا مردم ایران عاشق امامخمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب کردهبـودند که:
عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست.
روز چهاردهمخرداد 1368 ، مجلس خبرگان رهبری تشکیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامهامـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى که دو ساعت و نیـم طـول کشید، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاباسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى (رئیـس جمهور وقت ) که خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ واز چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود ودر تـمـام دوران نهضت امـام درهمـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاورانانـقلاب جـانبـازى کرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیربـرگـزیده شد. سالها بـود که غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل کشـورکه از شکست دادن امـام مایـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مىدادند.
اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان وحمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاددادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلکه در واقع عصر امامخمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود. مگر اندیشه و خـوبىو معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 68 میلونها نفر ازمردم تهران و سـوگوارانى که از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محلمصلاى بـزرگ تهـران اجتماع کردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیکر مطهرمـردى که بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و کرامتها را در عصر سیاه ستـماستـوار کرده و در دنـیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانىآغاز کرده بود ، وداع کنند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم درمراسـم رسمى نبـود. همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـکر پاک وسبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیتمـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید. هر کس به زبان خویـش با امامـش زمـزمهمى کرد و اشک مـى ریخت. سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـواز جمیعت سیاهپوش بود.
پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواىقرآن از تمام مساجد و مراکـز و ادارات و مـنازل به گـوش مـى رسیـد. شـبکـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى که امـام افـروخـته است ، دربـیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد. خـانـواده هـاى داغدارگرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود.
فریادیا حسیـن بسیجیان که احساس یتیمى مـى کـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـدفـضا را عـاشـورایـى کرده بـود. بـاور اینـکـه دیـگر صداى دلنشیـن امامخمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود. مـردمشـب را در کـنار پیـکـر امـام بـه صبـح رسانیدند. در نخستین ساعت بامدادشانزدهم خــرداد ، میلیونها تـن به امامت آیه الله العظمـى گلپایگانى(ره)با چشمانى اشکبار برپیکر امام نماز گزاردند.
انبـوهى جمعیت و شکوهحماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـینى به کشـور در 12 بهمـن 1357 وتـکـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیکر امام ، ازشگفـتیهاى تـاریخ اسـت. خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال کنندهرا در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشـییـع را تا9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود که طى دوران 11 ساله حکومتامام خمینى به واسطه اتحـاد کشـورهای غربى و شرقى در دشمنى با انقلاب وتحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها ومشکلات فـراوانـى را تحـمـل کرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دستداده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدریج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـاهرگز این چنیـن نشـد. نسل پرورش یـافـته در مکتب الـهى امام خمینى به ایـنفرمـوده امام ایـمان کامـل داشـت که :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجهاو فداکاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود وارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـکه مراسـم تـدفیـن به علت شـدتاحسـاسات عـزاداران امـکان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـکرر ازرادیـو اعلام شـد کـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعدمـوکـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد. براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـودکه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام کـه ازشهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع کننـده افـزودهخـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـین بـا هماناحساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد کـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـمبـوسـیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـىنیز همچـون حیاتـش منـشأَ بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادشجاودانه گردید چرا کـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است وفناناپذیر.

     نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران  |  GetBC(7);انتظاری برای باران
دسته ها :
پنج شنبه بیست و ششم 10 1387 8:39 صبح

انقلاب ۱۳۵۷ ایران که به آن در ادبیات رسمی نظام کنونی ایران «انقلاب اسلامی» گفته می‌شود، قیامی بود به رهبری روح الله خمینی و با شرکت اکثریت مردم، احزاب و روشنفکران ایران، که نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.

بازه اصلی انقلاب از ژانویه ۱۹۷۸ با اولین راهپیمایی عظیم مردمی شروع می‌شود و با تصویب قانون اساسی جدید به پایان می‌رسد و سید روح الله خمینی به پرنفوذترین رهبر کشور تبدیل می‌شود. در این میان، پس از آنکه تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (ژانویه ۱۹۷۹) و پس از مدت کوتاهی از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی غیرنظامیان و نظامیان وفادار به شاه، سید روح‌الله خمینی برای دیدار چند میلیون ایرانی وارد تهران شد و این آخرین ضربه‌ای بود که سلسله پهلوی را متلاشی کرد. Occupation of SAVAK, Triumph of Revolution - February 11, 1979

اول آوریل ۱۹۷۹ زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همه پرسی ملی با نوع حکومتی جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

سلطنت معتقد به حفظ رژیم با ولخرجی‌های مالی در ارتش و سرویس‌های امنیتی بود ولی انقلاب حکومت سلطنتی باستانی را با حکومتی مذهبی برپایه اصول شبه خلافتی مسلمانان و تفسیر خاصی از شیعه به نام (ولایت فقیه) جابجا کرد.

انقلاب ۱۳۵۷ ایران که به آن در ادبیات رسمی نظام کنونی ایران «انقلاب اسلامی» گفته می‌شود، قیامی بود به رهبری روح الله خمینی و با شرکت اکثریت مردم، احزاب و روشنفکران ایران، که نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.

بازه اصلی انقلاب از ژانویه ۱۹۷۸ با اولین راهپیمایی عظیم مردمی شروع می‌شود و با تصویب قانون اساسی جدید به پایان می‌رسد و سید روح الله خمینی به پرنفوذترین رهبر کشور تبدیل می‌شود.[نیازمند منبع] در این میان، پس از آنکه تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (ژانویه ۱۹۷۹) و پس از مدت کوتاهی از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی غیرنظامیان و نظامیان وفادار به شاه، سید روح‌الله خمینی برای دیدار چند میلیون ایرانی وارد تهران شد و این آخرین ضربه‌ای بود که سلسله پهلوی را متلاشی کرد.

اول آوریل ۱۹۷۹ زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همه پرسی ملی با نوع حکومتی جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

سلطنت معتقد به حفظ رژیم با ولخرجی‌های مالی در ارتش و سرویس‌های امنیتی بود ولی انقلاب حکومت سلطنتی باستانی را با حکومتی مذهبی برپایه اصول شبه خلافتی مسلمانان و تفسیر خاصی از شیعه به نام (ولی فقیه) جابجا کرد.

پیشینه و علل

انقلاب ۱۳۵۷ ایران بعد از تجربه نهضت مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد و به دنبال حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به وقوع پیوست.

 

۲۸ مرداد ۱۳۳۲

کودتای ۲۸ مرداد و تانک سواری مخالفان محمد مصدق
: کودتای ۲۸ مرداد

بریتانیا پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ایران، منابع بسیاری را در منطقه و خصوصا ایران از دست داده بود، با قطع امید از رسیدن به توافق، وارد مطالعه طرح یک کودتای نظامی شد.

 

 

۱۶ آذر ۱۳۳۲

از مهم‌ترین حرکت‌های سیاسی و دانشجویی در تاریخ ایران، اعتراض دانشجویان در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به ورود معاون رئیس جمهور آمریکا، ریچارد نیکسون، به خاک ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. دانشجویان دانشکده‌های فنی، حقوق و علوم سیاسی، علوم‌، دندانپزشکی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود تظاهراتی علیه رژیم کودتا برپا کردند. روز ۱۵ آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و مأموران در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند. این درگیری‌ها منجر به مرگ سه تن از دانشجویان به دست مأموران حکومت پهلوی شد.

 

۲ فروردین ۱۳۴۲

حمله به مدرسه فیضیه قم در روز ۲ فروردین ۱۳۴۲ شمسی مطابق با روز مرگ جعفر صادق (از امامان شیعه) روی داد. پس از این که نظام سلطنتی پهلوی لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نیز لوایح شش‌گانه و انقلاب سفید (شاه و ملت) را مطرح کرد، برخی روحانیون و در رأس آنها آیت الله خمینی نسبت به برخی موارد آن همچون حق رای دادن زنان که شاه به زنان ایرانی اعطا کرده بود،اعتراض کردند. سید روح‌الله خمینی نوروز سال ۴۲ را عزای عمومی اعلام کرد.

۱۵ خرداد۱۳۴۲

در سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ماموران امنیتی به خانه سید روح‌الله خمینی در قم حمله کردند و او را که روز پیش از آن در روز عاشورا در مدرسه فیضیه قم، سخنانی بر ضد حکومت گفته‌بود، دستگیر و به زندانی در تهران منتقل کردند. چند ساعت بعد از حادثه گروهی از طرفداران وی در قم به خیابان های تهران و قم ریختند و دست به تظاهرات زدند. در این روز تعدادی از تظاهرکنندگان کشته شدند.

۴ آبان ۱۳۴۳

سید روح‌الله خمینی در این روز بر ضد تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در شهر قم به سخنرانی پرداخت، وی در این سخنرانی سعی کرد ضمن تبیین نظرات خود در مورد لایحه مذبور خطر آن برای مردم و استقلال و تمامیت ارضی کشور را گوشزد کند.

در طی این سخنرانی وی بارها به آمریکا و شخص شاه حمله لفظی کرد.

 

۱۳ آبان ۱۳۴۳

در پی سخنرانی آیت الله خمینی در روز ۴ آبان بر علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون، حکومت وقت تصمیم به تبعید وی به ترکیه گرفت، در روز ۱۳آبان ۱۳۴۳ ماموران ساواک((سازمان امنیت و اطلاعات کشور)) آیت الله خمینی را در قم دستگیر و به وسیله هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید کردند.

 

۲۰ مهر ۱۳۵۰

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در تخت جمشید و با حضور سران و سفرای بسیار از کشورها در ۲۰ مهر ۱۳۵۰ آغاز شد.

به عقیده بسیاری از ناظران هدف محمدرضا شاه پهلوی از برگزاری این جشن‌ها، یادآوری قدرت و ابهت باستانی ایران، به رخ کشیدن ثبات، امنیت و قدرت فعلی(خصوصا برای همسایگان عرب) و همچنین تاریخ پربار ایران بود.

 

۱۱ اسفند ۱۳۵۳

در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ محمدرضا پهلوی دستور تشکیل حزب سراسری و واحد رستاخیز را اعلام کرد، این اولین بار در تاریخ نوین سیاسی ایران بود که این کشور به روش تک حزبی اداره می‌شد.

 

۲۵ اسفند ۱۳۵۴

در آخرین روزهای سال ۱۳۵۴ دو مجلس سنا و ملی طرح تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی را مطرح و تصویب کردند، این امر ظاهراً در راستای سکولاریزه کردن حکومت برداشته می‌شد ولی عملا آتش خشم مخالفین را برافروخت و مخالفت‌هایی را نیز برانگیخت.

 

وقایع سال ۱۳۵۷

  • ۱۰ فروردین

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد طی اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت رهبران انقلاب(در راس آن‌ها سید روح‌الله خمینی)شدند

.

 

  • ۲۵ اردیبهشت

در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت جمشید آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

  • ۱۵ خرداد

به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

  • ۲۱ مرداد

درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

  • ۲۵ مرداد

اعلام حکومت نظامی توسط دولت جمشید آموزگار.

  • ۲۸ مرداد

آتش سوزی در سینما رکس آبادان. )

  • ۵ شهریور

سقوط دولت جمشید آموزگار و تشکیل دولت شریف امامی.

  • ۱۷ شهریور

این روز(۱۷ شهریور ۱۳۵۷) بعدها به جمعه سیاه مشهور شد، در این روز راهپیمایی و اعتراضات مردم در میدان ژاله(شهدای فعلی) تهران به خشونت کشیده شد و عده زیادی کشته و مجروح شدند.

  • ۲ مهر

منزل سید روح‌الله خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید.

  • ۳ مهر

حزب رستاخیز که توسط حکومت پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

  • ۱۰ مهر

به دلیل افزایش فشارها در عراق خمینی تصمیم به ترک این کشور و ورود به کویت گرفت، اما دولت کویت به وی مجوز ورود نداد.

  • ۱۳ مهر

در پی جلوگیری از ورود سید روح‌الله خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت وی به نجف، با تقاضای دولت وقت شاهنشاهی، خمینی به فرانسه تبعید می شود.

  • ۱۷ مهر

تغییر مکان سید روح‌الله خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو.

 

سید روح الله موسوی خمینی رهبر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷
  • ۱۹ مهر

اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آ‎غاز گردید.

  • ۲۹ مهر

اعتصاب کارکنان صنعت نفت.

  • ۸ آبان

آیت‌الله طالقانی (یکی از رهبران انقلاب)از زندان آزادد شد

 

 

  • ۱۰ آبان

ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

  • ۱۳ آبان

تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.

  • ۲۳ دی

به دستور سید روح‌الله خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

  • ۲۶ دی

محمدرضا شاه پهلوی ظاهراً به منظور معالجات پزشکی کشور را ترک کرد.

 

 

 

 

فرار شاه از ایران به روایت تصویر

24 دى 1386

 




محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در حال خروج از کشور در 26 دی ماه 1357





محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در حال خروج از کشور در 26 دی ماه 1357





مصاحبه‌ی خبرنگاران با محمدرضا پهلوی به هنگام خروج از ایران




شادمانی مردم در روز فرار محمدرضا پهلوی از ایران؛ تیتر روزنامه‌ی اطلاعات: "شاه رفت"






محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در حال خروج از کشور در 26 دی ماه 1357





شادمانی مردم مسلح از فرار شاه در خیابان‌های تهران






انهدام مجسمه محمدرضا پهلوی در میدان شهدای شهر مشهد توسط مردم این شهر پس از خروج شاه از کشور






تظاهرات مردم پس از فرار شاه از کشور



 

وی در آخرین مصاحبه خود در خاک ایران (در فرودگاه مهرآباد) چنین گفت:

  • محمد رضا پهلوی: یک مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت٬ ضمنا هم گفته بودم تا خیالم راحت بشود و دولت مستقر بشود بعد مسافرت خواهم کرد.
  • خبرنگار:اعلی حضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
  • محمد رضا پهلوی: بستگی به حالت مزاجی من می‌توانم بگویم دارد.
  • خبرنگار:نخستین نقطه‌ای که اعلی حضرت تشریف فرما می‌شوند کجا خواهد بود؟
  • محمد رضا پهلوی: فکر می‌کنم به آسوان(مصر) برای استراحت برویم و اولین نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.

(در ادامه):حرفی غیر از حس وضعیت مملکت و انجام وظیفه براساس میهن پرستی ندارم.

  • ۳ بهمن

شورای سلطنت که برای حفظ نظام سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.

  • ۴و۵ بهمن:

دولت بختیار به منظور جلوگیری از حضور سید روح‌الله خمینی در کشور به مدت سه روز فرودگاه‌های کشور را بسته اعلام کرد.

  • ۹ بهمن

فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.

  • ۱۲ بهمن
نوشتار اصلی: بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران
آیت الله خمینی در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده می‌شود

ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه آیت الله خمینی پس از پانزده سال تبعید وارد ایران شد.

فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای ۳ روز آزاد اعلام کرد.

نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.

آیت الله خمینی در بهشت زهرا حضور یافت و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب به سخنرانی پرداخت.

مسیر تقریبی آیت الله خمینی از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا(قبرستان اصلی تهران)
  • ۱۶ بهمن

بختیار گفت: هر کس اکثریت داشت حکومت می‌کند

آیت الله طالقانی گفت: ما رهبران اسلامی داعیه حکوما نداریم

  • ۱۷ بهمن

بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، سید روح‌الله خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند. دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.

  • ۱۹ بهمن

نیروی هوایی ارتش با آیت الله خمینی پیمان بستند.

 

ارسال به دوستان

نقش ارتش در پیروزی انقلاب اسلامی

خبرگزاری فارس: با گذشته قریب به سه دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران هنوز هم یاد حماسه سازان دوران انقلاب در خاطره‌ها زنده است.


مقدمه:
با گذشته قریب به سه دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران هنوز هم یاد شیرین حماسه سازان دوران انقلاب در خاطره بود درست در زمانی که رژیم نیازمند وفاداری و ادای دین این نیروی عظیم بود به طور غیر منتظره‌ای به او پشت کرده و با شرکت در حماسه بزرگ انقلاب اسلامی ایران حماسه‌ای نو پدید آورد تا همواره و همیشه در تاریخ ایران یاد و نامش در کنار مردم پر آوازه بماند، از دهانه سلاح‌های پیشرفته و مرگبار که به منظور کشتار و سرکوب ملت به پا خاسته ایران به عنوان سوغات و ره آورد غرب به ارتشیان هدیه گردیده بود از عوض گلوله‌های داغ سرب گل‌های سرخ محمدی و رز بیرون جهیدند و بجای کشتار و قتل عام برادران شخصی بدست نظامیان شعار (ارتش فدای ملت) کوچه و شهرهای ایران را عطر آگین نمود و از این رو خروشان به اقیانوس متلاطم توده مردم گره خورد و طاغوت و طاغوتیان را در خود حل کرد. به هر حال به گوشه هایی از نقش ارتش در پیروزی انقلاب و تداوم آن اشاره می‌نمایم.

*ارتش شاه در کلام امام (ره)
الف) برخی از خصایص ارتش شاهنشاهی در کلام امام (ره)
آنچه که در این مقاله به آن اشاره می‌گردد سخنانی است که امام اکثراً قبل از پیروزی انقلاب عنوان نموده‌اند و بیشتر بیان کننده ریشه‌ها و علت و معلول‌های فرهنگ وابسته و مذموم شاهنشاهی در ارتش می‌باشد.
ارتشی که نام امریکایی شاهنشاهی زیبنده آن بود موجودی از برای آمریکا و امید شاه و امریکا برای استمرار حکومت شان.

-سخنرانی امام در پاریس در مورخه 29/8/57
در این ارتش که در رأس همه چیزهاست نه اینکه در خدمت مردم و ملت است بلکه در خدمت امریکا است برای اینکه می‌کشد ملت خودش را برای اینکه منافع امریکا تحقق پیدا کند.

-سخنرانی امام در پاریس در مورخه 2/8/57
ملت می‌رود سراغ ارتشش می‌بیند یک ارتشی است که انگل است 60000 نفر مستشار آمده است و عده کثیرشان که اینها آورده‌اند و ارتش را بدست گرفته‌اند مستشاران امریکایی هستند که الان ارتش ما را دارند اداره می‌کنند.
این ارتش تحت فرمان ملت ما نیست برای ما نیست به نفع ملت ما نیست همه قوانینشان را روی هم گذاشته‌اند برای کوبیدن این ملت به امر شاه و به امر دستگاه‌هایی جلوتر.

-سخنرانی امام بمناسبت پانزده خرداد 42 در نجف اشرف
چه احترامی از برای ارتش قایل هستید؟ اینها که به خیال خودشان را از دارو دسته خودشان می‌دانند چه احترامی برای ارتش قایل هستند که در تحت اسارت مستشارهای امریکایی باشد آنها را مصون کنند و اینها را تحت سیطره اینها قرار بدهند این چه اهانتی است برای ارتش ایران، چه ذلتی است که از برای ارتش ایران از برای صاحب منصب‌ها، چرا این صاحب منصب‌ها اینقدر به ذلت تن می‌دهند چه شده است که بیدار نمی‌شوند. الان در ارتش هم همینطور است شما خیال می‌کنید ارتش دل خوش دارد از اینها؟

-سخنرانی امام قبل از پیروزی انقلاب برای همافران در مدرسه علوی
ما می‌خواهیم ارتش ما آزاد باشد اسرائیل به او تصرف نکند امریکا در او تصرف نکند.
هر چند ارتش بعنوان یک مجموعه در خدمت مردم نبود ولی در تصمیم گیری و جهت دادن تنها مربوط به فرماندهان و مستشاران بود ارتشیهای جزء تافته‌ای جدا بافته از فرهنگ ارتش شاه بودند و خیانت‌ و جنایت ریشه در افکار و اعمال سران داشت.

ب) دعوت امام از ارتش شاه به قیام و مبارزه
در تحلیل ارتش ایران در زمان شاه به خوبی در می‌یابیم اگر چه ارتش در کل نهادی ضد مردمی ساخته و پرورش شده بود و لیکن سطوح پایین ارتش از جمله درجه داران و افسران جوان و کارمندان و سالخوردگانی که بدلیل عدم وفق با فرهنگ استعمار و زور نتوانسته‌ بودند سطوح بالا و رده‌های تصمیم گیری راه یابند جزئی و قشری از توده‌های مستضعف میلیونی بودند که به قول امام با ملت و از ملت بودند و سرنوشت آنها نیز در ستم دیدن و استشمار و استضعاف جدای از سرنوشت جامعه نبود، به همین علت هم امام با بینش پیامبر گونه جبهه‌گیری در مقابل طبقه از ارتش ننمود بلکه آنان را دعوت به پیوستن به حق و جبهه حق یعنی مردم نمود در 21 و 22 بهمن نتیجه‌ روشن و غرور آفرین آن را بخوبی ملاحظه کردیم بر این اساس بود که امام نغمه انحلال ارتش را توطئه خوانده و با طرد جنایتکاران ارتش و نوکران استعمار از ارتش شاهنشاهی؛ ارتش اسلامی و مردمی بوجود آمد.
امام راحل در مصاحبه‌ای با مجله آفریقایی جوان در مورخه 18/10/57 می‌فرماید؛
شما باور نمی‌کنید که ارتش با ملت است و در آینده نزدیکی به شاه پشت خواهد کرد؛ پیروزی ما حتمی است و جمهوری اسلامی تحققش برای من خیلی روشن است.
امام خمینی (ره) به منظور تشویق و ترویج و تفکیک عمده قوای ارتش از سران خود فروخته در آبانماه 57 طی سخنرانی در پاریس می‌فرماید؛
شما خیال کردید که همه ارتش مثل این چند تا الدنگند که بجان مردم افتاده‌اند؟ نه همه آنها اینطور نیستند آنها پیغام دادند اگر وقتش شد آنها هم حاضرند برای کارها... امام خمینی همچنین طی مصاحبه‌ای با روزنامه‌ هلندی دی ولت کو انت 16/8/57 می‌فرمایند در اینکه مسلم است در میان ارتش صاحب منصبانی هستند که با حمایت شاه از آنان در غفلت مملکت شریک بوده‌اند و همچنین در کشتارها و شکنجه‌ها همدست یکدیگر و لیکن سربازان و نیز بسیاری از افسران و درجه داران هستند که هنوز دلهایشان با ملت است و از دست شاه بخصوص بعلت تسلط مستشاران آمریکایی بر آنان رنج می‌بردند و ایشان به دلیل پیوندی که با مردم دارند دیر یا زود به آغوش ملت باز می‌گردند و هم اکنون آثار آن ظاهر شده است.
طی مطالبی که در روزنامه‌ کیهان مورخه 23/10/57 به نقل از امام خمینی به چاپ رسیده است عنوان می‌گردد؛
این وظیفه الهی شما ارتش محترم است که در صورت فرمان برداری از این خائنان و جانیان بالفطره پیش خدای تبارک و تعالی مسئول و جوامع بشری محکوم و مورد نفرین نسلهای آتیه خواهید بود. بر ملت شجاع ایران است که خود را در مقابل چنین توطئه‌هایی به هر وسیله ممکن مجهز کنند ملت ایران موظف است که به درجه داران و افسران و صاحب منصبان شریف احترام بگذارند باید توجه داشت که چند نفر ارتشی خائن نمی‌توانند اکثریت ارتش را آلوده کنند حساب این چند نفر ارتشی خونخوار معلوم و از حساب ارتش ایران جداست. ارتش از ملت است و ملت از ارتش با رفتن شاه ظلمی بر آنان وارد نخواهد شد.
امام خمینی (ره) طی اعلامیه‌ای در مورخه 4/8/57 خطاب به ارتش فرمودند.
سلام اینجانب را به روسای محترم ارتش برسانید و به نیروهای زمینی دریایی و هوایی پس از تهنیت و سلام بگویید ایران کشور شماست و ملت ایران ملت شماست به ملت بپیوندید من می‌دانم بسیاری از شما به ملت و کشور و اسلام وفادار هستید و از این کشتارها و غارتگری‌های شاه خائن و بستگانش و جنایتکاران بین المللی ناراحت هستید گاهی مطالب شما به من می‌رسد ملت شما لحظاتی حساس را می‌گذراند شما بیشتر از دیگران پیش خدای بزرگ و ملت شجاع و نسلهای آینده مسئول هستید. خدمت دلاورانه کنید و زنجیره‌های اسارت را پاره کنید و مجال به این حائن به اسلام و کشور ندهید و سرفرازی را برای خود و ملت هدیه کنید.
امام خمینی (ره) طی مصاحبه ای با تلویزیون امریکا در مورخه 15/8/57 خطاب به ارتش فرمودند.
امید این را داریم ارتش هم که از خود این ملت است و ملت برادر اوست پشت به این ملت نکند و در کنار ملت قرار گیرد.

*نقش ارتش در پیروزی انقلاب اسلامی ایران
اگر چه در پیروزی انقلاب و به ثمر رسیدن آن اقشار مردم و عوامل و عناصر فراوانی نقش داشتند که هر کدام به نوبه خود مهم و تاثیر گذار بودند اما در این میان تعدادی از این اقشار عوامل و عناصر کلیدی و سرنوشت ساز بودند که از آن جمله می‌توان به نقش روحانیت و رهبری واحد داهیانه امام راحل (ره) اطلاع رسانی دقیق و بموقع و همچنین نقش کلیدی و استراتژیک نظامیان اشاره کرد.
با گذشت قریب به سه دهه از عمر پر برکت و میمون انقلاب اسلامی ایران هنوز هم یاد و خاطره روزهای حماسه و ایثار مشت و سنگ گلوله در خاطره ها زنده است. هنوز هم بوی دود باروت و قطرات پاک خون انقلابیون به روی سنگ فرش خیابانها و فریادهای مرگ بر شاه و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی و در بهار آزادی جای شهدا خالی ملموس است.
درختان، خیابان‌ها، بناها همه و همه حکایت از ظلم و ستم بزرگی که بر این ملت مظلوم توسط رژیم ستم شاهی و اربابانش روا شده بود دارند. رژیم ستم شاهی که ارتش به ظاهر مقتدر و متمدن آن روز که توسط زبده ترین نیروهای خارجی با پیشرفته ترین سلاحهای جهنمی برای حفظ و بقاء سلطنت و حفظ منافع اربابانش سازمان‌ و آموزش داده بود. درست در زمانی که رژیم به وفا داری و حمایت و جانفشانی این نیروی عظیم نیازمند بود. با رهنمودها و نصایح امام راحل (ره) تغییر جهت داده و به رژیم و حامیانش پشت کرد و با شرکت در حماسه انقلاب اسلامی ایران حماسه ای نو پدید آورد و تاریخ را دوباره ورق زد تا به گسستن زنجیر یوغ و رهایی نام و یاد خود را در کنار مردم پر آوازه نمایند.
ارتش با هدایت رهبر و اطاعت از فرامین و دستورات معظم له توانست در کنار سایر نیروهای انقلاب قرار گیرد که به گوشه‌ای از این اقدامات به شرح ذیل اشاره می‌گردد.

*نقش مهم ارتش در بی اثر نمودن کودتای نظامی
با تخلیه پادگانها و فرار سربازان و درجه داران از پادگانها آغاز گردید نظامیان فراری از بند اسارت و بندگی رژیم ستم شاهی به آموزش و سازمانهای سایر فرزندان ملت پرداختند عده‌ای دیگر با باز گذاشتن اسلحه خانه‌ها و در اختیار گذاشتن سلاح‌ به مردم در مسلح کردن و بالا بردن توان رزمی ملت کمک کردند رژیم طاغوت که انتظار قتل و غارت و بردار کشی و خونریزی از ارتش در سطح کشور را داشت نتیجه‌ای کاملا بر عکس دریافت نمود مردم با اهدای گل و شعارهای حمایت گرانه از ارتش توانستند به دل ارتشیان نفوذ کرده و آنها را همراه و همگام خود نمایند اگر چه نقش امام در تمام این مراحل و موارد اساسی و سرنوشت ساز بود، به عنوان نمونه می‌توان بر استراتژی نرمش و سازش انقلابیون در برابر نظامیان اشاره کرد انقلابیون در تظاهرات و تحرکات انقلابی خود پس از دریافت دستور امام (ره) مبنی بر همراهی با نظامیان با انداختن شاخه‌های گل بر سر و روی سربازان در طول مسیر راهپیمایی از آنها می‌خواستند تا به جرگه‌ آنها بپیوندند. در روزنامه‌ و سایر رسانه‌های گروهی خبر در آغوش گرفتن سربازان توسط مردم در چند نقطه از شهر تهران منتشر شد، خیابانهای اطراف دانشگاه تهران نقطه اوج تظاهرات مردمی بود و نکته جالب توجه این بود که مردم گل‌های میخک سرخ و سفید بر لوله تفنگ نظامیان قرار داده بودند.
مردم عکس‌هایی از حضرت امام (ره) را بر بدنه کامیون‌های ارتشی چسبانده بودند و سربازان را روی دوش خود گرفتند و می‌بردند. نکته مهم این بود که واکنش سربازان نسبت به این حرکت‌های مردم غالباً مثبت بود و سربازان از این اقدام مردم استقبال می‌کردند حتی در مواردی سربازان و درجه داران و افسران جزء، اقدام به حذف فیزیکی مأموران شهربانی یا فرماندهان نظامی می‌کردند، نمونه بارز این کار در 26 دی ماه 57 در جهرم رخ داد که یک سرباز وظیفه رئیس شهربانی را به هلاکت رساند. در روز 30 دی ماه سال 57 گروهی متشکل از 1000 افسر همافر و درجه دار پایگاه هوایی بندر عباس راهپیمایی در محوطه پایگاه با همافران پایگاه‌های شاهرخی (همدان) و وحدتی (دزفول) که از یک هفته پیش اعتصاب غذا کرده بودند با جنبش ملت ایران اعلام همبستگی کردند. نکته مهم در قطعنامه‌ این راهپیمایی مخالفت با هر نوع کودتا و اقدامی مشابه بر ضد انقلاب بود.

*استراتژی انقلابیون برای تشویق نظامیان در روز 9 بهمن 57
اعضای شورای هماهنگی سازمانهای دولتی و ملی در اطلاعیه خود درباره جایگاه و تاثیر نقش سربازان و سایر نظامیان ایرانی اعلام کردند که سرباز فرزند ملت است مصالح ملت مصالح اوست و آینده ملت آینده اوست راه ملت راه سرباز است هیچگونه ستم را در حق برادران نظامی خود تحمل نمی‌کنیم و اعلام می‌کنیم که صدور حکم اعدام برای ما در لباس سربازی به معنی اعلام جنگ به ملت نجیب ایران است و آن را شدیداً محکوم می‌کنیم.
در همین روز امام خمینی (ره) در پیامی در موضوع خشونت دولت دربرخورد با مردم انقلابی خطاب به نظامیان ایران بیان داشتند«من از طبقه شریف ارتش که دستشان به خون جوانان آلوده نشده است می‌خواهم که ننگ اطاعت از جنایتکاران را تحمل نکنند و با قاطعیت آنان را از مقابله با ملت باز دارند» ملت از خود شماست برادران ارتشی با پشتیبانی از اسلام و ملت نام خود را در تاریخ جاودانه کنید.
همچنین آیت الله طالقانی نیز در تاریخ دهم بهمن ماه 50 از نظامیان خواست که با صفوف ملت پیوسته و همه تلاش خود را در جهت یکپارچگی و در خدمت ملت به کار گیرند و با توطئه‌های برخی از امرای ارتش مبارزه کنند.
ایشان در پیام خود خطاب به ارتشیان فرمودند؛ مردم بخوبی نیک را از بد و مقصر را از غیر مقصر تشخیص می‌دهند و نقش بازدارنده و هوشیارانه شما توده ارتشیان را نادیده نمی‌انگارند ما می‌دیدیم شما چه روزها و چه لحظات حساسی را که هر آن خودتان به لبه تیغ نزدیک بودید می‌گذراندید... شما نیز به صفوف ملت بپیوندید و در این راه از هر گونه تلاشی و تفرقه بپرهیزید.
این پیام‌های مهم و بموقع باعث شد که شماری از کارکنان سازمان صنایع نظامی با مراجعه به دفتر روزنامه کیهان همبستگی خود را با ملت اعلام دارند. خبر مهم دیگر منتشر شده در روزنامه‌های داخلی در تاریخ 10 بهمن ماه خبر دستگیری و زندانی شدن همافران نیروی هوایی بود. از حدود سه ماه قبل از این تاریخ نظامیان در پایگاه‌های مختلف نیروی هوایی به تدریج دست به اعتراض و اعتصاب غذا زدند و گروههایی از آنها در پایگاههای بندر عباس دزفول تهران و کارکنان ستاد فرماندهی و آموزش های هوایی در راهپیمایی ‌ها و تظاهرات شرکت کردند.

*رابطه ارتش و مردم پس از ورود امام خمینی به ایران
سرانجام انتظارها به پایان رسید و پس از چندین بار به تعویق افتادن ورود حضرت امام در روز 12 بهمن 57 رهبر کبیر انقلاب اسلامی پس از سالها مبارزه و حدود 14 سال تبعید از فرانسه وارد تهران شدند. استراتژی انقلابیون در قبال نظامیان با تحلیل سخنان امام خمینی (ره) در بهشت‌زهرا در همین روز آشکار شد ایشان در آن روز در آغوش ملت فرمودند ارتش باید مستقل باشد ارتش نباید زیر فرمان مستشار‌های آمریکایی و اجنبی باشد من تشکر می‌کنم از قشرهایی که متصل شدند به ملت این‌ها آبروی خودشان را آبروی کشورشان را آبروی ملت‌شان را حفظ کردند.
همچنین امام خمینی در پیام دیگری به ارتش فرمودند «از ارتش می‌خواهم هر چه زودتر به ما متصل شود ارتشیان فرزندان ما هستند ما به آنها محبت داریم باید به دامن ملت بیایند عظمت ما عظمت کشور است و عظمت کشور عظمت ارتش... ارتش و ملت از همدیگر هستند ارتش باید از دولت غاصب کنار برود تا مردم تکلیف‌شان را با او معین کنند.
سرانجام نصایح و پندواندرز این پیر فرزانه مؤثر واقع گردید طوری که در 15 بهمن ماه سال 57 صدها تن از افراد نیروی زمینی و هوایی با لباس نظامی به محل اقامت امام خمینی (ره) رفته و وفاداری خود را نسبت به ایشان ابراز داشتند. نظامیان در این بازدید شعار «ما همه سرباز تواییم خمینی گوش به فرمان توأیم خمینی» را ادا می‌کردند علاوه بر این در همین روزها گزارش شد که تعداد زیادی از افسران نیروهای سه‌گانه به دیدار امام شتافته‌اند. در همین روز حدود 1500نفر از کارکنان نیروی هوایی و هوانیروز اصفهان نیز با پیوستن به اجتماع مردم با آنان به راهپیمای برضد رژیم حکومت بختیار پرداختند. در 16 بهمن 57 نیز گزارش شد که امام خمینی (ره) حمایت چندین هزار افسر بازنشسته را که به خاطر مخالفت با شاه از ارتش ایران تصفیه شده‌اند جلب کرده‌ است. در چهارمین روز اقامت امام در ایران ده‌ها افسر درجه‌دار سرباز و همافر در زمره هزاران ایرانی بودند که برای اعلام پشتیبانی به محل اقامت امام رفتند. در این روز صادق خلخالی به نمایندگی از امام خطاب به نظامیان و خانواده‌های آنان گفت: «ارتشیان در هرکجا که باشند فرزند گرامی مردم و امام هستند» روز 19 بهمن نیز که به روز «جرقه نیروی هوایی» معروف است گروه کثیری از درجه‌داران نیروی هوایی در تظاهرات و راهپیمایی به طرفداری از انقلاب شرکت کرده سپس به نشانه همبستگی با امام خمینی (ره) به اقامتگاه ایشان رفتند. این اقدام و خبر و تصویر مربوط به آن در تمام محافل داخلی و خارجی انعکاس شدیدی یافت.
صبح روز 21 بهمن ماه دفتر امام خمینی (ره) با انتشار اعلامیه‌ای صحت عکس منتشر شده را در روزنامه کیهان که ستاد بزرگ ارتشیاداران آن را جعلی خوانده بود تأیید کرد، این تأیید حرکت همافران را نهایی کرد. در همین روز دولت با انتشار اطلاعیه‌ای مقررات منع عبور و مرور و حکومت نظامی جدیدی را ابلاغ کرد. امام خمینی (ه) طی اعلامیه‌هایی به مردم توصیه کردند که به این مقررات توجه نکرده و به خیابانها بیایند. به نظر می‌رسید که انقلابیون در جلب حمایت فرماندهان ارشد نظامی با مشکلاتی مواجه شده باشند.
در ساعت 5/8 عصر روز 20 بهمن ماه 57 تلویزیون برنامه‌ ویژه‌ای را در ارتباط با رویدادهای مربوط به بازگشت امام به تهران پخش کرد. این برنامه هیجان زیادی در میان نظامیان در پادگان دوشان تپه تهران بوجود آورد درگیری مسلحانه بین‌ مردم و نیروهای ارتش از اواخر شب 20 بهمن از پادگان دوشان تپه شروع شد. در جریان نمایش فیلم مراسم استقبال امام خمینی (ره) هنرجویان نیروی هوایی نسبت به امام ابراز احساسات کردند. افراد گارد شاهنشاهی برای ساکت کردن هنرجویان و دیگر کارکنان نیروی هوایی وارد عمل شدند و زدوخورد و تیراندازی بین آنان شروع شد. با انتشار خبر شورش افراد پادگان نیروی هوایی مردم برای یاری آنها به دوشان تپه ‌روی آورده و وارد پادگان شدند. اسلحه‌ خانه‌ها را باز کرده و با استفاده از سلاح‌های موجود با افراد گارد شاهنشایی به مبارزه پرداختند در این میان شماری از کارکنان نیروی زمینی هم به نظامیان انقلابی پیوستند.
در این میان برخورد مطبوعات آمریکایی با قضیه جالب توجه است. با وجود تمام وقایع و تحولاتی که شرح داده شد، روزنامه نیویورک تایمز در مقالاتی موضوع قدرت ارتش را به بحث و بررسی گذاشت تا وانمود کند دولت بختیار و ارتش شاه که از آن پشتیبانی می‌کرد شسکت ناپذیرند. حتی پس از اثبات اینکه اکثر قریب به اتفاق مردم و از جمله نظامیان از انقلاب حمایت می‌کنند، این روزنامه با چاپ تصاویری سعی در القای این فکر در خوانندگان را داشت که کنترل اوضاع هنوز در دست دولت بختیار و ارتش است، مخالفت نظامیان با دولت بختیار برای خبرنگاران خارجی آشکار بود و رجزهای این مرغ طوفان بی‌تأثیر و پوچ بود. ولی نیویورک تایمز این مسئله را در آن زمان گزارش نکرد، اختلافات داخلی در درون ارتش کاملاً آشکار بود اما این روزنامه همچنان به انتشار گزارش‌هایی برای نشان دادن قدرت بختیار پرداخت ولی اعلامیه‌های معمار بزرگ انقلاب و لبیک نظامیان به ندای این پیر فرزانه باعث شد که در روز 22 بهمن شورای عالی ارتش در جلسه صبح خود به اتفاق آرا تصمیم به بی‌طرفی ارتش در درگیری‌های سیاسی بگیرد و این مسئله به معنی پشت‌پا زدن کامل به شاه و دیگر هوادارانش و قطع امید کامل هیئت حاکمه؛ به همین جهت برخلاف نظر بختیار و بدون هماهنگی قبلی با وی به تمام واحدهای نظامی دستور داده شد که به پادگان‌های خود برگردند. در مجموع فرماندهان ارشد ارتش شاهنشاهی به این نتیجه رسیده بودند که ارتش قادر به کنترل امور و به‌طور خلاصه به هیچ کاری نیست و اگر بخواهد به اصطلاح عمل کند و کاری انجام دهد معلوم نیست آیا کسی هست که این فرامین را اجرا کند یا خیر؛ در ادامه اعلامیه‌ شورای عالی ارتش با توجه به تحولات کشور و برای جلوگیری از هرج‌ومرج و خونریزی بیشتر بی‌طرفی ارتش اعلام و به یگانهای نظامی دستور داده شد که به پادگانهای خود را مراجعه نمایند و این یعنی پایان حکومت 55 ساله رژیم طاغوت و دفن شدن در زباله‌دان تاریخ.
پس از این اعلامیه فرماندار نظامی تهران هم در اعلامیه شماره 43 خود به همه‌ی یگان‌ها و عناصر انتظامی دستور داد که به محل‌های خود مراجعه نمایند.
در نهایت در روز 23 بهمن ماه نیز از سوی دولت موقت تیمسار سرلشگر قرنی به سمت ریاست کل ستاد ارتش و تیمسار محققی به‌ طور موقت به سرپرستی ژاندارمری کل کشور منصوب شدند؛ در این روز ستاد ارتش به‌طور رسمی تحویل نمایندگان دولت موقت شد. امرای ارتش برکنار شدند و به دستور دولت موقت تا انتخاب فرماندهان جدید برای نیروهای مسلح انجام وظایف و مسئولیت‌ فرماندهان ارتش شاهنشاهی برعهده معاونان آنان گذاشته شد. بدین ترتیب پرونده حکومت خاندان پهلوی برای همیشه مسدود و در زباله‌دان تاریخ دفن شد.
در پایان اشاره‌ای به انگیزه و مبارزه ارتش به شرح ذیل اشاره می‌گردد؛ ضعف ساختار فرماندهی نیروی مسلح که کاملاً مشابه سیستم نظامی آمریکا بود یکی از دلایل جدایی ارتش بود، نارضایتی نظامیان از فساد مالی ارتش یکی از مهمترین زمینه‌های نارضایتی ارتش بود که با سوء استفاده‌های مالی قانون‌شکنی و رعایت نکردن عدالت در امور پرسنلی و مسائل رفاهی و اجتماعی بود. رفتار تبعیض‌آمیز و فاصله طبقاتی بین سلسله مراتب ارتش یکی دیگر از علل و عوامل فاصله بین ارتش و شاه بود. نمونه دیگری از نارضایتی‌ها در نیروی هوایی بود؛ در ارتباط با صنایع هواپیماسازی کشور آمریکا که به نیروی هوایی شاهنشاهی تجهیزات می‌فروخت و به‌طور مرتب عملکرد افراد و سازوبرگ‌های نظامی آنها را آزمایش می‌کرد و اجازه هیچگونه دخالت و یا اظهارنظر به افسران و درجه‌داران ایرانی داده نمی‌شد.
یکی دیگر از عوامل نارضایتی در ارتش که در 19 بهمن 57 تیر خلاص را به رژیم شاه شلیک کرد مسئله همافران نیروی هوایی بود. همافران افراد دیپلمه‌ای بودند که از سال‌ها پیش به منظور تشکیل کادر فنی پیشرفته برای نیروی هوایی با شرایطی خاص و حقوق و مزایای قابل توجه و مکفی در نیروی هوایی پذیرفته شده بودند، ولی برابر مقررات استخدام نمی‌‌بایست به درجه افسری نائل گردند، همه‌ی این عوامل و سایر عوامل دیگر دست‌ در دست یکدیگر نهاده تا مانند دانه‌های تسبیح به دست توانگر امام راحل به رشته تحریر درآمده و در نهایت پایه حکومت ظلم و ستم را در هم فرو ریخت.

*ارتش در کلام رهبر
پس از فروپاشی پایه‌های ظلم و ستم طاغوت در ایران و برپایی نهال نوپای انقلاب اسلامی دشمن شکست خورده و رانده شده از کشور دست به توطئه‌های جدید به شیوه‌های نوین را نمود، از جمله این توطئه‌ها ایادی شرق و غرب و آنها که صداقت و امانت و میهن‌داری ارتشیان غیور را در حماسه‌ پیروزی انقلاب اسلامی درک نکرده بودند. با ترفندی نو کمر به نابودی ارتش بستند و با شعاری به ظاهر انقلابی از جمله «ارتش بی‌طبقه توحیدی» مصمم به انحلال و غارت سلاح‌ها و نابودی امکانات دفاعی کشور پرداختند. امام راحل به عنوان بزرگترین حامی ارتش پای در میدان نهادند و نقشه دشمنان را برآب نمودند و طی پیمانی با قاطعیت هرچه تمامتر ضرورت حفظ ارتش را اعلام کردند و به همین مناسبت این روز تاریخی «29 فروردین) به عنوان روز ارتش جمهوری اسلامی ایران و همچنین روز دلاورمردی‌های رزمندگان نیروی زمینی ارتش انتخاب و هر سال مورد تمجید و تجلیل قرار می‌گیرد.
-بی‌شک انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) یکی از برجسته‌ترین، نادرترین، درخشانترین، بزرگترین و استثنایی‌ترین رویدادهای جهان در نظام بین‌المللی بود که توانست تمام معادلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی را در سطح جهان به هم بریزد.
اکنون کارنامه ارتش جمهوری اسلامی ایران در سایه ایثار و از خودگذشتگی و فداکاری‌های آحاد نیروهای جان برکف آن به خصوص در دوران هشت سال دفاع مقدس درخشان و افتخارآمیز و غرور برانگیز است. ارتشی که توسط مستشاران آمریکایی تعلیم و آموزش دیده بودند که فقط در خدمت شاه و خواسته‌های آن و اربابانش باشند اکنون به درجه و مرتبه‌ای ارتقا یافته است که رهبر انقلاب آن را «کلمه طیبه» و ارتش حزب‌الله می‌نامند. در پایان به تعدادی از جملات گهربار و تاریخی رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای در مقام و منزلت ارتش اشاره می‌نماییم.

-فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند:
بنده از اولین روزهای پس از انقلاب با ارتش سروکار پیدا کردم و از طرف امام (ره) مأموریت یافتم که در کارهای ارتش باشم. در ستاد مشترک، در وزارت دفاع در نیروهای گوناگون (سه‌گانه) و...
تا امروز من ارتش را زیر نظر داشته‌ام و این را می‌توانم با جرئت و قوت بگویم که ارتش امروز از یک ترقی و تعالی فوق‌العاده‌ای برخوردار است و امروز ارتش ما یکی از ارتش‌های ممتاز و برجسته به حساب می‌آید.
امروز نیروهای مسلح در چشم‌ ملت ایران عزیزند. امروز نیروهای مسلح چهره متکبر و زور، احساس جدایی از ملت و اقتدار دورکننده هر انسانی درمتن مردم را ندارند. این روحیه را در خودتان تقویت کنید. روحیه از مردم بودن. با مردم بودن و در راه هدفهای مردم بودن.
-از فرمایشات رهبر انقلاب اسلامی در مورخه 2/10/83 در دانشگاه افسری امام علی (ع): نظامی‌گری در یک چنین نظامی مایه افتخار است. به نظامی‌گری خود ببالید و افتخار کنید و به لفظ اکتفا نکنید در عمل نظامی مؤمن یعنی مجاهد فی‌ سبیل‌الله باشد و شرط مجاهد آماده بودن است.
از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در مورخه 22/7/83 در مراسم مشترک دانش آموختگی. همه حقایق درست عالم کلمه طیبه و حکمات‌الله‌اند. ما در زمینه مورد نظر خودمان کلمه طیبه را پیدا کنیم در آنجا ارتش جمهوری اسلامی کمله طیبه است.
از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورخه 18/3/85 در آجا.
ارتش، محبوب مردم و ماست. من ارتش را از صمیم قلب دوست می‌دارم، چون آنرا تجربه کرده‌ام و تواناییهای او را دیده‌ام. آنجا که از او توقعی می‌رود و باید خودش را نشان دهد، فداکاری می‌کند و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد.

نویسنده: سرهنگ 2 موسی‌الرضا قمری
گروهبانیکم مجتبی کیخا
ارسالی: از روابط عمومی نیروی زمینی ارتش

منابع و مأخذ:
1) کتاب امام و ارتش (ارسال 1342 تا 1358)
تدوین اداره ع س آجا در بهمن 1360 فروغ دانش
2) ارتش و انقلاب اسلامی - اثر - دکتر سعیده لطفیان
ناشر س . ع. آجا - سال چاپ 1382
3) ارتش مکتبی - از انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سال 60
4) پیام ولایت - بیانات فرماندهی معظم کل قوا در جمع فرماندهان و پرسنل ارتش به مناسبت روز ارتش در سال 77
5) تاریخچه انقلاب و ارتش - معاونت آموزش نزاجا - مهرماه 79
6) ارتش در کلام رهبر - ع. س آجا - دفتر سیاسی
7) ارتش در نگاه رهبر - معاونت تبلیغات و روابط عمومی آجا
8) ارتش کلمه طیبه - ع س آجا - بهار 84
9) ماهانه ارتش جمهوری اسلامی ایران «صف»

 

  • ۲۰ بهمن

طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.

ساعت ۹ شب سربازان گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران(خیابان دماوند) حمله نمودند.

  • ۲۱ بهمن

دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت ۴ بعدازظهر اعلام نمود.

سید روح‌الله خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمود.

 

21 بهمن ماه 1357

دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده وحکومت نظامی را از ساعت 4 بعد اظهر اعلام نمود.حضرت امام ، دستور شکستن حکومت نظانی وحضور در خیابانها را صادر نمودند،در تهران وشهرستانها بین سربازان گارد ومردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد 3 تن از محافظان امام ،توسط ماموران نظامی کشته ومجروح شدند،در وقایع خونین شهرستانها 28 نفر کشته شدند.

  • ۲۲ بهمن

با اعلام بی‌طرفی تمامی نیروهای نظامی، حکومت سلطنتی ایران(پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.

 

  • ۹ اسفند

حکومت سلطنتی ایران(پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.

به موجب فرمان سید روح‌الله خمینی، تمام اموال منقول و غیر منقول سلسله پهلوی و مقامات اسبق لشکری و کشوری، در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت. بختیار در پیام تلفنی به مدرسه با امیر انتظام سخن گفت و تاکید کرد که بعد از ظهر برای دادن استعفا به ملاقات مهندس بازرگان می‌رود

  • ۱۰ اسفند

آیت الله خمینی تهران به مقصد قم ترک کرد ولی ۱۱ ماه بعد به علت بیماری قلبی در ۲ بهمن ۱۳۵۸ به تهران بازگشت. مدیر عامل شرکت نفت اعلام داشت واژه کنسرسیوم از فرهنگ ایران حذف می‌شود

  • ۱۴ اسفند

کمیته امداد(یکی از نهادهای انقلابی) به دستور سید روح‌الله خمینی به منظور انجام امور عام المنفعه تشکیل شد. 

 

  • ۱۷ اسفند

در سرمای سخت و بارش برف هزاران زن در تهران تظاهراتی به مناسبت روز زن بر پا داشتند که در عمل به تظاهرات ضد حجاب تبدیل شد. این تظاهرات که در دانشگاه تهران بر پا شده بود و به پیشنهاد سخن رانان به راهپیمایی انجامید اما در میدان ولیعصر گروهی از مردان مسلمان و زنان با حجاب راه را بر راهپیمایان که عموماً بی حجاب بودند بستند و کار به زد و خورد کشید.

 

وقایع سال ۱۳۵۸

  • ۱۲ فروردین

در این روز مردم ایران در یک همه‌پرسی به و به دعوت آیت الله خمینی شرکت کردند و با اکثریت قاطع(بیش از ۹۸ درصد) به جمهوری اسلامی(به عنوان نظام حکومتی آینده) رای دادند.

 

  • ۱۸ فروردین

امیر عباس هویدا، نخست وزیر سابق ایران در دوران شاه با حکم صادق خلخالی

قاضی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد اما قبل از اتمام دادگاه در وقت تنفس به قتل رسید. همچنین بیش از ۲۰۰ تن از مقامات بلند پایه رژیم سابق در خلال دو ماه بعد از انقلاب طی حکمهای دادگاه‌های انقلاب اعدام گشتند.

  • ۱۳ آبان
  اشغال سفارت آمریکا

در این روز دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و افراد حاضر در سفارت را به .

  • ۵ بهمن

ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان اولین رییس جمهور ایران انتخاب شد و حکم ریاست جمهوری خود را در بیمارستان قلب تهران از آیت الله خمینی، که به علت بیماری در آن بستری بود، دریافت کرد.

 

 
ابوالحسن بنیصدر، خائن بالفطره!

 

برخوردهای ماه‌های بعد

هنگامی که سید روح‌الله خمینی با یک استدلال حقوقی، مجاهدین خلق را به سبب عدم اعتقاد به قانون اساسی از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران منع کرد، حضور گسترده و نظامی این گروه در سطح شهرها آغاز شد و در پی آن درگیری‌های کوچک و بزرگی با گروه‌های حزب‌اللهی آغاز گشت، این خشونت‌ها و درگیری‌های مشابه دست کم ۲۸ ماه به طول انجامید که منجر به خسارات جانی و مالی فراوان شد.[۴]

 

ب

صدور انقلاب

اندیشه‌ای است امت گرا که بر پایه جهان‌بینی شکل می‌گیرد. هدف آن ایجاد یک اتحاد اسلامی راهبردی و فراگیر است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و به وسیله انقلابیون اسلامگرا قوت گرفت.

  • پیش نیازها: زمانی که جهان بینی(در این مورد جهان بینی اسلامی) از کارکرد و اصالت بیشتری برخوردار شود زمینه برای صدور انقلاب محیا است٬که ایجاد این اصالت وکارکرد مشترک نیازمند ایجادآموزه‌های راهبردی مشترک است.
  • اهداف:

۱-ایجاد یکپارچگی فکری و سیاسی در بین ملل اسلامی(هم صدایی یا وحدت کلمه).

۲-اعمال نظر بیشتر و کاراتر در عرصه موضوعات مهم بین المللی.(برای مثال دارا بودن حق وتوی مشترک برای کشورهای اسلامی).

۳-ایجاد هویت یکپارچه به منظور تحقق اهداف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... مشترک. [۵] [۶]

  • عواقب: اعمال و اجرای این سیاست خارجی (گرچه صرفاً درمنطقه خاورمیانه) مخالفان سرسختی نیز داشته و دارد٬ این مخالفت‌ها تا این حد جدی است که بسیاری معتقدند حمایت اعراب از عراق در هنگام جنگ با ایران به دلیل هراس از عواقب احتمالی سیاست صدور انقلاب بود
  • 31شهریورماه سالروز جنگ تحمیلی و آغاز هفته دفاع مقدس است

    اما  علل اصلی این تجاوز را می توان اینچنین برشمرد:

    الف) تحریک استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا به دلایل زیر:

    به خطر افتادن منافع آمریکا با پیروزی انقلاب اسلامی

    خشم ناشی از اشغال لانه جاسوسی

    شکست در عملیات طبس


    ب) اوضاع سیاسی ایران و حاکمیت ضعیف دولت موقت که تا سقوط بنی صدر موجب تضعیف جمهوری اسلامی شده بود.

    ج) اوضاع نابسامان اقتصادی به واسطه تحریم ها و کاهش فروش نفت

    د) توسعه طلبی صدام با توجه به افزایش توان نظامی اش در مقابل ایران.

    رژیم بعث عراق اهداف ویژه ای را با حمله به ایران دنبال می کرد که عبارتند از حاکمیت مطلق بر اروند رود، تصرف جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، تجزیه استان خوزستان ، دستیابی به ارتفاعات غرب کشور به ویژه میمک و سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران.

    اقدامات عملی عراق برای تجاوز تا قبل از 31/6/59 با 636 مورد نقض مکرر حریم هوایی،‌ زمینی و دریایی و همچنین لغو یک جانبه قرارداد الجزایر در  تاریخ 26/6/59 انجام گرفت و بدین ترتیب طبل جنگ در تاریخ 31/6/59 از سوی عراق به صدا در آمد.

    آغاز حمله (31/6/59)

    سرانجام تهاجم سراسری عراق در تاریخ 31/6/59 با محور قرار دادن حمله گسترده زمینی و در حمایت تجاوزات هوایی و دریایی آغاز گردید. نیروی زمینی عراق در آغاز تجاوز دارای 12 لشگر و 5 لشگر زرهی، 5 لشگر پیاده، 2 لشگر مکانیزه) و 45 تیپ مستقل (10 تیپ پیاده، یک تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه، 3 تیپ نیروهای مخصوص، 10 تیپ گارد ریاست جمهوری و 20 تیپ گارد مرزی) بود.

    در روزهای نخست حمله، عمده قوای عراق از محورهای شلمچه، طلاییه، تنگه چزابه، دزفول برای اشغال خوزستان وارد خاک ایران گردید. تبلیغات عراق برای عظیم نشان دادن جنگ آغاز شد که یکی از آنها تغییر نام شهرها و ادغام شبکه های برق، پست و تلفن به شرح زیر بوده است:

     سوسنگرد به خفاجیه- خرمشهر به محمره- آبادان به عبادان- خوزستان به عربستان

    مقاومت نیروهای مسلح ایران با همراهی آحاد مردم نیز آغاز شد با توجه به اینکه سپاه پاسداران تمام توان خود در مبارزه با ضد انقلاب داخلی و تامین امنیت شهرها و نبرد با ضد انقلاب در کردستان به کار گرفته بود، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی به دفع تجاوزهای اولیه دشمن پرداخت.

    همچنین نیروهای بسیج مردمی بدون سازماندهی و خودجوش و یا به صورت منسجم به وسیله سپاه پاسداران سازماندهی و همدوش با ارتش به مقابله با دشمن پرداخته و عزم و اراده ملی ایران را برای دفاع تجاوز نشان دادند.

    مهمترین نتایج مقاومت در برابر تجاوز این بود که نیروهای عراق نتوانستند از اروند رود استفاده نظامی و غیر نظامی کنند. آبادان تنها به یک محاصره ختم شد و در تجاوز به اهواز نیز در 15 کیلومتری این شهر متوقف شدند. سوسنگرد از اشغال درآمد و تلاش در جبهه شمال غرب عقیم ماند و به نتیجه نرسید. اما بستان، مهران، موسیان، نفت شهر و سومار به دلیل نزدیک بودن به مرز اشغال شد.

    عملیات پدافندی قصر شیرین (31/6/59)

    لشگر 81 زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این عملیات به همراه رزمندگانی از سپاه عشایر منطقه و پشتیبانی هوانیروز و نیروی هوایی ارتش ایران توانست دشمن را زمین گیر کند و دشمن در ارتفاعات گاومیشان، کوره موش، قراویز، بازی دراز، تنگ حاجیان، چرمیان، داربلوط، بان سیران، کله جوب، سارات ها، تنگ بیجار، تنگ بینا، ذیل و کنجانچم (منطقه عمومی غرب) حرکتش متوقف گردید.

    ماموریت مذکور در حالی انجام شد که کاهش استعداد پرسنلی ناشی از تقلیل خدمت وظیفه را شاهد بودیم. اما همراهی سپاه و نیروهای خودجوش باعث شد که دشمن متجاوز نتواند به نتیجه برسد. نتیجه این عملیات انهدام 40 درصدی لشگر 6 زرهی عراق و تلفات 20 درصدی گردان یک تیپ 22 لشگر 8 پیاده کردستان عراق بود.

    ارتش عراق در تلاش بود که قصر شیرین، سرپل ذهاب و گیلانغرب را در خاک ایران تصرف کند که با مقاومت ایران تنها قسمت کمی از اهداف آنها تصرف شد و از دستیابی به همه اهداف تعیین شده باز ماند.

    عملیات پدافندی خرمشهر (31/6/59)

    تصرف و اشغال خرمشهر به لحاظ اهمیت ویژه از نظر سیاسی و جغرافیایی در طول هشت سال دفاع مقدس توسط عراق نقطه عطف حملات عراق بوده است. نیروهای عراقی در محور شلمچه خرمشهر در حالیکه توانایی کافی جهت عبور از رودخانه و حرکت در خشکی را داشتند، با ساتفاده از امکانات خود توسط لشگر 5 مکانیزه در روز 31/6/59 هجوم گسترده ای را به طرف خرمشهر آغاز کردند. این هجوم همراه با حمایت هوایی و آتش توپخانه بود که تمام مناطق خرمشهر را مورد حمله قرار داد. یگان هایی از لشگر 92 زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از جمله گردان 151 با رشادت سرگرد شهید مصطفی کبریایی همراه با نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای داوطلب مردمی و تکاوران دریایی و یگان های دیگر به صورت پراکنده در مقابل حمله دشمن مقاومت کردند. دشمن قصد داشت خرمشهر را تصرف و راه خود را برای حرکت به طرف آبادان و اهواز از این محور تسهیل کند و نهایتا به منابع نفتی و صنعتی استان خوزستان دست یابد. مقاومت دلیرانه سپاه، ارتش و مردم ایران در طول 34 روز نبرد سنگین و تن به تن حماسه های بدیعی را از ایثار و شهامت حلق نمود. حماسه ای که هر چند در تاریخ جنگ نهایتا پایان آن را پیروزی نسبی عراق رقم زده است ولی نباید پوشیده بماند که عراق نه تنها نتوانست از طریق آب اقدامی را انجام دهد بلکه بعد از تصرف قسمت شمال غربی خرمشهر در شمال رودخانه اروند مجبور به توقف در کنار پل گردید و هرگز نتوانست قسمت دیگر خرمشهر را اشغال نماید و نهایتا پل را در سمت خودش خراب نمود.

    31/6/59 عملیات پدافندی سوسنگرد

    درگیری در منطقه پاسگاه های مرزی سوبله، رشیدیه و صفریه در مرز ایران از اوایل شهریور آغاز گردید و از روز 31 شهریور 59 به مدت هشت روز یکی از سنگین ترین نبردهای ابتدای جنگ در این منطقه به وقوع پیوست به حدی که روز هشتم، نیروی هوایی و هوانیروز ارتش ایران بیشترین توان خود را در پشتیبانی هوایی انجام دادند.

    تدبیر انجام شده مبنی بر بکارگیری گروه رزمی 148 از لشگر 77 خراسان از نیروی زمینی ارتش ایران در محور حمیدیه سوسنگرد و ضرباتی که تیم شکار تانک گروه عملیات نامنظم شهید چمران به عراق وارد آورد باعث گردید دشمن از این محور عقب نشینی نموده و تانک های بسیاری را از خود به جای بگذارد، هر چند در این محور، مناطقی به تصرف دشمن درآمد ولی از نزدیک شدن دشمن به اهواز ممانعت به عمل آمده و از الحاق نیروهای عراقی در منطقه سوسنگرد با نیروهایی که در جاده اهواز- خرمشهر تا 15 کیلومتری اهواز پیشروی کرده بودند جلوگیری شد.

    عملیات پدافندی شمال آبادان- ایستگاه حسینیه 31/6/59

    دفاع از خرمشهر و محور شمالی آن در منطقه حسینیه توسط ایرانی ها مهمترین موضوع بود که فکر فرماندهان نظامی وقت را در قبل از پیروزی  انقلاب اسلامی ایران به خود مشغول کرده بود و بر این اساس تاسیسات مرزی بنام دژ از پاسگاه شلمچه تا طلاییه به طول 90 کیلومتر تا سال 1353 احداث گردید ولی به دلیل از بین رفتن سازمان و تجهیزات گردان 151 دژ خرمهشر، با شروع جنگ، اقدام عملی در استفاده از دژهای ساخته شده ابوذر جهت گرفتن زمان کافی عملیات تاخیری انجام گردید و به علت مقاومت های گردان های 151 دژ، گردان 165 مکانیزه، گردان 232 تانک، یگان های ژاندارمری خوزستان و نیروهای مردمی در محور خرمشهر، عراق مجبور شد تلاش دیگری را در ایستگاه حسینیه به طرف اهواز انجام دهد، در طول سه روز تلاش، عراقی ها توانستند 20 کیلومتر پیشروی کرده و خود را به جاده اهواز – خرمشهر برسانند و خرمشهر از شمال مورد تهدید قرار گرفت.

    علیرغم تلاش فراوان انجام شده نیروهای ایرانی به دلیل از بین رفتن کامل گردان 232 و متلاشی شدن قسمت اعظمی از گردان 151 دژ و 165 مکانیزه در روز 19 مهر ماه 1359 در آبادی مارد دشمن پلی بر رودخانه کارون نصب کرد و با عبور از پل ، خرمشهر را از سمت شمال محاصره نمود.

    همچنین یگان های عراقی بعد از 19 روز توانستند محوری به طول حدود 50 کیلومتر به طرف ابادان باز کنند، اما در این منطقه نیز هر چند به صورت محدود موفق به عبور از بهمنشیر شدند ولی به دلیل مقاومت سرسختانه دلاوران ارتش و نیروهای مردمی، عقب نشینی نموده و در شمال آبادان متوقف شدند.

    در منطقه حسینیه نیز یگان های عراقی تا 15 کیلومتری اهواز در داخل خاک ایران نفوذ کردند ولی به دلیل مقاومت سرسختانه ایران موفق شدند وارد اهواز شده و در منطقه «دب حردان» ابتدای کارخانه نورد اهواز مواضع پدافندی اتخاذ کردند.

    31/6/59 عملیات پدافندی کرخه- شورش

    در محورهای شرهانی،‌ عین خوش و پای پل کرخه (سرخه نادری) در منطقه جنوب جمهوری اسلامی ایران که یکی از محورهای تجاوز عراق در روز نخست جنگ بود تنها تیپ 2 زرهی از لشگر 92 نیروی زمینی ارتش ایران مسوولیت ایستادگی در مقابل دشمن را به عهده داشت. این در حالی است که تیپ های 17 و 42 زرهی عراق و تیپ 24 مکانیزه از لشگر 10 زرهی و تیپ 14 مکانیزه از لشگر 9 زرهی به همراه تیپ 10 مستقل زرهی در این محور به قصد تصرف دزفول و قطع حاده اندیمشک – اهواز حمله نمودند.

    با مساعدت و تلاش گروه رزمی 138 به تیپ 2 زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به مدت 7 روز عملیات تاخیری و پدافندی فوق در مقابل دشمن با موفقیت انجام شد.

    در این عملیات یگان های لشگر 92 زرهی از ارتش جمهوری اسلامی در منطقه غرب دزفول و شوش عملیات تاخیری انجام داده و توانستند پیشروی دشمن را از خط مرز تا کرانه غربی رودخانه کرخه به عمق 50 کیلومتر به مدت 6 روز به تاخیر اندازند و در روز هفتم نبرد قسمی از یگان های لشگر در این منطقه به شرق رودخانه عقب نشینی کرده و دشمن را در غرب رودخانه متوقف نمودند و قسمتی را نیز در غرب پل کرخه به عنوان سر پل را حفظ نموده تا بتوانند در آینده ای نه چندان دور با استفاده از آن عراق را مجبور به عقب نشینی کنند. در این عملیات تعداد قابل توجهی از نیروهای دشمن از پای درآمدند.

    2/7/59 عملیات پدافند میمک و مهران

    منطقه میمک از دیرباز مورد اختلاف مرزی ایران و عراق بوده و عراقی ها توانسته بودند در قرار داد 1975 الجزایر موافقت ایران را برای تحویل دادن قسمتی از ارتفاعات که به آن سیف سعد گفته می شود به دست آورند ولی این انتقال تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی صورت نگرفت. ارتفاعات میمک به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی منطقه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و عراق از تاریخ 19/6/59 تلاش زیادی را برای بدست آوردن این ارتفاعات انجام داد و این ارتفاع چندین بار بین نیروهای ایرانی و عراقی دست به دست شد.

    در دوم مهرماه 1359 نیروهای عراقی با لشگر دوم پیاده کوهستانی و تیپ 37 زرهی از دور محور به صورت مانور احاطه ای از مناطق ترساق، هلاله، زرباطیه و مهران به طرف میمک و کنجانچم هجوم سراسری خود را آغاز کردند و همزمان حمله متقابل نیروهای ایرانی در میمک اجرا و به وسیله تیپ یک لشگر 81 زریه تلفات سنگینی به دشمن وارد گردید. در این نبرد سرگرد زرهی محمد عبیری فرمانده گردان 217 به شهادت رسید.

    .شرح اجمالی روند جنگ تحمیلی از آغاز تا پایان

    Imageپیروزیانقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در ایرانوضعیت تازه‌ای را در منطقه و جهان پدید آورد. خروج ایران از زیر سایه بلوکغرب در نظام دو قطبی و اعلام استقلال کامل در نظام بین‌المللی و خروج ازدایره‌وار بستگان امریکا در همسایگی شوروی، محسوس‌ترین تبعات این انقلاببود. رهایی یک ملت از وابستگی و کسب استقلال و آزادی در مهمترین منطقهنفت‌خیز جهان - که دولت‌های آن فاقد مشروعیت مردمی بودند
    - ارائه اید‌ئولوژی جدید برای مبارزه با اسرائیل دروضعیتی که اید‌ئولوژی‌های گذشته ناتوانی خود را برای مقابله با اسرائیلنشان داده بودند، بخشی از عواقب پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود که نظامبین‌الملل نمی‌توانست در مورد آن بدون واکنش باقی بماند. خصوصاً از امریکاو هم‌پیمانان منطقه‌ای آن در خاورمیانه، بیشترین برخوردها انتظار می‌رفت.

     بروزبحران‌های متعدد و گسترده و پی در پی داخلی، افزایش حضور ناوهای آمریکاییدر خلیج‌فارس و تشکیل ناوگان پنجم دریایی امریکا به منظور پر کردن خلأقدرت در این منطقه بعد از سقوط ژاندارم منطقه (شاه ایران)، تشکیل "نیروییک صد و ده هزار نفری واکنش سریع" در ارتش امریکا به منظور حضور سریع درمناطق ویژه، فعالیت جدید نیروهای امریکایی در پایگاه‌های نظامی کشور ترکیهدر همسایگی ایران و پذیرش شاه در امریکا، هرکدام تهدیدی از سوی امریکاعلیه ایران اسلامی محسوب می‌شد. جدی بودن این تهدیدات به خصوص با حملهامریکا به ایران در صحرای طبس -که به شکست امریکایی‌ها انجامید ـ و باحمایت از کودتای نوژه - که در آستانه وقوع کشف گردید - آشکار شد.

    ازسوی دیگر، حکومت عراق که امضای قرارداد 1975 الجزایر را تحمیل بر خودمی‌دانست و همواره در پی فرصت بود که به هر نحو ممکن از عملی شدن آن شانهخالی کند گرایش به سمت غرب را آغاز کرده بود. مراودات دیپلماتیک جدید سرانحکومت عراق با حاکمان عربستان سعودی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی درایران، برکناری "حسن البکر" رئیس جمهوری عراق و جایگزین شدن صدام حسین بهجای وی اندکی پس از پیروزی انقلاب، تیره شدن روابط عراق با سوریه پس ازبرکناری حسن البکر، تصفیه درونی حزب بعث و اعدام عناصر برجسته حزب کمونیستعراق، همگی نشان‌دهنده تغییر جهت حزب بعث عراق به سمت غرب بود. در این حالحکومت عراق با اخراج رهبر انقلاب اسلامی ایران از عراق در آبان 1357،همچنین پس از انقلاب ایران با اعدام روحانیان مبارز عراق از جمله آیت‌اللهسید محمد باقر صدر و اخراج ایرانیان مقیم عراق، آموزش و تسلیح گروه‌هایموسوم به خلق عرب در خوزستان دشمنی خود را با انقلاب اسلامی آشکارمی‌ساخت. هدف این اقدامات حکومت عراق، دامن زدن به جنگ سرد علیه ایراناسلامی تلقی می‌شد. از همان اوایل تشکیل نظام اسلامی در ایران، اوضاعاستان‌های هم مرز با عراق بحرانی شد و از خوزستان تا آذربایجان غربی دستخوش حوادثی گردید که گروه‌های ضدانقلاب داخلی با حمایت عراق و یا عناصرعراقی تبار ایجاد می‌کردند. ارتش عراق نیز دور از صحنه نبود، بلکه بااقدامات مهندسی منطقه را برای شروع نبردی سنگین آماده می‌کرد و در این حالبا تجاوزات زمینی، هوایی و دریایی و با راه انداختن جنگ روانی علیه ایران،قدرت واکنش قوای ایران را می‌آزمود و معابر وصولی مناسب را برای آغاز هجومسراسری شناسایی می‌کرد.

    در مقابل، نظام نوپای جمهوری اسلامی که هیچاندیشه فرامرزی به جز صدور فرهنگ انقلاب اسلامی نداشت، در همان روزهایآغازین انقلاب به سرعت از توان نظامی خود کاست، مستشاران نظامی امریکاییرا از کشور اخراج کرد، از پیمان نظامی و منطقه‌ای "سنتو" خارج شد، قراردادخرید زیردریایی و آواکس را با کشورهای آلمان و امریکا لغو کرد، سقف پرسنلارتش را از پانصد هزار تن به نصف تقلیل داد و دوره خدمت وظیفه را از دوسال به یک سال کاهش داد. این وضعیت تا گذشت شش ماه پس از انقلاب ادامهداشت، اما پس از بروز چندین بحران در شش ماهه اول انقلاب - که آخرین آن،بحران بزرگ پاوه بود و پس از این که امریکایی‌ها شاه را پذیرفتند، اقداماتبازدارنده به مرور آغاز شد. تشکیل سپاه پاسداران و شروع تحول در ارتش وبازسازی آن - که از همان روزهای اول انقلاب آغاز شده بود - بخشی از ایناقدامات بازدارنده محسوب می‌شد. افزایش خدمت سربازی از 12 ماه به 18 ماه وواگذاری فرماندهی کل قوا به رئیس جمهور وقت - که افزایش انسجام تشکیلاتنظمی را در پی داشت و می‌توانست موجب هماهنگی قوای لشکری و کشوری شود -نیز بخش دیگری از اقدامات بازدارنده ایران به شمار می‌رفت. به موازات اینتلاش‌ها، تصرف سفارت خانه امریکا در تهران، بسیاری از برنامه‌های ضدامنیتیامریکا علیه ایران را فاش کرد و اسناد به دست آمده از آن، ضمن آن که عواملداخلی امریکا را که نقش‌های مهمی در تکمیل توطئه امریکا علیه ایرانداشتند، افشا کرد، بسیاری از تهدیدات را نیز برطرف کرد. این اقدامات باکشف کودتای نوژه تکمیل گردید.

    البته اقدامات بازدارنده ایران درحدی نبود که مانع از هجوم سراسری ارتش عراق به خاک ایران شود. در اینوضعیت، قوای مسلح نوپای ایران با بحران‌های داخلی درگیر بودند. بحران‌هاییکه حتی بخش‌هایی از استان‌های غربی کشور را به میدان جنگ‌های پارتیزانیتبدیل کرده بود. ارتش و سپاه هر دو برای مقابله با ضدانقلاب مسلح درگیربودند، امّا مسئولیت اصلی مقابله با جنگ روانی، آشوب، ترور، ارعاب مردم وشهادت عناصر شاخص انقلاب، متوجه سپاه بود و عملاً عمده توان سپاه را بهخود مشغول کرده بود و سپاه با گسترش توان خود در سراسر کشور به حفظ امنیتشهرها، روستاها، جاده‌ها و بسیاری از مناطق مرزی می‌پرداخت. به این ترتیب،در برابر معابر وصولی ارتش عراق کم‌تر از 20 درصد توان موجود قوای مسلحایران به کار گرفته شده بود و بقیه در سایر نقاط کشور در حال برقراری نظمو حفظ امنیت بودند. طراحی کودتای نوژه نیز در ارتش ایران - که در حال تحولاز ارتش شاهنشاهی به ارتش جمهوری اسلامی بود - نقش تخریبی بسیاری داشت وموقعیت ارتش را - که به علت تدبیر غلط شاه در کوران انقلاب و قرار گرفتندر برابر مردم تضعیف شده بود و می‌رفت که با رهبری امام بازسازی شود -مجدداً تضعیف کرد. از سوی دیگر، دشمن در ارزیابی بحران‌های موجود در کشور،دچار اشتباه شده بود و این وضعیت را به عدم ثبات نظام تعبیر می‌کرد. بهگمان دشمن در صورت یک تهاجم خارجی، نظام جدید ایران دچار گسستگی می‌شد وفرو می‌ریخت. با این پیش‌فرض، چند دیدار بین مقامات عالی‌رتبه عراقی وامریکایی صورت گرفت و پس از هماهنگی‌های لازم، عراق در شهریور 1359تجاوزات خود به ایران را تشدید و چندین نقطه از خاک ایران را اشغال کرد تاضمن آزمایش توانایی قوای مسلح ایران، واکنش افکار جهانیان را نیز بسنجد.در مقابل، قوای مسلح جمهوری اسلامی نتوانستند واکنش بازدارنده از خود نشاندهند و افکار عمومی جهانیان نیز در برابر این تجاوزات واکنشی نشان نداد،لذا حکومت عراق پس از آن که قرارداد 1975 الجزایر را رسماً در تاریخ27/6/1359 به طور یک جانبه لغو کرد، در تاریخ 31/6/1359 هجوم سراسری خودرا به خاک ایران اسلامی آغاز کرد.

    تجاوز همه جانبه ارتش عراق، اشغال ناقص

    درآغاز تجاوز سراسری، توپخانه‌های عراق به شدت شهرهای مرزی ایران راگلوله‌باران کردند و هواپیماهای نیروی هوایی ارتش عراق در عمق ایران تاتهران به پرواز درآمدند و به بمباران چندین شهرپرداختند. این اقدام عراقبیش از آن که اهمیت نظامی داشته باشد، اهمیت روانی داشت، به عبارت دیگر،عراق هجوم سراسری زمینی خود را با جنگ روانی آغاز کرد تا زمینه را برایپیش‌روی نیروهای پیاده تسهیل کند، لذا پس از هجوم گسترده هوایی و شلیکانبوه آتش توپخانه دشمن، عملیات سراسری زمینی او آغاز شد.

    عراق دراین هجوم، استراتژی "جنگ پرشدت و کوتاه مدت" را برگزیده بود، امّابلافاصله پس از هجوم هوایی دشمن، امام خمینی ابتکار عمل در جنگ روانی بهدست گرفت، بحران را مهار کرد و در آرامش به دست آمده، مسئولان کشوری ولشکری زمینه منابعی به وجود آورد تدابیر لازم را بیندیشند و اعتماد به نفسمردم نیز تقویت شود و به عنوان نیروی تأخیری وارد میدان شوند. امام بااصلی اعلام کردن جنگ، تأکید بر وحدت ملی، حمایت از فرماندهان نظامی و بازگذاشتن دست فرمانده کل قوا (رئیس جمهوری وقت)، زمینه‌های لازم را برایبرنامه‌ریزی فرماندهان فراهم آورد و استراتژی خودی را با عنوان "سلب آرامشاز دشمن" اعلام کردند.

    واکنش امام، مردم و نظام، نادرستیپیش‌فرض‌های دشمن را آشکار ساخت و بدین ترتیب استراتژی جنگ سریع و پرشدتبه نتیجه مورد نظر حاکمان عراق نرسید. پس از گذشت سه روز از آغاز جنگ،تحلیل‌گران نظامی اهداف عراق از شروع جنگ را دست نیافتنی دانستند و ارتشاین کشور را شکست خورده تلقی کردند. حکومت عراق نیز پس از گذشت شش روز ازآغاز جنگ، لحن اولیه خود را تغییر داد و از پایان جنگ سخن به میان آورد.

    عراقدر هفته اول جنگ، شهرهایی را اشغال کرد که اغلب کوچک و بعضی در حد یک بخشبودند. بزرگ‌ترین شهری که در هفته اول جنگ به اشغال درآمد قصرشیرین بود.عراق در اشغال شهرها با مشکل روبه رو بود و به جز سومار و موسیان که وسعتیبیش از یک بخش ندارند، در بقیه شهرها با مقاومت سرسختانه مواجه شد. ارتشعراق در پایان هفته اول دشت‌های وسیعی را پشت سر گذاشته بود و تعدادی ازشهرها را با دادن تلفات فراوان، تصرف کرده بود؛ امّا در جبهه غرب پشتدروازه‌های سرپل‌ذهاب و گیلان‌غرب و در جبهه جنوب پشت دروازه‌های خرمشهر واهواز و پشت رودخانه کرخه (در منطقه دزفول) متوقف شده بود. به این ترتیبهدف ارتش عراق هم در جبهه جنوب و هم در جبهه غرب ناقص ماند، لذا پس ازپایان هفته اول، استراتژی عراق از "جنگ سریع و پرشدت" به "جنگ بلند مدت وفرسایشی" تبدیل شد. در جبهه غرب، عراق تمایلی به سرمایه‌گذاری بیش‌ترنداشت و در جبهه جنوب نیز، هدف خود را از تصرف خوزستان به تصرف خرمشهر وآبادان محدود کرد. از آغاز هفته دوم جنگ، عراق حمله خود را به خرمشهر آغازکرد و در همان حال، شعار صلح خواهی نیز سر می‌داد. عراق در صورت موفقیت،می‌توانست لااقل با در دست داشتن مناطق مهم، ادعای حاکمیت خود بر اروندرودرا به ایران تحمیل کند و بدین ترتیب مطامع تاریخی عراق در خصوص انتقالمرزهایش به ساحل شرقی اروندرود تحقق می‌یافت.

    امّا جنگ در خرمشهربه درازا کشید و نیروهای مدافع شهر که از مرز تا پل‌نو هفت روز در مقابلدشمن ایستادگی کرده بودند، در محله‌های خرمشهر از پل‌نو تا پل خرمشهر -آبادان نیز 28 روز تمام جنگیدند، در حالی که با انسداد جاده‌های اهوازـخرمشهر و اهواز - آبادان و ماهشهر - آبادان، که به ترتیب در تاریخ‌های5/7/59،19/7/59 و 23/7/59 مسدود شد، شهر در محاصره کامل قرار داشت.

    پساز سقوط خرمشهر، دشمن، تصرف آبادان را هدف قرار داد. چهار روز پس از سقوطخرمشهر نیروهای عراقی با عبور از رود بهمنشیر در منطقه کوی ذوالفقاریه،وارد جزیره آبادان شدند، لیکن با همت مدافعان آبادان، متجاوزان به کلیمنهدم شدند. بطوری که، عراق تا پایان جنگ، دیگر برای عبور از بهمنشیر وورود به آبادان به استقبال خطر نرفت و سرمایه‌گذاری جدی نکرد. بنابراین،ارتش عراق در اشغال هدف محدود شده خود نیز ناکام ماند و بخش جنوبی خرمشهر(جنوب کارون) و جزیره آبادان از اشغال دشمن مصون ماند و به این ترتیب باتصرف ناقص اهداف، یک خط پدافندی ناقص و آسیب‌پذیر به دشمن تحمیل شد.

    دوهفته پس از حادثه کوی ذوالفقاریه، عراق برای تصرف مجدد سوسنگرد - که درتاریخ 1359/7/10 آزاد شده بود - حمله کرد امّا این بار نیز با مقاومتسرسختانه خودی روبه رو شد و پس از 72 ساعت، شکست خورد. بدین ترتیباستراتژی (عملیاتی) "سلب آرامش از دشمن" به نتیجه رسید و ارتش عراق رامجبور به پذیرش وضعیتی آسیب‌پذیر کرد. در عین حال عراق که در مقایسه تواننظامی دو کشور، توازن نظامی موجود را به نفع خود می‌دید، می‌دید، حاضر بهعقب‌نشینی نبود و می‌خواست در مذاکرات آتی، مناطق اشغالی را عامل تضمینکسب امتیاز از ایران قرار دهد. پس از اشغال سرزمین‌های ایران، چندین بارهیئت‌های صلح بین ایران و عراق تردد کردند. سازمان کنفرانس اسلامی وسازمان غیرمتعهدها هرکدام هیئتی را مأمور به میانجی‌گری کرد. همچنیننماینده دبیرکل سازمان ملل متحد نیز چند بار به تهران آمد و به بغداد سفرکرد. تهران هیچ‌گاه راه را به روی فعالیت دیپلماتیک نبست امّا میانجی‌گرانهیچ طرح تضمین شده‌ای برای آزادی سرزمین‌های اشغالی نداشتند، بلکه تنهاایران را به قبول آتش‌بس توصیه می‌کردند! از جمله این طرح‌ها قطعنامه 479شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ 7/7/59 بود که بدون توجه به حقوق ایرانخواهان پایان بخشبدن به درگیری‌ها شده بود. در مقابل، ایران که از موضعثابتی برخوردار بود و اعلام می‌کرد که قبل از هر چیز باید ارتش عراق بدونقید و شرط از سرزمین‌های عقب‌نشینی کند، تنها راه چاره را در اقدام نظامیمی‌دید.

    بن‌بست در جنگ، تحول در استراتژی

    مدتی پس از هجومسراسری ارتش عراق، در چهار چوب استراتژی "آزادسازی سرزمین‌های اشغال شده"چهار عملیات گسترده طرح‌ریزی شد که در صورت موفقیت، نه تنها سرزمین‌هایاشغالی آزاد می‌شد و مرزهای بین‌المللی در استان خوزستان تأمین می‌گردید،بلکه دشمن تا حومه بصره تعقیب می‌شد. امّا ابزار کافی برای اجرای ایناستراتژی در دست نبود و توان به کار گرفته شده نیازهای عملیاتی را کفایتنمی‌کرد؛ لذا استراتژی یاد شده به نتیجه نرسید و جنگ با بن‌بست روبرو شد.فرماندهی جنگ که برای اجرای این استراتژی می‌بایست سازمان‌های ارتش و سپاهو نیروهای مردمی را به کار گرفت، به جز ارتش، به کارگیری سایر ابزارها راتوصیه نمی‌کرد ضمن، آنکه روش‌های به کار گرفته شده نیز کاربرد لازم رانداشتند.

    در این اوضاع، بازنگری و ارزیابی عمل کرد گذشته به کوششبرخی از نخبگان نظامی آغاز شد و نیروهای خودی در بستر نبردهای محدود، باروش آزمون و خطا به بررسی پرداختند، لیکن وظیفه اصلی در این راستا متوجهفرمانده کل قوا (رئیس جمهور وقت) بود، امّا وی پس از احساس بن‌بست، جهتیافتن راه‌حل نظامی برای جنگ، اقدامی نکرد.

    فرمانده کل قوا برای باز کردن گره جنگ تدبیری نداشت و نیز از اندیشه نخبگانی که اوضاع جنگ را درک می‌کردند، یاری نمی‌خواست.

    ویپس از ناکامی نبردهای پل نادری، نصر و توکل، پنج ماه فرصت بازنگری داشت،امّا هیچ تدبیر و راه کار جدیدی ارائه نکرد بلکه با روی آوردن بهبحران‌های داخلی و نزدیک شدن به سازمان‌های مخالف نظام و روی در روی قرارگرفتن با اکثریت مردم، از پشتوانه مردمی و ملی نیز بی‌بهره شد و ضرورت عزلخود را قطعی کرد، که در این هنگام رهبری نظام در 2/3/60 وی را از سمتفرمانده کل قوا بر کنار کرد. پس از برکناری رئیس جمهور (بنی‌صدر) از مقامفرماندهی کل قوا، گروه‌های مخالف نظام که با وی هم‌پیمان شده بودند،موقعیت را برای تشدید بحران داخلی مناسب دیدند، بدان امید که رئیس جمهورهم‌چنان از حمایت مردمی برخوردار است و از این موقعیت آنان نیز بهرهخواهند برد. با اعلام طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس شورای اسلامیدر 26/3/60 سازمان مجاهدین خلق (منافقین) - که از همان روزهای اول انقلاباقدام به جمع‌آوری سلاح و تشکیل تیم‌های مخفی کرده بود - به حمایت از رئیسجمهور یک راه‌پیمایی غیرقانونی خشونت‌بار به راه انداخت. برخلاف تصورسازمان واکنش شدید مردم را نیز برانگیخت. لذا از روز بعد از این واقعه،سازمان که از قبل آماده ورود به فاز نظامی شده بود، رفتار تشکیلاتی خود راتغییر داد به اقدامات نظامی و مخفیانه روی آورد؛ ترورها و بمب‌گذاری آغازشد، بسیاری از مردم عادی مورد سوءقصد مسلحانه قرار گرفتند و نیز بسیاری ازمسئولان کشوری از جمله 72 عضو برجسته نظام در انفجار هفتم تیرماه 1360 درمقر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

    سپاه پاسداران انقلاباسلامی که با تحول در فرماندهی عالی جنگ، میدان مانور پیدا کرده بود ومی‌بایست در صحنه جنگ قابلیت‌های خود را به نمایش می‌گذاشت، ناگزیر شد درگسترده‌ای بسیار بیشتر و با حساسیتی افزون‌تر از گذشته، برای برقراریامنیت در سطح کشور وارد عمل شود و به عنوان نیروی اصلی پاسدار انقلاب، درکنار نیروهای کمیته‌های انقلاب اسلامی و سایر نیروهای امنیتی و اطلاعاتیاز جمله اطلاعات نخست‌وزیری، به حفاظت از اماکن و شخصیت‌ها، شناساییخانه‌های تیمی و انهدام تشکیلات منافقین و عناصر آن بپردازد. بنی‌صدر ورجوی که هر یک با اتکا به نیروهای یکدیگر، به هم نزدیک شده بودند، بهپاریس گریختند و مرکزیت سیاسی محاربه با نظام را در خارج کشور مستقرکردند، امّا مرکزیت نظامی سازمان که به رهبری موسی خیابانی در داخل کشوراستقرار داشت، به دنبال انهدام پی در پی خانه‌های تیمی و تشکیلات سازمان،طی یک عملیات سقوط کرد و با کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی (همسررجوی)، فرماندهی و رهبری سازمان منافقین در داخل کشور فرو پاشید و سازمانجایگاه خود را به عنوان یک مدعی داخلی به کلی از دست داد و به یک نیرویایذایی تبدیل گردید.

    از سوی دیگر، در همین حال به رغم تشدید بحرانداخلی که نتیجه آن، ناامنی در عقبه‌های استراتژیک جنگ می‌بود و شمارفراوانی از نیروهای سپاه و بسیج را معطوف خود می‌کرد، رهبری نظام بر اصلینگه داشتن جنگ تاکید می‌کرد. امام خمینی با اولویت‌بندی مصالح کشور،اولویت شماره یک را به جنگ اختصاص داد. در این حال، چنین با برطرف شدنموانع هماهنگی بین سپاه و ارتش، فرصت به کارگیری اندیشه‌های جدید نظامی کهاز اسفندماه 1359 پایه‌ریزی و در نبردهای محدود از جمله عملیات فرمانده کلقوا در21/3/60 آزمایش شده بود، به وجود آمد. علاوه بر این، با رفع موانعبرای ورود سپاه به میدان جنگ، زمینه لازم برای جذب نیروهای انقلابی وشکل‌دهی به این نیروها در قالب سازمان رزم، به وجود آمده بود و ظرفیت بهکارگیری نیروهای مردمی ایجاد شد، لذا سپاه می‌بایست در کنار ایجاد امنیتدر کشور و مقابله با جریانی که مردم، دولت، مجلس و قوه قضاییه را تهدیدمی‌کرد، به مسئله جنگ به عنوان اصلی‌ترین مأموریت خود، می‌پرداخت.

    آزادسازی مناطق اشغال شده

    دروضعیت جدید مسئولیت سپاه در جنگ بسیار مهم بود و تحول در فرماندهی ارتش کهبا فرماندهی سرهنگ علی صیاد شیرازی در نیروی زمینی ارتش ایجاد شده بود وهماهنگی فوق‌العاده وی و ستادش با سپاه، این مسئولیت را سنگین‌تر می‌کرد.تعیین استراتژی جدید نظامی، تعیین مناطق عملیاتی، حفظ ابتکار عمل درنبردها، چگونگی گسترش سپاه برای جذب بیشتر نیروهای مردمی و مقابله اساسیبا دشمن و نیز نقش سپاه و ارتش از جمله مواردی بود که به خوبی پی‌گیری شدو به سرانجامی مطلوب رسید. سپاه و ارتش مشترکاً در تبیین و اجرای اینموارد عمل کردند و در چهار عملیات گسترده در جنوب، محاصره آبادان، اهواز،شوش و دزفول را شکستند و شهرهای بستان و خرمشهر را آزاد کردند و در بسیاریاز نقاط خوزستان به مرز دست یافتند، اگرچه پاره‌ای از نقاط چون شلمچه،طلائیه، فکه و دویرج همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. در پایان این مرحلهکه به مرحله آزادسازی موسوم است، حدود 20% از مناطقی که در آغاز جنگ اشغالشده بود، از جمله نقاط حساس مرزی یاد شده در جنوب و چندین ارتفاع و شهرمرزی در غرب در اشغال دشمن باقی بود. همچنین تا آن جا که تأمین مرزهاایجاب می‌کرد، تعقیب دشمن نیز جزو اهداف استراتژی دوره آزادسازی محسوبمی‌شد، از همین روست که در عملیات نصر (هویزه) و نیز در عملیات بیت‌المقدس(فتح خرمشهر) پیش‌بینی شده بود که پس از آزادی خرمشهر، دشمن تا حومه بصرهتعقیب شود. امّا در هیچ یک از دو عملیات، عبور از مرز صورت نگرفت. درصورتی که اجرای آخرین مرحله عملیات بیت‌المقدس تحقق می‌یافت و دشمن در آنسوی مرز با موفقیت تعقیب می‌گردید، مسلما در تصمیم‌گیری برای ادامه و یاپایان جنگ تأثیر مهمی می‌گذاشت. به عبارت دیگر، در اختیار داشتن قسمتی ازشرق بصره که می‌توانست عامل فشار به عراق برای تخلیه سرزمین تحت اشغالمانده باشد، ممکن بود ضرورت ادامه جنگ را منتفی کند.

    عبور از مرز برای تعقیب دشمن

    درعملیات بیت‌المقدس به فتح خرمشهر اکتفا شد و آخرین مرحله آن عملی نگردید،لذا شلمچه در دست دشمن باقی ماند و خرمشهر و آبادان همچنان در معرض تهدیدبود. همچنین از فکه تا قصرشیرین نیز، ارتفاعات مرزی همچنان در اشغال بود وشهرهای مرزی یا در اشغال مانده بود، یا زیر دید و تیر نظامیان عراقی قرارداشت.

    ارتش عراق که خسارت‌های خود را در دو سال جنگ به سرعت ترمیمکرده بود، پس از فتح خرمشهر بیش از آغاز جنگ نیرو و تجهیزات داشت. ارزیابیروحیه تجاوزگر رهبری عراق به خصوص صدام حسین، نشان می‌داد که ارتش عراقهمچنان یک تهدید جدی علیه جمهوری اسلامی ایران به حساب می‌آید. از سویدیگر، منطق نظامی حکم می‌کرد در وضعیتی که برتری با خودی است و دور پیروزیادامه دارد، جنگ تا دست‌یابی به موقعیتی مستحکم ادامه یابد، به خصوص کههیچ ندای میانجی‌گرانه جدی در جهان شنیده نمی‌شد. محافل بین‌المللی دربارهحقوق ایران سکوت کرده بودند و عراق هنوز 2500 کیلومتر مربع از سرزمین‌هایایران اسلامی را تحت اشغال داشت و هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی سیاسی طرفمغلوب مشاهده نمی‌شد؛ کوچکترین امتیازی برای ایران در نظر گرفته نشده بود،حتی از محکومیت متجاوز خبری شنیده نمی‌شد و پرداخت غرامت به ایران بهفراموشی سپرده شده بود، لذا برای کسب موقعیت برتر و دست‌یابی به موفقیتیکه با استفاده از آن، امکان احقاق حقوق ایران میسر باشد، ادامه جنگ ضروریمی‌نمود. این جمع‌بندی سران سیاسی و نظامی کشور بود که در جلساتی بافرمانده کل قوا "امام خمینی" ارائه شد و برجهت‌گیری اولیه امام مبنی برلزوم پایان دادن به جنگ، تاثیر گذاشت. بدین ترتیب ضرورت تعقیب دشمن قطعیشد و تعقیب متجاوز تا حصول وضعیتی که تامین حقوق ایران را مقدور سازد،مبنای تصمیم‌گیری واقع شد و نقطه عطفی را در روند جنگ به وجود آورد.

    تصمیمجدید نیاز به استراتژی جدید داشت. استراتژی جدید با عنوان "تعقیب متجاوز"هدف‌های متعددی را دنبال می‌کرد: آزادی سرزمین‌های در اشغال مانده، تأمینمرزهای بین‌المللی، انهدام ارتش دشمن تا رفع تهدید آن، واداشتن نظامبین‌الملل به معرفی و تنبیه آغازگر جنگ و دریافت غرامت جنگی از عراق،هدف‌های این استراتژی شناخته می‌شد. امّا از آن جهت که امیدی به پیشرفتکار در مجرای دیپلماسی نبود و نشانه‌ای از واقع‌بینی در نظام بین‌المللیدیده نمی‌شد، خود به خود راهی جز هدف قرار دادن تغییر حکومت عراق باقینماند؛ زیرا تنها در آن صورت بقیه اهداف و حداقل حقوق حقه و منافع ملیایران تأمین می‌شد.

    تضمین اجرای این استراتژی، حمایت مردم از ادامهجنگ بود. نقش افکار عمومی که در گذرگاه‌های انقلاب اسلامی تعیین کنندهبوده است، در اثبات ضرورت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیز تاثیرگذار بود.رهبری نظام که حفظ مردم در صحنه را در برنامه خویش قرار داده بود و وحدت ویکپارچکی ملی و مردمی را حفظ می‌کرد، هرگز برای تسریع در چرخه امور ازروش‌های غیرمردمی و مستبدانه سود نجست، بلکه تنها با تقویت انگیزه‌ها وتأکید بر جنبه‌های شرعی و تقویت احساس تکلیف در مردم، آنان را به حمایت ازجنگ فرا می‌خواند، لذا با وجود آن که جامعه ایران جوان بود و سه برابرعراق جمعیت داشت، هرگز در طول جنگ تعداد نیروهای ایرانی در جبهه به تعدادنیروهای عراقی نرسید و هرگز کسی که از خدمت سربازی روی برگردانده بود و یامنطقه عملیاتی را ترک کرده بود، محاکمه نشد. همچنان که کسی برای رفتن بهجبهه مجبور نگردید. این روش که در نظام‌های شناخته شده جهان نوعی سوءمدیریت شناخته می‌شود، در انقلاب اسلامی که نوع مدیریت آن از نوع مدیریتانبیا است و بیش از هر چیز، انسان پروری در آن اهمیت دارد، روشی کاملاصحیح و پسندیده است، اگرچه در کوتاه مدت سبب از دست رفتن پاره‌ای ازموقعیت‌های مناسب نیز باشد. در مقابل، رهبران بغداد با روش‌هایی که به کارگرفتند نیروهای فراوانی را در جبهه گرد آوردند، حتی شیعیان عراقی کهدوستداران رهبران روحانی ایران و مردم ایران بودن و نیز عراقی‌های ایرانیتبار را هم به جنگ ایران فرستادند و هرکس روی از جنگ با ایران برمی‌گرداند، اعدام می‌شد و یا خانواده‌اش مورد آزار قرار می‌گرفت.

    امّادر ایران در کنار رهبری آموزگارانه امام و در کنار نقش تعیین کنندهنیروهای داوطلب مردمی، سازمان‌های ارتش، سپاه و بسیج به تفکیک مسئولیت، درنبردهای مشترک و مستقل و درآفند و پدافند تجربه‌های خود را محک زده درچارچوب استراتژی دوره تعقیب متجاوز، وضعیت رزمی خود را ارتقا می‌دادند؛افزایش استعداد تیپ‌های مستقل ارتش به لشکر، تشکیل سه نیروی سپاه (زمینی،هوایی، دریایی) و نیز اعزام‌های بزرگ بسیج، تمامی در این استراتژی قابلتبیین است. سلب آرامش از دشمن و وارد کردن ضربات سنگین به سازمان ارشت آن- که به منظور گرفتن فرصت بازسازی و تدبیر از دشمن به اجرا در می‌آمد -نیز در چارچوب این استراتژی عملی می‌شد. همچنین اصلی قرار دادن جنگ وپرهیز از سرمایه‌گذاری در مسائل جانبی، از جمله فرعی کردن مقابله بااسرائیل در لبنان در مقایسه با جنگ تحمیلی و تمرکز قوای مسلح در جبهه‌هایجنگ با عراق نیز در جهت تحقق آن استراتژی بود.

    سعی در غافل‌گیرکردن دشمن در سه عامل زمین، زمان و تاکتیک و نیز انتخاب زمین نبرد و تحمیلآن بر دشمن، از جمله موارد دیگری بود که در اجرای این استراتژی رعایتمی‌شد. کسب تجارب جدید در به کارگیری تجهیزات و تعیین نقش تأثیرگذار برخیتجهیزات در تاکتیک‌های ویژه، از جمله نقش شناورها در عملیات خیبر و نقشتوپخانه در عملیات والفجر8 نیز با توجه به همان استراتژی قابل تبیین است.کاهش میزان تأثیرگذاری سلاح‌های پیشرفته دشمن که با ادامة جنگ در زمین‌هایدشوار، دنبال می‌شد نیز با توجه به آن استراتژی بود.

    در استراتژی"تعقیب متجاوز" که هدف نهایی بصره بود، با وجود تداوم جنگ در سه جبههشمالی، میانی و جنوبی، جبهه جنوبی منطقه اصلی نبرد بود و دو جبهه دیگر تاپایان زمستان 1365 نقش پشتیبانی داشتند. اولین نبرد بزرگ در استراتژیتعقیب متجاوز، عملیات رمضان در شرق بصره بود که به سبب عدم انطباق کاملوضعیت خودی با آن استراتژی، با وجود موفقیت‌های اولیه، به اهداف خودنرسید. مهم‌ترین نبرد بزرگ بعدی، عملیات خیبر بود که قابلیت‌های قوای مسلحجمهوری اسلامی ایران را آشکار می‌ساخت. در نتیجه این عملیات بود که بلوکغرب کوشید باب مذکره با ایران را بگشاید، اقداماتی که با سفر نخست‌وزیرترکیه به عنوان پیام‌آور غرب آغاز شد و به سفر مشاور امنیت ملی امریکا (مکفارلین) به ایران منتهی گردید.

    گذر از موانع عبور ناپذیر و تصرف مناطق مهم

    عبوراز رودخانه بسیار عریض اروند و پشت سر گذاردن موانع گسترده آن که درعملیات مهم والفجر8 به وقوع پیوست و فتح فاو را در پی داشت، خارج از تصورو پیش‌بینی‌ها بود، به عبارت دیگر، پایان دادن به توقف چند ساله در پشتدیوار بلند موانع دفاعی عراق و رسوخ به آن سوی دیوار، اقدامی بود که بهنظر غیرممکن می‌رسید، اما عملی گردید. عبور از اروند خروشان بدون داشتندتجهیزات و لوازم پیشرفته دریایی و هوایی علاوه بر آن که ارتقاءتوانایی‌های نظامی به نمایش در آمده در عملیات خیبر را اثبات می‌کرد، نشانمی‌داد که نیروهای مسلح ایران در ارائه اندیشه‌های جدید و تدبیرهای تازهدر دنیای نظامی‌گری برای شکستن بن‌بست جنگ، توانایی لازم را دارند.تاکتیک‌های به کار گرفته شده در این نبرد که تلفات فوق‌العاده‌ای را در 75روز جنگ به ارتش عراق تحمیل کرد، به تثبیت منطقه تصرف شده انجامید. کوتاهکردن (نسبی) دست عراق از شمال خلیج فارس و همسایه شدن ایران با کویت،امنیت خلیج فارس را متأثر کرده بود، لذا عملیات والفجر8 بسیار مهم تلقیمی‌شد و به نظر می‌رسید که ایران با در دست داشتن شبه جزیره فاو، آمادهپایان بخشیدن به جنگ باشد، لیکن به رغم ابراز تمایلات قبلی نظام بین‌المللبرای پایان دادن به جنگ، پس از والفجر8 نه تنها هیچ اقدامی از سوی آنان دراین خصوص دیده نشد، بلکه پس از فتح فاو، فرانسه به عنوان کشوری با ادعایابرقدرتی و نیز تمایل به اردوی غرب و شوروی از اردوی شرق برای تقویت ارتشعراق اقدامات فوق‌العاده‌ای را آغاز کردند. در عین حال، مقامات ایران باردیگر پای بندی غرب را به مذاکرات محرمانه خود به بوته آزمایش گذاشتند وسال پس از عملیات فتح فاو را سال سرنوشت نامیدند تا بدین وسیله به افکارعمومی تفهیم گردد که ایران آماده پایان دادن مشروط به جنگ است. بر همیناساس، عملیات کربلای4، عملیات سرنوشت‌ساز نام گرفت، امّا در آستانه اجرایاین عملیات، داستان سفر مک فارلین به تهران که مخفی مانده بود، به وسیلهعناصر مشکوک ایرانی و احتمالا مرتبط با اسرائیل، در اختیار یکی از نشریاتخارجی قرار گرفت. با پخش اطلاعات این موضوع سری، رهبری نظام که این مسئلهرا توطئه‌ای علیه وحدت ملی می‌داشت، دستور به افشای آن را داد.

    باافشای ماجرای مک فارلین، روابط امریکا و عراق تیره شد و شوروی‌ها برای پرکردن جای خالی ایجاد شده، در روابط خارجی عراق، به سرعت خود را به اینکشور نزدیک کردند و از سوی دیگر به منظور نشان دادن خشم خود به ایران، بهدلیل برقراری روابط پنهان با امریکا، بمباران گسترده‌ای را علیه ایرانسامان دادند. در این بین امریکایی‌ها هم که از تیره شدن روابط خود با عراقنگران بودند و این مسئله را سبب سلب اطمینان دنیای عرب از واشنگتنمی‌دانستند، از سویی از همکاری شوروی با عراق و بمباران شهرهای ایران تشکرکردند و از سوی دیگر، اطلاعات (ماهواره‌ای و غیره) مربوط به عملیاتکربلای4 را در اختیار عراق گذاشتند. ارتش عراق که از محور اصلی عملیاتکربلای4 آگاه شده بود، شب عملیات اصلی‌ترین معبر وصولی را مسدود کرد و درنتیجه، عملیات سرنوشت‌ساز، هم در بعد سیاسی و هم در بعد نظامی ناکام ماند،به همین دلیل نام عملیات که قبلا پیش‌بینی شده بود والفجر10 باشد بهکربلای4 تغییر یافت.

    پیش‌روی در شرق بصره

    عملیات کربلای4به‌رغم ناکامی، نتیجه‌ای مثبت را در پی داشت: طریقه گشودن یکی از گره‌هایبسته جنگ در شرق بصره را نشان داد. در حالی که حکومت عراق سرگرم برپاییجشن ناکامی عملیات سرنوشت‌ساز بود و آن را حصادالاکبر (دروی بزرگ) نامیدهبود و در حال لشکرکشی به سوی فاو بود تا فاو را هم پس بگیرد، عملیاتکربلای5 آغاز شد. با طرح‌ریزی و اجرای سریع اجرای عملیات کربلای5 - که بااستفاده از تجارب به دست آمده در عملیات کربلای4 و نیز با به‌کارگیرینیروهای آماده و به جا مانده از آن عملیات، انجام شد - موانع شرق بصره کهبرای هیچ ارتشی در خاورمیانه قابل عبور نبود، شکسته شد و بصره برای اولینبار و به طور جدی در خطر سقوط قرار گرفت. غافلگیری دشمن در زمان، زمین وتاکتیک سبب شد مهم‌ترین عملیات در دوره تعقیب متجاوز روی دهد. بزرگی حادثهبه قدری بود که عراقی‌ها ابتدا امریکا را در این قضیه متهم کردند و گمانبردند دریافت اطلاعات عملیات کربلای4 فریبی بیش نبوده، غافل از آن کهشبکه‌های اطلاعاتی امریکا هم در مورد عملیات کربلای5 غافلگیر شده بودند.

    اینمسئله که بار دیگر از توانمندی قوای مسلح ایران حکایت می‌کرد، دنیای غرب وشرق را به جمع‌بندی قاطعی رساند: آنان متقاعد شدند که در صورت نداشتناتفاق نظر، ایران برنده قطعی جنگ خواهد بود. در نتیجه اولین توافقبین‌المللی بین امریکا و شوروی بر سر پایان جنگ رخ داد و در اولین و آخرینتلاش صلح جدی سازمان ملل متحد برای برقراری صلح، قطعنامه 598 در شورایامنیت این سازمان تصویب شد. این قطعنامه در وضعیتی تصویب شد که برتری درجنگ با ایران بود، در عین حال نحوه تنظیم مواد آن نشان می‌داد، صرف نظر ازاین که برای اولین بار به برخی واقعیات جنگ توجه شده است، با ابهامات توأممی‌باشد که می‌تواند تامین کننده تمایلات عراق باشد و بی دلیل نبود که پساز تصویب قطعنامه، عراق بلافاصله پذیرش خود را اعلام کرد، امّا ایران کهنمی‌توانست ریسک کند و در وضعیت برتر یک قطعنامه مبهم را بپذیرد، پذیرش آنرا به توافق بر سر روش اجرایی آن مشروط کرد، در عین حال برای تحکیم مواضعبین‌المللی خود که در چانه‌زنی‌های بعدی بتواند حداقل امتیازات و حقوقمورد نظرش را استیفا کند، جنگ را ادامه داد. میدان اصلی جنگ که تا عملیاتکربلای5، در جبهه جنوبی بود، از این پس به جبهه شمالی منتقل شد و از سویدیگر، با ورود امریکا در خلیج فارس و احساس خطر جمهوری اسلامی از آنناحیه، برای مدتی میدان اصلی نبرد از زمین به دریا انتقال یافت و مدت چهارماه این وضعیت ادامه داشت تا آن که یک آتش‌بس نسبی اعلام نشده بین ایران وامریکا در خلیج‌فارس برقرار شد و آن‌گاه بار دیگر نبردهای زمینی، در رأسجنگ قرار گرفت.

    در جبهه شمالی چند عملیات موفق ایران اجرا شد. درطی این مدت، ایران ضمن ادامه عملیات، گفت و گو برای رسیدن به توافق درنحوه اجرای قطعنامه 598 را رها نکرد و در این باره موافقت نسبی دبیرکلسازمان ملل متحد را نیز جلب کرده بود و با امیدواری در مورد جلب نظر شورایامنیت پیش می‌رفت. نام‌گذاری والفجر10 برای عملیات در منطقه حلبچه نیز خودمی‌توانست پیامی برای آمادگی ایران برای پایان جنگ باشد، لیکن دنیا باسکوت خود در برابر این پیام، مجوز بمباران شیمیایی حلبچه را به عراق داد وپس از این بمباران نیز اقدام مهمی از کشورهای ثالث دیده نشد. از سوی دیگربرخی اختلالات و تضاد منافع بین امریکا و شوروی در نحوه پایان جنگ، ازجمله حضور بسیار گسترده و دخالت مستقیم نظامی امریکا در خلیج فارس، سبب شدکه شوروی هم نوایی کاملی (نظیر زمان تصویب 598) با دیگر اعضای شورای امنیتنشان ندهد، از این رو ایران در جریان چانه‌زنی درباره قطعنامه و رسیدن بهوضعیت مطلوب، تهدیدها و قطعنامه‌های تنبیهی بعدی را چندان جدی نمی‌گرفت وبا افزایش حسن ارتباط با شوروی، از این ابرقدرت به منظور گرفتن زمان لازماستفاده می‌کرد.

    پایان جنگ

    عراق، پس از شکست در خرمشهر درجریان عملیات بیت‌المقدس، در لاک دفاعی فرو رفت و بیش از هر چیز به ایجادموانع بر سر راه قوای مسلح ایران پرداخت. در همین حال، به مرور اعتبار خودرا که از داست داده بود، بازیابی و ارتش خود را نیز بازسازی می‌کرد. ازسوی دیگر، ایران با پی‌گیری استراتژی تعقیب متجاوز - که در حملات پی در پیبروز می‌کرد - آسیب‌های مداومی بر روحیه ارتش عراق وارد می‌کرد. این مسئلهخصوصا در عملیات والفجر8 و سپس در عملیات کربلای5 به اوج خود رسید.

    امّااز طرف دیگر، کمک‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی و نیز حمایت دیپلماتیک وتبلیغاتی نظام بین‌الملل از عراق، کمبودهای روانی ارتش این کشور را جبرانمی‌کرد، ضمن آن که به برتری توانایی‌های نظامی عراق روز به روز می‌افزود.

    عراقبا اتکا به حمایت‌های جهانی، علاوه بر تقویت روزافزون قوای زمینی خود،توان نیروی هوایی‌اش را نیز افزایش داد به کمک هواپیماهای پیشرفته، از سال1362 خلیج‌فارس را برای ایران ناامن کرد تا با توقف یا کاهش صدور نفت وتقلیل قدرت اقتصادی ایران، توان ادامه جنگ را از آن بگیرد و هم‌زمان دامنهجنگ را گسترش دهد و پای نیروهای فرا منطقه‌ای را به خلیج‌فارس بکشاند.ایران در برابر این اقدام چاره‌ای جز مقابله به مثل نداشت. از آن جا کهتنگه هرمز بر روی کشتی‌های عراقی مسدود بود و کویت و عربستان سعودی به جایعراق نفت می‌فروختند و حمل و نقل دریایی انجام می‌دادند، کشتی‌های کویتی وسعودی هدف حمله هواپیماهای ناشناس قرار می‌گرفتند و این مسئله، دعوت ازابرقدرت‌ها را برای اسکورت نفت‌کش‌ها را در پی داشت که از سال 1366 بعد ازتصویب قطعنامه 598، اجرای اسکورت شروع شد و دور جدیدی را در جنگ پدیدآورد. در جنبه‌ای دیگر، تقویت ناوگان هوایی عراق سبب گردید که این کشور ازسال 1363 دامنه حملات هوایی خود را تا تهران گسترش دهد و چهار سال بمبارانشهرهای ایران را تداوم دهد. در این جریان، شوروی، آلمان و برزیل با تقویتیگان‌های موشکی عراق، نقش مهمی را در ادامه حملات عراق به شهرهای ایرانداشتند. این مسئله که بیش‌تر به منظور کاستن از حمایت مردم و دور کردنآن‌ها از جنگ و ایجاد واکنش در آنان علیه حکومت ایران صورت می‌گرفت، بهرغم آسیب بسیاری که وارد آورد، واکنش منفی علیه نظام جمهوری اسلامی در پینداشت. ایران نیز با این که قدرت آفند نیروی هوایی‌اش تقریباً به صفررسیده بود، با موشک‌هایی که به دست آورده یا بازسازی کرده بود، مقابله بهمثل می‌کرد، لذا این اقدام عراق نیز تأثیر تعیین کننده‌ای در جهت‌گیریایران نداشت. امّا آنچه نقش تعیین کننده را ایفا می‌کرد، قوای زمینی ارتشعراق بود که با وجود تلفات فراوانی که در 8 سال جنگ به آن وارد شده بود،در روزهای پایانی جنگ پنج برابر رویهای نخست نیرو و لشکر داشت و تعدادادوات زرهی و هواپیماهایش نیز دو برابر شده بود، این در حالی بود که شمارنیروهای ایران کم‌تر از 30% نیروهای عراق بود. در چنین حالتی، عراق در یکسال آخر جنگ از درگیر کردن یگان‌های اصلی خود نیز پرهیز کرد و هرگز حاضرنشد برای دفاع از جبهه شمالی خود، آن‌ها را به کار بگیرد.

    با چنینوضعیتی و در حالی که قوای مسلح ایران در منطقه حلبچه درگیر بودند، ارتشعراق به فاو حمله کرد و با استفاده از سلاح شیمیایی و غافلگیری نیروهایخودی، فاو را گرفت و وضعیت جدیدی را پیش آورد. دست‌یابی به فاو برای عراقکه به جز ضعف روحی نیروها، در همه جنبه‌های مادی؛ برتری محسوس بر ایرانیافته بود، برای ارتش عراق مشکل‌گشا شد و با آشکار شدن این برتری و نیز بااتکا به سلاح‌های غیرمتعارف مناطق از دست داده شلمچه، مجنون و زبیدات، راباز ستاند، در همین وضعیت، امریکا که همزمان با حمله عراق به فاو، درحمله‌ای سمبلیک، سکوهای نفتی ایران را هدف گرفته بود تا حمایت خود را ازعراق اثبات کند، در تاریخ 1367/4/12 یک هواپیمای مسافربری ایران را برفرازخلیج‌فارس هدف قرار داد و 290 مسافر را به شهادت رساند. هم‌زمان خبرهاییدال بر تهدید به بمباران شیمیایی و حتی بمباران اتمی شهرهای بزرگ به ایرانمی‌رسید و حادثه سقوط هواپیمای مسافربری نیز هشداری برای حملات بعدی معنامی‌شد. لذا تحزیه و تحلیل اوضاع موجود سبب شد که در تاریخ 1367/4/27موافقت ایران با قبول قطعنامه 598 اعلام کند.

    به این ترتیبوقت‌گیری یک ساله ایران برای کسب پیروزی مهم و استراتژیک و قرار گرفتن درموضعی برتر، به نتیجه مطلوب نرسید و نظام بین‌الملل حاضر نشد به تلاشمنطقی و دیپلماتیک ایران روی خوش نشان دهد، بلکه برعکس با تقویت رژیم عراقو موافقت یا به کارگیری گسترده سلاح‌های غیر متعارف توسط ارتش آن کشور خطرتضعیف ایران و حتی شکست کامل در جنگ به وجود آمد. پس از اعلام موافقتایران با قطع‌نامه، ارتش عراق مجدداً به خوزستان، ایلام و کرمانشاه هجومآورد، ضمن آنکه در حمله به کرمانشاه نیروهای منافقین نیز به کار گرفته شد،امّا در پی پیام امام خمینی مبنی بر مقابله با تجاوزات دشمن، مردم به طورشگفت‌آوری با حضور در جنوب و غرب کشور ارتش عراق و منافقین را با قدرت عقبراندند.

    سرانجام عراق نیز که خطر گرفتاری مجدد در حوادثی همانندآغاز جنگ را دوباره احساس می‌کرد، در تاریخ15/7/67 تن به آتش‌بس داد و درتاریخ 29/5/67 به طور رسمی آتش‌بس برقرار شد و نیروهای حافظ سازمان مللمتحد بین نیروهای ایران و عراق مستقر شدند

  • روز شمار دفاع مقدس

     

     

    آغازجنگ- در سی و یکم شهریور 1359در شرایطی که اقدامات متعدد امپراطوری آمریکاجهت براندازی نظام نوپای انقلاب اسلامی یکی پس از دیگری با شکست مواجه میشد، رژیم جنگ طلب و توسعه طلب عراق با حمایت آمریکا و غرب مرزهای جمهوریاسلامی ایران را مورد حمله نظامی قرارداد و بطور همزمان نیروی هوایی اینکشور در یک تهاجم گسترده مناطق استراتژیک از جمله فرودگاه تهران رابمباران کرد و به دنبال آن جنگ تحمیلی رسماً آغاز گردید. با شروع جنگجمهوری اسلامی ایران کاملاً غافلگیر شد. زیرا از یک طرف ارتش بخاطر اعدام،تصفیه و فرار سران فاسد خود فاقد کمترین کارایی بود. از طرف دیگر سپاه نیزهنوز در بدو شکل گیری بوده و توان محدودش نیز در درگیریهای داخلی درکردستان، گنبد، جریان خلق عرب و �شدیداً تحلیل رفته بود. بنابراین ایرانفاقد یک سازمان نظامی توانمند برای مقابله با ماشین جنگی عراق بود. از اینمیان دو عامل اساسی مانع فروپاشی نظام سیاسی کشور گردید. اول کنترل اوضاعتوسط حضرت امام(ره) و عامل دوم سیل روز افزون مردم در صحنه سیاسی کشور وگسیل آنها به جبهه ها سازمان یافتن نسبی مردم و بسیج آنها سبب شد آغازحملات ایذایی و چریکی گردید و توانست مانع پیشروی ماشین جنگی عراق گردد وپس از آن بتدریج انسجام عملیاتهای محدود مورد نظر واقع شد. عراق نیز دراین مقطع پس از ناکامی در تصرف خوزستان با اتخاذ استراتژی دفاعی در جنگزمینی و افزایش فشار بر روی شهروندان از طریق جنگ شهرها سعی نمود درکوتاهترین زمان ممکن دولت ر اتسلیم نموده و وادار به مذاکره نماید، لیکنموضع سازش ناپذیر امام خمینی(ره) و وفاداری و پشتیبانی مردم از معظم لهپاسخ کوبنده ای به تحرکات ایذائی بود حدودآً  18 عملیات بصورت کلاسیک و دردوره بنی صدر انجام شد که هیچگونه موفقیتی دربر نداشت. در مطالبی کهمتعاقباً می آید اقدامات انجام شده طرفین بررسی خواهد شد.

    31/6/1359آغاز تهاجم همه جانبه عراق به جمهوری اسلامی ایران که از سه جبهه جنوب،میانی و شمال انجام شد. ارتش عراق در جبهه تهاجم خود را از پنج محور آغازکرد:

    1- محور شلمچه برای تصرف خرمشهر و آبادان. 2 - محور کوشک بهطرف اهواز. 3 - محور طلائیه به سمت هویزه. 4 - محور چزابه به طرف بستان،سوسنگرد و اهواز. 5 - محور فلکه به سمت شوش، دزفول و دهلران.6 - در جبههمیانی نیروهای دشمن از چهار محور وارد عمل شدند. 7- محور مهران. 8 - محورمندلی به سمت ارتفاعات سومار و نفت شهر. 9 - محور خسروی- قصر شیرین. 10 -محور سلیمانیه- پنجوین جهت تصرف ارتفاعات مریوان و بانه. در جبهه شمالی ازمحور ازگله به بالا ابتکار عمل در دست نیروهای محلی و ضد انقلاب داخلیقرار داشت و عراق در نقش پشتیبانی عمل می کرد.

    در فاصله آغاز جنگ (31/6/59) تا (26/12/59) عملیاتهای محدودی از سوی نیروهای خودی انجام شد که به ترتیب ذکر می شود.

    13/7/59 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در منطقه موسیان.

    23/7/59_ حرکت محدود ارتش در منطقه دزفول.

    15/8/59 _ شبیخون غیور اصلی توسط سپاه در منطقه حمیدیه.

    4/10/59 _ حرکت محدود سپاه در تنگ حاجیان.

    15/10/59_ عملیات ارتش هویزه.

    19/10/59 _ عملیات محدود سپاه و ارتش در میمک.

    19/10/59 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در محور آبادان.

    20/10/59 _ عملیات محدود نصر در محور ماهشهر توسط سپاه و ارتش.

    12/11/59 _ عملیات ارتش در ارتفاعات زیل.

    18/11/59_ عملیات سپاه در منطقه سوسنگرد.

    21/11/59 _ عملیات محدود در منطقه دهلاویه توسط سپاه.

    26/11/59 _ حرکت محدود سپاه در ارتفاعات زیل.

    26/11/59_ عملیات در محور میمک.

    24/12/59_ عملیات محدود سپاه در سرپل ذهاب.

    24/12/59 _ عملیات سپاه در گیلان غرب.

    26/12/59_ عملیات حضرت مهدی در محور سوسنگرد توسط سپاه.

    سال1360 درنیمه اول این سال در اثر افزایش تجربه رزمندگان اسلام عملیات چریکیو ایذایی جای خود را به عملیات محدود داد و نیروهای اسلام ظرف مدت 6 ماه19 عملیات در جبهه های غرب و جنوب انجام دادند. همچنین جبهه خودی دریافتکه از این پس قادر است ضربات اساسی تری به ارتش عراق وارد نماید. بویژه پساز خلع بنی صدر از ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا زمینه بازتری برای حضورنیروهای انقلابی در صحنه تصمیم گیری جنگ فراهم شد و ارتش و سپاه توانستندبا همکاری یکدیگر به مقابله با دشمن بپردازند. در نیمه دوم سال 60استراتژی تدوین شده موسوم به طرحهای کربلا به اجرا گذاشته شد. اولین گامدر اجرای این استراتژی شکستن حصر آبادان بود. این عملیات زمینه ساز آزادسازی خرمشهر گردید و باور مسئولین جنگ را نسبت به امکان دستیابی بهپیروزیهای بیشتر مضاعف ساخت.

    60/1/1_ عملیات محدود و مشترک سپاه و ارتش در ارتفاع قوچ سلطان.

    60/1/15 _ عملیات حضرت مهدی در محور کرخه- دزفول توسط سپاه و ارتش.

    60/1/25 _ عملیات امام مهدی در محور شوش توسط سپاه و ارتش.

    60/2/2 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در ارتفاع بازی دراز.

    60/2/25_ عملیات شیخ فضل الله نوری در محور آبادان توسط ارتش و سپاه.

    60/2/31 _ عملیات امام علی در محور شوش- سوسنگرد توسط سپاه و ارتش.

    60/3/11 _ عملیات محدود سپاه در منطقه نوسود.

    60/3/15_ عملیات محدود سپاه در منطقه نوسود.

    60/3/21_ عملیات فرماندهی کل قوا در محور دارخوین توسط ارتش و سپاه.

    60/4/2 _ عملیات محدود و مشترک سپاه و ارتش در محور دزفول.

    60/4/11 _ عملیات روح الله در محور نوسود توسط ارتش و سپاه.

    60/5/3 _ عملیات شهید چمران در محور جاده ماهشهر توسط سپاه.

    60/5/5 _ عملیات مشترک ارتش و سپاه با نام شهید چمران در حمیدیه(طراح).

    60/5/12_ عملیات مشترک و محدود سپاه در محور طراح.

    60/6/10 _ حرکت محدود سپاه در محور طراح.

    60/6/10_ عملیات شهید رجایی و باهنر در محور حمیدیه توسط سپاه و ارتش.

    60/6/11 _ عملیات نصر در غرب تپه الله اکبر توسط ارتش وسپاه.

    60/6/11_ عملیات مشترک ارتش و سپاه در ارتفاع بازی دراز.

    60/6/27 _ عملیات شهید مدنی در غرب سوسنگرد توسط سپاه.

    60/7/5_ عملیات ثامن الائمه در شمال آبادان و شرق کارون بطور مشترک توسط سپاهپاسداران انقلاب اسلامی انجام شد. استعداد خودی در این عملیات 9 تیپ، 9گردان پیاده منهای توپخانه و پنجاه قبضه ضد هوایی بود و در مقابل تواندشمن را 6 تیپ زرهی و پیاده، 1 گروهان موشک ضد تانک میلان، 3 آتشبار ضدهوایی و 2 آتشبار توپخانه سبک تشکیل می داد. در این عملیات 150 کیلومترمربع از خاک میهن اسلامی از جمله دو جاده استراتژیک اهواز- آبادان وماهشهر- آبادان آزاد شد و شهر آبادان از محاصره دشمن خارج گردید. تلفاتانسانی نیروهای عراق در عملیات ثامن الائمه بالغ بر 1800 اسیر و 1500 تا2000 کشته و زخمی شد و 90 دستگاه تانک و نفربر، 100 خودرو، 2 دستگاه پل پیامپی ارتش عراق منهدم گردید. همچنین 160دستگاه تانک و نفربر 150 خودرو،30دستگاه لودر و بلدزر و 7 قبضه توپ به غنیمت نیروهای ایران درآمد.

    60/9/8-عملیاتطریق القدس با همکاری مشترک سپاه و ارتش در منطقه بستان انجام شد. استعدادقوای خودی در این عملیات 5 تیپ پیاده، 4 تیپ زرهی و 4 گردان توپخانه بود ودشمن از 6 تیپ زرهی، 5 تیپ پیاده و 3 گروه جیش الشعبی استفاده می کرد. دراین عملیات 650 کیلومتر از زمین از جمله شهرستان بستان از اشغال نیروهایعراقی خارج گردید و از نیروهای دشمن 549 نفر اسیر و 8500 نفر کشته و یازخمی شدند. همچنین نیروهای خودی موفق شدند 180 دستگاه تانک و نفربر، 200دستگاه خودرو، 12 فروند هواپیما، 4 فروند هلیکوپتر را منهدم کرده و 170دستگاه تانک و نفربر، 250 دستگاه خودرو، 150دستگاه تجهیزات و 19 قبضه توپرا به غنیمت خود درآوردند.

    60/9/12_ عملیات ضربت ذوالفقار.

    60/9/20_ عملیات مشترک سپاه و ارتش تحت عنوان مطلع الفجر در منطقه گیلان غرب.

    60/10/12 _ عملیات محمد رسول الله در محور مریوان- پاوه توسط ارتش و سپاه.

    60/10/120 _ عملیات امیرالمومنین در منطقه ریجاب.

    60/12/1 _ عملیات امام علی توسط ارتش و سپاه در چزابه.

    سال1361 با آغاز سال جدید ضربات قاطع مدافعین انقلاب سبب دگرگونی عمیق درتوازن جنگ شد. عملیات فتح المبین که از جانب امام امت(ره) فتح الفتوح لقبگرفت، ضربات جبران ناپذیری بر ارتش بعث عراق وارد ساخت و موجب آزاد سازیمناطق استراتژیک وسیعی گردید. عملیات بیت المقدس که در فاصله زمانی کوتاهیپس از فتح المبین صورت گرفت رژیم عراق را در آستانه سقوط قرار داد. فتحخرمشهر علاوه بر افزایش روحیه درجبهه خودی اعتبار نظامیان عراقی را شدیداًزیر سوال برد. در واقع همانگونه که تصرف خرمشهر برگ برندة عراق محسوب میشد و موازنه را به نفع او حفظ می کرد از دست دادن آن نیز توان و کارآییارتش و رژیم عراق را در داخل و خارج مورد تردید قرار داد بویژه آنکه تلفاتنیروی انسانی و تجهیزات انهدامی و اغتنامی ارتش عراق در این عملیات آنقدربالا بود که رژیم عراق را یارای ادامه جنگ نبود. عملیاتهای فتح المبین وبیت المقدس بکلی توازن جنگ را به نفع نیروهای اسلامی تغییر داد و ارتشعراق را شدیداً در موضع انفعالی قرار داد. بگونه ای که صدام حسین رئیسرژیم عراق پس از بازپس گیری فاو در فروردین 67 اظهار داشت.(نقل به مضمون):�بعد از تصرف محمره(خرمشهر) توسط ایران ما فقط یک تیپ داشتیم که برایحفاظت بغداد گماردیم� رژیم عراق در پی شرایط حادی که بر او عارض شده بود وبدلیل ضعفهای موجود تحت لوای صلح طلبی دست به عقب نشینی از بقیه نقاط مرزیزد و در نقاطی موضع گرفت که توسط موانع طبیعی محافظت می شد تا بدین نحوکمبود نیروی خود را جبران نماید. ضعف های اساسی عراق در این مقطع عبارتبودند از:

    1 - عدم برنامه ریزی برای جنگ دراز مدت در داخل خاک ایران.

    2 - شکست روحی ناشی از عدم موفقیت در استراتژی پیروزی برق آسا.

    3- ناتوانی در مقابل جنگهای نامنظم.

    4 - عدم دستیابی به خطوط دفاعی منظم و قابل اتکاء.

    5 - دادن جناح و فاصله زیاد بین خط مقدم و عقبه.

    6 - دست نیافتن به هدفهای مورد نظر.

    7- فقدان انگیزه در سربازان عراقی. بعد از بیت المقدس بدلیل تحلیل رفتنتوان یگانهای خودی وقفه ای کوتاه در انجام عملیات بعدی ایجاد شد و عراقنیز سراسیمه اقدام به ایجاد موانع و خطوط متعدد دفاعی در جنوب نمود تابدین وسیله شهر استراتژیک بصره را از خطر متعدد سقوط مصون دارد.

    برایاین منظور کارشناسان نظامی غربی و اسرائیلی نیز عراق را یاری دادند.جمهوری اسلامی ایران پس از حل شبهات شرعی و سیاسی در خصوص ورود به خاکعراق عملیات رمضان را به منظور تصرف بخشی از خاک عراق انجام داد. از جملهدلایل اصلی پیشروی به داخل خاک عبارت بودند از:

    1 - خارج ساختن شهرهای آبادان و خرمشهر از برد توپخانه عراق و فراهم کردن زمینه بازگشت مردم به این شهرها.

    2 - جلوگیری از استمرار استراتژی هجومی عراق در دریا و هوا.

    3 - وادار ساختن مجامع بین المللی به قضاوت عادلانه و حل و فصل وضعیت موجود.

    4- تنبیه متجاوز. عملیات رمضان و چند عملیات متعاقب آن مانند والفجرمقدماتی، نتایج مورد نظر را بدنبال نداشت و جنگ وارد مرحله جدیدی شد که طیدو سال بعد نیز ادامه یافت.

    61/1/2- عملیات فتح المبین در جبههجنوب و در منطقه غرب شوش و دزفول و غرب رودخانه کرخه صورت گرفت. در اینعملیات نیروهای خودی با 3تیپ زرهی، 20 تیپ پیاده و 10 گردان توپخانه درمقابل 7 تیپ زرهی،6تیپ مکانیزه، 15 تیپ پیادة دشمن وارد عمل شدند که درنتیجه قریب 2400 کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی شامل مراکزی چون سایتو رادار فکه، جاده دزفول- دهلران و � آزاد شد و شهرهای شوش، دزفول،اندیمشک و پایگاه های شکاری دزفول از زیردید و تیر دشمن خارج گردید. دراین عملیات 15000 نفر از نیروهای عراق به اسارت درآمدند و 361 دستگاه تانکو نفربر، 18 فروند هواپیما، 300 دستگاه خودرو، 50 قبضه توپ و 30دستگاهتجهیزات مهندسی دشمن منهدم شد. همچنین 320دستگاه تانک و نفربر، 500 دستگاهخودرو، 165 قبضه توپخانه و 50 دستگاه تجهیزات مهندسی آنان به غنیمتنیروهای خودی درآمد.

    61/2/10-عملیات بیت المقدس در جنوب اهواز وشمال خرمشهر توسط سپاه و ارتش انجام شد. عملیات بیت المقدس در جنوب اهوازو شمال خرمشهر توسط سپاه و ارتش انجام شد. در این عملیات25 تیپ پیاده، 7تیپ زرهی و 11 گردان توپخانه خودی در مقابل 8 لشگر سازمانی و نزدیک به 20تیپ مستقل و حدود 539 قبضه انواع توپ دشمن وارد عمل شدند که در نتیجة آن5400 کیلومتر مربع از اراضی جمهوری اسلامی از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه وپادگان حمید آزاد شد. در عملیات بیت المقدس 19000 نفر از نیروهای دشمناسیر و 16000 نفر کشته و یا زخمی شدند و تلفات سنگینی به تجهیزات و ادواتآنها وارد آمد، از جمله 150 دستگاه تانک و نفربر، 20 فروند هواپیما، 200دستگاه خودرو و 30 قبضه توپخانه دشمن منهدم گردید و 50 دستگاه تانک ونفربر، 300 دستگاه خودرو و 30 قبضه توپ توسط نیروهای اسلام به غنیمت گرفتهشد.

    61/4/23- عملیات رمضان در منطقه عمومی شرق و بصره و در داخلخاک عراق انجام شد. در این عملیات 6 لشکر پیاده، 2 لشگر زرهی و 2 تیپمستقل خودی در مقابل 3 لشکر زرهی، 1 لشکر مکانیزه، 1 لشکر پیاده و چندینتیپ زرهی، پیاده و مکانیزه دشمن وارد عمل شدندو هرف عملیات رمضان تعقیبمتجاوز، دور ساختن دشمن از شهرهای حساس و استراتژیک خرمشهر و آبادان وهمچنین انهدام واحدهای باقیمانده ارتش عراق بود. در این عملیات 1315 نفراز نیروهای دشمن اسیر و 7400 نفر کشته و یا زخمی شدند و 1097 دستگاه تانکو نفربر، چند صد دستگاه خودروی نظامی و مهندسی، 5 فروند هواپیمای دشمنمنهدم شد و 100 دستگاه تانک و نفربر و دهها دستگاه خودروی نظامی و مهندسیبه غنیمت نیروهای خودی درآمد.

    61/5/15_ عملیات ثارالله در منطقه قصر شیرین توسط سپاه.

    61/6/26_ عملیات حسین ابن علی توسط سپاه در میمک.

    61/7/9 _ عملیات مسلم ابن عقیل توسط ارتش و سپاه در محور سومار.

    61/8/10 _ عملیات محرم در منطقه حمرین توسط ارتش و سپاه.

    61/11/17_عملیات والفجر مقدماتی در جبهه جنوب و در محور فکه و چزابه توسط سپاه وارتش انجام شد این عملیات که با قصد نفوذ در داخل خاک عراق طراحی شد دومینتجربة نیروهای خودی در ورود به داخل خاک دشمن بود. ارتش عراق که ضرباتسهمگینی از نیروهای خودی در عملیات بیت المقدس، فتح المبین و �خورده بودبا شیوة رزم و نحوه تهاجم نیروهای خودی آشنا شده و با اتخاذ شیوه هایپدافندی پیچیده قصد داشت مانع از ادامه موفقیت نیروهای خودی گردد. درعملیات والفجر مقدماتی که زمینه ساز حرکتهای محدود دیگری شد یگانهای خودیموفق شدند ضمن انهدام بخشی از قوای دشمن قسمتهایی از خطوط مرزی را در شمالچزابه تأمین نمایند.

    رکودیکه از تیرماه سال 61 به دنبال عملیات رمضان بر جبهه خودی سایه افکنده بودو رزمندگان در مقابل دیوار دفاعی عراق متوقف مانده بودند تا اواخر سال 64نیز ادامه یافت.

    در این سال سلسله عملیات محدود و ایذایی تحت عنوانقدس، ظفر و عاشورا انجام گرفت. همچنین در جبهه جنوب (هورالهویزه) در فصلتابستان تحرک زیادی از جانب نیروهای خودی صورت گرفت، امری که هیچ گاه درگذشته به چشم نمی خورد. در کنار اقدامات فوق، کار بر روی فاو نیز در جریانبود.

    اواخر سال 64 در میان ناباوری محافل خارجی و کشورهای عربی،خصوصاً شیخ نشین کویت، عملیات بزرگ والفجر هشت (فتح فاو) در اوج غافلگیریارتش عراق انجام شد. از جمله عوامل مؤثر در غافلگیری عراق شدت فعالیت جبههخودی در هورالهویزه بود که با توجه به اینکه طی سالهای 62 63 محور اصلیعملیات نیروهای خودی همین منطقه بود، ذهنیت دشمن را شدیداً متوجه خودنمود. به هر حال شهر فاو در روز سوم عملیات تصرف شد و تثبیت مواضع بیش از70 روز به طول انجامید. فتح فاو پیامدهای بسیاری دربرداشت. اصلی تریننتیجه آن بر هم خوردن توازن در صحنه نظامی سیاسی جنگ بود که تشدید جنگشهرها را در پی داشت. از سوی دیگر در یک توطئه جهانی با شرکت آمریکا،اروپا و کشورهای عربی منطقه، قیمت نفت تا مرز 5/5 دلار در بشکه سقوط کرد.در سال 65 فرماندهان نظامی درصدد برآمدند که با دستیابی به یک پیروزی دیگرمانند فاو جنگ را به نقطه روشنی برسانند. از این رو عملیات کربلای 4 درشلمچه طرح ریزی شد. لیکن آمریکا که پس از فاو به این نتیجه رسیده بود کهدر صورت تکرار پیروزیهای ایران منافع او به خطر خواهد افتاد، کمکهایاطلاعاتی خود را به عراق شدیداً افزایش داد به گونه ای که هنگام آغازعملیات کربلای 4 کاملاً از عملیات مطلع بود و به همین خاطر پس از شب اولعملیات، فرماندهان سپاه ادامه عملیات را مصلحت ندانسته و آن را متوقفکردند. 15 روز پس از عملیات کربلای 4 طی یک ابتکار عمل بدیع سپاه عملیاتکربلای 5 طرح ریزی کرد و در حالی که عراق خود را برای حمله به فاو آمادهمی کرد و عملیات سالانه ایران را نیز تمام شده تلقی می نمود، یک بار دیگرغافلگیر شد اما این بار از لحاظ زمان (نه مکان). عملیات کربلای پنج بسیارسخت بود؛ جبهه خودی درصدد آن بود که با رسیدن به کانال زوجی در کنار شهربصره قرار بگیرد و عراق نیز کوشش می کرد به هر قیمت ممکن از پیشروی ایرانجلوگیری کند. بدین معنا که بر خلاف والفجر هشت که عراق زمین را واگذار کردتا زمان را بدست آورد، تلاش عراق مصروف آن بود که زمین را حفظ کند. به هرتقدیر عملیات کربلای پنج نیز مانند هشت دارای پیامدهای زیادی بود، به گونهای که سال بعد، سال رقم خوردن سرنوشت جنگ قلمداد گردید.

    64/3/17_ عملیات ظفر 1در جزیره مینو توسط ارتش.

    64/3/23 _ عملیات انصارا� توسط سپاه در کردستان.

    64/3/24 _ عملیات قدس 1در هورالهویزه توسط سپاه.

    64/4/5_ عملیات ظفر 2در پنجوین توسط ارتش.

    64/4/7 _ عملیات ظفر 3توسط ارتش در غرب کشور.

    64/4/10_ عملیات ظفر 4توسط ارتش در فکه.

    64/4/20_ عملیات قدس 3توسط سپاه در منطقه دهلران.

    64/4/23 _ عملیات قادر در جبهه شمالی و در محور سیدکان توسط ارتش.

    64/5/2_ عملیات قدس 4در هورالهویزه توسط سپاه.

    64/5/15_ عملیات قدس 5 در هورالهویزه توسط سپاه.

    64/5/23 _ عملیات عاشورای 1 توسط سپاه در تکاب کردستان.

    64/5/24_ عملیات عاشورای 2توسط سپاه در منطقه چنگوله.

    64/5/25_ عملیات عاشورای 3 توسط سپاه در منطقه فکه.

    64/8/1 _ عملیات عاشورای 4 توسط سپاه در منطقه هورالهویزه.

    64/11/20_ عملیات والفجر 8 در جبهه جنوب و منطقه عمومی فاو، بطور مستقل توسط سپاهپاسداران طراحی و انجام شد که در آن 12 لشکر و 9 تیپ پیاده به همراه 15گردان توپخانه در مقابل 8 لشکر و 34 تیپ پیاده، 2 لشکر و 10 تیپ زرهی ومکانیزه دشمن عمل کردند. در این عملیات 2135 نفر از نیروهای دشمن اسیر وقریب 50000 نفر از آنان کشته و یا زخمی شدند و 200 دستگاه تانک و نفربر،60 فروند هواپیما، 10 فروند هلیکوپتر، 500 دستگان خودرو و 150 قبضه انواعتوپ ارتش عراق منهدم شد و 100 دستگاه تانک و نفربر، 250 دستگاه خودرو، 35قبضه توپ و 34 دستگاه تجهیزات مهندسی به غنیمت گرفته شد. در عملیات والفجر8 ,800 کیلومتر مربع از خاک عراق از جمله شهر و تأسیسات نفتی فاو و دریاچةنمک به تصرف نیروهای اسلام درآمد. این عملیات نقش تعیین کننده ای در روندجنگ داشت و موجب به هم خوردن توازن به نفع ایران در بعد نظامی و سیاسیگردید. از جمله مشخصات برجسته عملیات والفجر 8 می توان به موارد زیر اشارهکرد:

    1 - عبور نیروهای خودی از اروند رود.

    2 - کاربرد وسیع غواصی در عملیات رزمی.

    3- غافلگیری مطلق دشمن.

    4 - نقش بارز دفاع ضد هوایی.

    5 - انتخاب منطقه از لحاظ جغرافیایی که جناحین جبهه خودی را (به جز جناح شمالی) آب در بر می گرفت و از تعرض دشمن مصون بود.

    6 - بکارگیری وسیع عوامل شیمیایی از سوی عراق.

    7 - انهدام وسیع واحدهای ارتش عراق.

    8 - انتقال دستگاه های سنگین مهندسی، زرهی و توپخانه به آن سوی رودخانه.

    64/12/5 _ عملیات والفجر 9در منطقه پنجوین توسط ارتش و سپاه.

    64/12/15_آغاز استراتژی دفاع متحرک. ارتش عراق برای جبران شکستهای خود و نیز تقویتروحیه از دست رفتة فرماندهان و سربازانی که مرتباً متحمل شکستهای سنگینیشده بودند، حرکت جدیدی را آغاز کرد که بعدها استراتژی دفاع متحرک نامیدهشد. در این طرح ارتش عراق با حمله به مناطقی که به لحاظ پدافندی دچارضعفهایی بودند درصدد برآمد تا حداقل برای مدت کوتاهی ابتکار عمل را بدستگرفته و فرصت کافی برای بازسازی یگانهای خود که در عملیات والفجر 8 آسیبفراوانی دیده بودند، بدست آورد. این استراتژی با هجوم نیروهای خودی درعملیات کربلای 1 عملاً شکست خورد. اما به نظر می رسد شکل کامل تر این حرکتدر پایان جنگ از سوی ارتش عراق به اجرا درآمد.

    64/12/15 _ حمله دشمن با یک تیپ و 4 گردان کماندویی به محور چوراتا در جبهه شمالی و بازپس گرفتن منطقه عملیاتی والفجر 9.

    64/12/29_آفند دشمن به استعداد یک تیپ پیاده به محور پنجوین (جبهه شمالی)- منطقهعملیات والفجر 9- که به تصرف ارتفاعات محور پنجوین از جمله شیخ گزنشین،میشلان و شیخ لطیف انجامید.

    65/1/15_ حمله عراق با 3تیپ پیاده و یک گردان زرهی در محور دربندیخان- جبهه شمالی و تصرف شاخ شمیران و شاخ سورمر

    65/1/18-آفند دشمن در محور پیچ انگیزه- شرهانی (جبهه جنوب) و تصرف تپة 175 شرهانی.

    65/1/22_حمله عراق در محور سومار (جبهه میانی) با 4 تیپ پیاده و 3 گردان مستقل بههمراه 2 گردان تانک با ارتفاعات سومار و بازپس گیری ارتفاعات اسماعیل خانو پایگاه دوله شریف.

    65/2/24_ آفند دشمن در محور سیدکان به استعداد1 تیپ و تعدادی از یگانهای جاش که منجر به تصرف ارتفاعات سرسول، گرشوال ولولال با مجموع وسعت 250 کیلومتر مربع شد.

    65/2/6_ حمله عراق در محور جزیره مجنون با 1 لشکر و پیشروی 200 متر در مواضع رزمندگان اسلام در طول 4 روز.

    65/2/8 _ عملیات تکمیلی والفجر 8 توسط سپاه در کارخانه نمک (فاو).

    65/2/10_ آفند دشمن در محور فکه (جبهه جنوب) با استعداد یک لشکر زرهی، 10 تیپپیاده و در جبهه ای به عرض 20 تا 25 کیلومتر که به نفوذ 7 کیلومتر در عمقمواضع نیروهای خودی انجامید. در این عملیات عراق 100 دستگاه تانک و 76دستگاه نفربر و 12 خودرو از دست داد.

    65/2/19_ حمله عراق با 2 لشکرو 11 تیپ مکانیزه و زرهی در محور پیچ انگیزه (جبهه جنوب) که در نتیجه آن36 کیلومتر مربع از منطقه به تصرف ارتش عراق درآمد.

    65/2/24_ حملهدشمن با استعداد 7 تیپ و 12 گردان مستقل کماندویی در محور حاج عمران (جبههشمالی) و تصرف ارتفاعات مهم 2519 و 2435 در طی 10 روز. در این عملیات 3000عراقی کشته و 200 نفر به اسارت درآمدند و 17 هلیکوپتر دشمن منهدم شد.

    65/2/26_ حمله عراق با 7 تیپ پیاده، دو تیپ زرهی و مکانیزه و یک گردان کماندوییدر محور مهران (جبهه میانی) که به تصرف شهر مهران انجامید.

    65/4/9_ عملیات کربلای 1 و آزادسازی شهر مهران توسط واحدهای رزمی سپاه پاسدارانکه عملاً موجب شکست استراتژی دفاع متحرک عراق شد. در این عملیات یگانهایخودی موفق شدند در مدت کوتاهی کسب آمادگی کرده و با یورش بر نیروهای عراقیآنان را مجبور به فرار کنند. با آزادسازی مجدد شهر مهران ابتکار عملمجدداً به جبهه خودی بازگشته و تلاشها برای انجام یک عملیات گسترده آغازشد.

    65/4/9 _ عملیات کربلای 2 توسط سپاه در منطقه حاج عمران.

    65/6/10 _ عملیات کربلای 3توسط سپاه بر روی اسکله الامیه واقع در شمال خلیج فارس.

    65/7/12 _ عملیات ظفر توسط ارتش در غرب کشور.

    65/7/19 _ عملیات فتح 1 توسط سپاه در کرکوک.

    65/8/4 _ عملیات فتح 2 توسط سپاه در سد دوکان.

    65/8/29_ عملیات فتح 3 توسط سپاه در منطقه زاخو- دهوک.

    65/10/3_ عملیات کربلای 4 توسط سپاه در منطقه الواخصیب.

    65/10/19_عملیات کربلای 5 در جبهه جنوب و در محور شلمچه- شرق بصره توسط 16 لشکر و 8تیپ مستقل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شد که در نتیجه آن 2650 نفراز نیروهای دشمن اسیر و 100000 نفر از آنان کشته و یا زخمی شدند. در اینعملیات 870 دستگاه تانک و نفربر، 80 فروند هواپیما، 180 قبضه توپ صحرایی،1000 دستگاه خودرو، 120 قبضه توپ ضدهوایی عراق منهدم و 230 دستگاه تانک ونفربر، 20 قبضه توپ صحرایی، 200 دستگاه خودرو، 100 دستگاه وسایل مهندسی و100 قبضه توپ ضدهوایی به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد. در عملیات کربلای 5,150 کیلومتر مربع از خاک دشمن به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و نیروهایخودی در پاسگاههای بوبیلن، شلمچه، کوت سواری، خیّن و جزایر بوارین و امالطویل، کانال پرورش ماهی چندین روستای عراقی در 10 کیلومتری بصره استقراریافتند. این عملیات در میان ناباوری عراق، پس از انجام کربلای 4 صورتگرفت. سپاه با درک تحلیل عراق از شرایط حاضر مبنی بر اینکه عملیات سالانهایران انجام شده و دیگر عملیاتی انجام نخواهد شد، ضمن پذیرش خطر بزرگ عدمموفقیت، توانست شرایط سیاسی- نظامی را بار دیگر به نفع انقلاب تغییر دهد.با شکست سنگین عراق در این عملیات تهاجم به فاو که در دستور کار ارتش اینکشور قرار داشته به مدت دو سال تعویق افتاد.

    65/10/23 _ عملیات کربلای 6در منطقه سومار توسط ارتش.

    65/10/28_ عملیات نصر توسط سپاه در محور دهوک- دولان.

    65/11/22_ عملیات فتح 4 (مرحله اول) در منطقه دیانا توسط سپاه.

    65/12/4 _ عملیات فتح 4 (مرحله دوم) در منطقه دیانا توسط سپاه.

    65/12/12_ عملیات کربلای 7 توسط ارتش در ارتفاع حاج عمران.

    متن کامل وصیتنامه‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ حضرت امام خمینی

     

     

     

     

     

                             متن کامل وصیتنامه‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ حضرت امام خمینی

    چکیده:با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدااز خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفرمی‌کنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ ورحیم‌ می‌خواهم‌ که‌ عذرم‌ را در کوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیرد...

    روح الله

    بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم‌

    قالَرسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُالثّقلَیْنِ کتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقاحَتّی‌' یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ.

    الحمدُلله و سُبحانَکَ؛اللّ'هُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک‌ و جلالِک‌ و خزائنِاسرارِ کتابِکَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیّه بِجمیعِ أسمائکَ حتّی‌المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایَعْلَمُهُ غَیرُک‌؛ و اللَّعنُ علی‌ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَره الخَبیثه.

    و بعد، اینجانب‌ مناسب‌می‌دانم‌ که‌ شمه‌ای‌ کوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذکر دهم‌؛ نه‌ ازحیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، که‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ ازجسارت‌ در مرتبه‌ای‌ که‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایره‌ وجود، از ملک‌ تاملکوت‌ اعلی‌' و از آنجا تا لاهوت‌ و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ بربشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اکبر» و«ثقل‌ کبیر» که‌ از هر چیز اکبر است‌ جز ثقل‌ اکبر که‌ اکبر مطلق‌ است‌؛ ونه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌بازیگر که‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌محدود؛ بلکه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار کوتاه‌ از آنچه‌ براین‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

    شاید جمله‌ لَنْ یَفْتَرِق'احتّی‌ یَرِد'ا عَلَیَّ الْحَوض‌ اشاره‌ باشد بر اینکه‌ بعد از وجود مقدس‌رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یکی‌ از این‌ دوگذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یک‌ مهجوریت‌ دیگری‌است‌، تا آنگاه‌ که‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. وآیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ کثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌ و اضمحلال‌ قطرات‌ دردریا است‌، یا چیز دیگر که‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و بایدگفت‌ آن‌ ستمی‌ که‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعه‌ رسول‌ اکرم‌ ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلکه‌ بر بشریت‌گذشته‌ است‌ که‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

    و ذکر این‌ نکته‌ لازم‌است‌ که‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و ] در [ کتب‌اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌» تا کتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ وموارد مکرره‌ از پیغمبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طورمتواتر نقل‌ شده‌ است‌. و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشربویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همه‌ مسلمانان‌ که‌ حجت‌ بر آنان‌تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشدبرای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

    اکنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ برکتاب‌ خدا، این‌ ودیعه‌ الهی‌ و ماترک‌ پیامبر اسلام‌ ـصلی‌الله علیه‌ وآله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ که‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ کرد، پس‌از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ کریم‌را وسیله‌ای‌ کردند برای‌ حکومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ وآشنایان‌ به‌ حقایق‌ را که‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اکرم‌ ـ صلی‌اللهعلیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ کرده‌ بودند و ندای‌ اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُالثقلان‌ در گوششان‌
    بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ که‌برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ کردند؛ و بر حکومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ که‌ یکی‌ ازآرمانهای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ کشیدند و انحراف‌از دین‌ خدا و کتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ کردند، تا کار به‌ جایی‌رسید که‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

    و هرچه‌ این‌ بنیان‌ کج‌به‌ جلو آمد کجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا که‌ قرآن‌ کریم‌ را که‌برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطه‌ جمع‌ همه‌ مسلمانان‌ بلکه‌ عائله‌ بشری‌، ازمقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ کشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌) تنزل‌ کرد که‌ بشریت‌ را به‌آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیده‌ «علم‌ الاسما ء » را از شرّشیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حکومت‌ رابه‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـبسپارد تا آنان‌ به‌ هر که‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌خارج‌ نمودند که‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و کار به‌ جایی‌ رسیدکه‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حکومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر ازطاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامه‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ ومعاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌جاهل‌، قرآن‌ این‌ کتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنکه‌ باید وسیله‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ وکتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیله‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بکلی‌ ازصحنه‌ خارج‌ شد، که‌ دیدیم‌ اگر کسی‌ دم‌ از حکومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد واز سیاست‌، که‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلی‌الله علیه‌ وآله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتکب‌ شده‌؛ و کلمه‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوندبی‌دین‌ شده‌ بود و اکنون‌ نیز هست‌.

    و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌بزرگ‌ به‌ وسیله‌ حکومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، که‌ خود رابه‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌کنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و بااین‌ حیله‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌کنند. ما همه‌ دیدیم‌قرآنی‌ را که‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ کرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ کرد وبعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌که‌ ملک‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌طبع‌ قرآن‌ کریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌کند و وهابیت‌،این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌کند؛ و مردم‌ وملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز وقرآن‌ کریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌کند.

    مامفتخریم‌ و ملت‌ عزیز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ که‌پیرو مذهبی‌ است‌ که‌ می‌خواهد حقایق‌ قرآنی‌، که‌ سراسر آن‌ از وحدت‌بین‌ مسلمین‌ بلکه‌ بشریت‌ دم‌ می‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ نسخه‌ نجات‌ دهنده‌ بشر از جمیع‌ قیودی‌ که‌بر پای‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پیچیده‌ است‌ و او را به‌ سوی‌ فنا ونیستی‌ و بردگی‌ و بندگی‌ طاغوتیان‌ می‌کشاند نجات‌ دهد.

    و مامفتخریم‌ که‌ پیرو مذهبی‌ هستیم‌ که‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوندتعالی‌ بوده‌، و امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌، این‌ بنده‌ رها شده‌ ازتمام‌ قیود، مأمور رها کردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگیها است‌.

    مامفتخریم‌ که‌ کتاب‌ نهج‌البلاغه‌ که‌ بعد از قرآن‌ بزرگترین‌ دستور زندگی‌مادی‌ و معنوی‌ و بالاترین‌ کتاب‌ رهایی‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوی‌و حکومتی‌ آن‌ بالاترین‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

    مامفتخریم‌ که‌ ائمه‌ معصومین‌، از علی‌ بن‌ ابیطالب‌ گرفته‌ تا منجی‌ بشرحضرت‌ مهدی‌ صاحب‌ زمان‌ ـ علیهم‌ آلاف‌ التحیات‌ والسلام‌ ـ که‌ به‌قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمه‌ ما هستند.

    مامفتخریم‌ که‌ ادعیه‌ حیاتبخش‌ که‌ او را «قرآن‌ صاعد» می‌خوانند از ائمه‌معصومین‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانیه‌» امامان‌ و «دعای‌ عرفات‌»
    حسین‌بن‌ علی‌ ـ علیهما السلام‌ ـ و «صحیفه‌ سجادیه‌» این‌ زبور آل‌ محمد و«صحیفه‌ فاطمیه‌» که‌ کتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

    ما مفتخریم‌ که‌ «باقرالعلوم‌»بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌ و کسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌اللهعلیه‌ و آله‌ ـ و ائمه‌ معصومین‌ ـعلیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درک‌نکرده‌ و نتوانند درک‌ کرد، از ما است‌.

    و ما مفتخریم‌ که‌ مذهب‌ما «جعفری‌» است‌ که‌ فقه‌ ما که‌ دریای‌ بی‌پایان‌ است‌، یکی‌ از آثاراوست‌. و ما مفتخریم‌ به‌ همه‌ ائمه‌ معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌الله ـ ومتعهد به‌ پیروی‌ آنانیم‌.

    ما مفتخریم‌ که‌ ائمه‌ معصومین‌ ما ـصلوات‌ الله و سلامه‌ علیهم‌ ـ در راه‌ تعالی‌ دین‌ اسلام‌ و در راه‌پیاده‌ کردن‌ قرآن‌ کریم‌ که‌ تشکیل‌ حکومت‌ عدل‌ یکی‌ از ابعاد آن‌ است‌،در حبس‌ و تبعید به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازی‌ حکومتهای‌جائرانه‌ و طاغوتیان‌ زمان‌ خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم‌ که‌می‌خواهیم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پیاده‌ کنیم‌ و اقشار مختلفه‌ ملت‌ مادر این‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزیزان‌خود را نثار راه‌ خدا می‌کنند.

    ما مفتخریم‌ که‌ بانوان‌ و زنان‌پیر و جوان‌ و خرد و کلان‌ در صحنه‌های‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و نظامی‌حاضر، و همدوش‌ مردان‌ یا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالی‌ اسلام‌ و مقاصدقرآن‌ کریم‌ فعالیت‌ دارند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌نظامی‌ که‌ برای‌ دفاع‌ از اسلام‌ و کشور اسلامی‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌شرکت‌، و از محرومیتهایی‌ که‌ توطئه‌ دشمنان‌ و ناآشنایی‌ دوستان‌ ازاحکام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلکه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحمیل‌نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قید خرافاتی‌ که‌دشمنان‌ برای‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضی‌ آخوندهای‌ بی‌اطلاع‌از مصالح‌ مسلمین‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ که‌توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندی‌ که‌ دل‌ ملت‌را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر ازدشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ می‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مکرر دیدیم‌که‌ زنان‌ بزرگواری‌ زینب‌گونه‌ ـ علیها سلام‌الله ـ فریاد می‌زنند که‌فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خدای‌ تعالی‌ و اسلام‌ عزیز ازهمه‌ چیز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ این‌ امر؛ و می‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعیم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچیز دنیا.

    وملت‌ ما بلکه‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اینکه‌دشمنان‌ آنان‌ که‌ دشمنان‌ خدای‌ بزرگ‌ و قرآن‌ کریم‌ و اسلام‌ عزیزند،درندگانی‌ هستند که‌ از هیچ‌ جنایت‌ و خیانتی‌ برای‌ مقاصد شوم‌جنایتکارانه‌ خود دست‌ نمی‌کشند و برای‌ رسیدن‌ به‌ ریاست‌ و مطامع‌ پست‌خود دوست‌ و دشمن‌ را نمی‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امریکا این‌ تروریست‌بالذات‌ دولتی‌ است‌ که‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ کشیده‌ و هم‌ پیمان‌ اوصهیونیست‌ جهانی‌ است‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مطامع‌ خود جنایاتی‌ مرتکب‌می‌شود که‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خیال‌ابلهانه‌ «اسرائیل‌ بزرگ‌»! آنان‌ را به‌ هر جنایتی‌ می‌کشاند. و ملتهای‌اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند که‌ دشمنان‌ آنها حسین‌ اردنی‌ این‌جنایت‌ پیشه‌ دوره‌گرد، و حسن‌ و حسنی‌ مبارک‌ هم‌ آخور با اسرائیل‌جنایتکارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امریکا و اسرائیل‌ از هیچ‌ خیانتی‌ به‌ملتهای‌ خود رویگردان‌ نیستند. و ما مفتخریم‌ که‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقی‌است‌ که‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنایتکاری‌ و نقض‌ حقوق‌ بین‌المللی‌ وحقوق‌ بشر می‌شناسند و همه‌ می‌دانند که‌ خیانتکاریِ او به‌ ملت‌ مظلوم‌عراق‌ و شیخ‌نشینان‌ خلیج‌، کمتر از خیانت‌ به‌ ملت‌ ایران‌ نباشد.

    وما و ملتهای‌ مظلوم‌ دنیا مفتخریم‌ که‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ و دستگاههای‌تبلیغات‌ جهانی‌، ما و همه‌ مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنایت‌ و خیانتی‌که‌ ابرقدرتهای‌ جنایتکار دستور می‌دهند متهم‌ می‌کنند. کدام‌ افتخاربالاتر و والاتر از اینکه‌ امریکا با همه‌ ادعاهایش‌ و همه‌ ساز و برگهای‌جنگی‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهای‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهای‌بی‌پایانِ ملتهای‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌های‌گروهی‌، در مقابل‌ ملت‌ غیور ایران‌ و کشور حضرت‌ بقیه‌الله ـ ارواحنالمقدمه‌ الفدا ء ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ که‌ نمی‌داند به‌که‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر کس‌ می‌کند جواب‌ رد می‌شنود! و این‌ نیست‌جز به‌ مددهای‌ غیبی‌ حضرت‌ باری‌ تعالی‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ که‌ ملتها رابویژه‌ ملت‌ ایران‌ اسلامی‌ را بیدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهی‌ به‌ نوراسلام‌ هدایت‌ نموده‌.

    من‌ اکنون‌ به‌ ملتهای‌ شریف‌ ستمدیده‌ وبه‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ از این‌ راه‌ مستقیم‌ الهی‌ که‌نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ کافر وابسته‌ است‌، بلکه‌ به‌صراطی‌ که‌ خداوند به‌ آنها نصیب‌ فرموده‌ است‌ محکم‌ و استوار و متعهد وپایدارْ پایبند بوده‌، و لحظه‌ ] ای‌ [ از شکر این‌ نعمت‌ غفلت‌ نکرده‌ ودستهای‌ ناپاک‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجی‌ و چه‌ عمال‌ داخلی‌بدتر از خارجی‌، تزلزلی‌ در نیت‌ پاک‌ و اراده‌ آهنین‌ آنان‌ رخنه‌ نکند؛و بدانند که‌ هرچه‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ عالم‌ و قدرتهای‌ شیطانی‌ غرب‌ وشرق‌ اشتلم‌ می‌زنند دلیل‌ بر قدرت‌ الهی‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌سزای‌ آنان‌ را هم‌ در این‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ دیگر خواهد داد.«إنَّه‌ ولیُّ النِّعَم‌ و بِیَدِه‌ ملکوتُ کلِّ شی‌ ء ٍ».

    و باکمال‌ جِد و عجز از ملتهای‌ مسلمان‌ می‌خواهم‌ که‌ از ائمه‌ اطهار وفرهنگ‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، نظامی‌ این‌ بزرگ‌ راهنمایان‌ عالم‌بشریت‌ به‌ طور شایسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشانی‌ و نثار عزیزان‌پیروی‌ کنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتی‌ که‌ بیانگر مکتب‌ رسالت‌ وامامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احکام‌ اولیه‌ و چه‌ثانویه‌ که‌ هر دو مکتب‌ فقه‌ اسلامی‌ است‌، ذره‌ای‌ منحرف‌ نشوند و به‌وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمی‌انحرافی‌، مقدمه‌ سقوط‌ مذهب‌ و احکام‌ اسلامی‌ و حکومت‌ عدل‌ الهی‌ است‌.و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ که‌ بیانگر سیاسی‌ نماز است‌ هرگزغفلت‌ نکنند، که‌ این‌ نماز جمعه‌ از بزرگترین‌ عنایات‌ حق‌ تعالی‌ برجمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداری‌ ائمه‌ اطهارو بویژه‌ سید مظلومان‌ و سرور شهیدان‌، حضرت‌ ابی‌عبدالله الحسین‌ ـصلوات‌ وافر الهی‌ و انبیا و ملائکه‌الله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسی‌ اوباد ـ هیچ‌گاه‌ غفلت‌ نکنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ علیهم‌السلام‌ـ برای‌ بزرگداشت‌ این‌ حماسه‌ تاریخی‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرین‌بر ستمگران‌ آل‌ بیت‌ است‌، تمام‌ فریاد قهرمانانه‌ ملتها است‌ برسردمداران‌ ستم‌پیشه‌ در طول‌ تاریخ‌ الی‌ الابد. و می‌دانید که‌ لعن‌ ونفرین‌ و فریاد از بیداد بنی‌امیه‌ ـلعنه‌الله علیهم‌ـ با آنکه‌ آنان‌منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌نگهداشتن‌ این‌ فریاد ستم‌شکن‌ است‌.

    و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها واشعار مرثیه‌ و اشعار ثنای‌ از ائمه‌ حق‌ ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ به‌طورکوبنده‌ فجایع‌ و ستمگریهای‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر یادآوری‌ شود؛ و دراین‌ عصر که‌ عصر مظلومیت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امریکا و شوروی‌ و سایروابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، این‌ خائنین‌ به‌ حرم‌بزرگ‌ الهی‌ ـ لعنه‌الله و ملائکته‌ و رسله‌ علیهم‌ ـ است‌ به‌ طورکوبنده‌ یادآوری‌ و لعن‌ و نفرین‌ شود. و همه‌ باید بدانیم‌ که‌ آنچه‌موجب‌ وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ است‌ این‌ مراسم‌ سیاسی‌ است‌ که‌ حافظ‌ ملّیت‌مسلمین‌، بویژه‌ شیعیان‌ ائمه‌ اثنی‌ عشر
    ـ علیهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ ـ ] است‌ [ .

    وآنچه‌ لازم‌ است‌ تذکر دهم‌ آن‌ است‌ که‌ وصیت‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ اینجانب‌اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌ ندارد، بلکه‌ توصیه‌ به‌ جمیع‌ ملل‌اسلامی‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ می‌باشد.

    از خداوندـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ که‌ لحظه‌ای‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خودواگذار نکند و از عنایات‌ غیبی‌ خود به‌ این‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌عزیز لحظه‌ ] ای‌ [ دریغ‌ نفرماید.

    روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی‌





    بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم‌

    اهمیت‌انقلاب‌ شکوهمند اسلامی‌ که‌ دستاورد میلیونها انسان‌ ارزشمند و هزاران‌شهید جاوید آن‌ و آسیب‌ دیدگان‌ عزیز، این‌ شهیدان‌ زنده‌ است‌ و موردامید میلیونها مسلمانان‌ و مستضعفان‌ جهان‌ است‌، به‌ قدری‌ است‌ که‌ارزیابی‌ آن‌ از عهده‌ قلم‌ و بیان‌ والاتر و برتر است‌. اینجانب‌،روح‌الله موسوی‌ خمینی‌ که‌ از کرم‌ عظیم‌ خداوند متعال‌ با همه‌ خطایامأیوس‌ نیستم‌ و زاد راه‌ پرخطرم‌ همان‌ دلبستگی‌ به‌ کرم‌ کریم‌ مطلق‌است‌، به‌ عنوان‌ یک‌ نفر طلبه‌ حقیر که‌ همچون‌ دیگر برادران‌ ایمانی‌امید به‌ این‌ انقلاب‌ و بقای‌ دستاوردهای‌ آن‌ و به‌ ثمر رسیدن‌ هرچه‌بیشتر آن‌ دارم‌، به‌ عنوان‌ وصیت‌ به‌ نسل‌ حاضر و نسلهای‌ عزیز آینده‌مطالبی‌ هر چند تکراری‌ عرض‌ می‌نمایم‌. و از خداوند بخشاینده‌ می‌خواهم‌که‌ خلوص‌ نیت‌ در این‌ تذکرات‌ عنایت‌ فرماید.

    1) ما می‌دانیم‌که‌ این‌ انقلاب‌ بزرگ‌ که‌ دست‌ جهانخواران‌ و ستمگران‌ را از ایران‌بزرگ‌ کوتاه‌ کرد، با تأییدات‌ غیبی‌ الهی‌ پیروز گردید. اگر نبود دست‌توانای‌ خداوند امکان‌ نداشت‌ یک‌ جمعیت‌ 36 میلیونی‌ با آن‌ تبلیغات‌ضداسلامی‌ و ضد روحانی‌ خصوص‌ در این‌ صد سال‌ اخیر و با آن‌تفرقه‌افکنیهای‌ بیحساب‌ قلمداران‌ و زبان‌ مُزدان‌ در مطبوعات‌ وسخنرانیها و مجالس‌ و محافل‌ ضداسلامی‌ و ضدملی‌ به‌ صورت‌ ملیّت‌، وآنهمه‌ شعرها و بذله‌گوییها، و آنهمه‌ مراکز عیاشی‌ و فحشا و قمار ومسکرات‌ و مواد مخدره‌ که‌ همه‌ و همه‌ برای‌ کشیدن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ که‌باید در راه‌ پیشرفت‌ و تعالی‌ و ترقی‌ میهن‌ عزیز خود فعالیت‌ نمایند،به‌ فساد و بی‌تفاوتی‌ در پیشامدهای‌ خائنانه‌، که‌ به‌ دست‌ شاه‌ فاسد وپدر بی‌فرهنگش‌ و دولتها و مجالس‌ فرمایشی‌ که‌ از طرف‌ سفارتخانه‌های‌قدرتمندان‌ بر ملت‌ تحمیل‌ می‌شد، و از همه‌ بدتر وضع‌ دانشگاهها ودبیرستانها و مراکز آموزشی‌ که‌ مقدرات‌ کشور به‌ دست‌ آنان‌ سپرده‌می‌شد، با به‌ کار گرفتن‌ معلمان‌ و استادان‌ غربزده‌ یا شرقزده‌ صددرصدمخالف‌ اسلام‌ و فرهنگ‌ اسلامی‌ بلکه‌ ملی‌ صحیح‌، با نام‌ «ملیت‌» و«ملی‌گرایی‌»، گرچه‌ در بین‌ آنان‌ مردانی‌ متعهد و دلسوز بودند، لکن‌ بااقلیت‌ فاحش‌ آنان‌ و در تنگنا قرار دادنشان‌ کار مثبتی‌ نمی‌توانستندانجام‌ دهند و با اینهمه‌ و دهها مسائل‌ دیگر، از آن‌ جمله‌ به‌ انزوا وعزلت‌ کشیدن‌ روحانیان‌ و با قدرت‌ تبلیغاتْ به‌ انحراف‌ فکری‌ کشیدن‌بسیاری‌ از آنان‌، ممکن‌ نبود این‌ ملت‌ با این‌ وضعیت‌ یکپارچه‌ قیام‌کنند و در سرتاسر کشور با ایده‌ واحد و فریاد «الله اکبر» و فداکاریهای‌حیرت‌آور و معجزه‌آسا تمام‌ قدرتهای‌ داخل‌ و خارج‌ را کنار زده‌ و خودْمقدرات‌ کشور را به‌ دست‌ گیرد. بنابراین‌ شک‌ نباید کرد که‌ انقلاب‌اسلامی‌ ایران‌ از همه‌ انقلابها جدا است‌: هم‌ در پیدایش‌ و هم‌ درکیفیت‌ مبارزه‌ و هم‌ در انگیزه‌ انقلاب‌ و قیام‌. و تردید نیست‌ که‌ این‌یک‌ تحفه‌ الهی‌ و هدیه‌ غیبی‌ بوده‌ که‌ از جانب‌ خداوند منان‌ بر این‌ملت‌ مظلوم‌ غارتزده‌ عنایت‌ شده‌ است‌.



    2) اسلام‌ وحکومت‌ اسلامی‌ پدیده‌ الهی‌ است‌ که‌ با به‌ کار بستن‌ آن‌ سعادت‌فرزندان‌ خود را در دنیا و آخرت‌ به‌ بالاترین‌ وجه‌ تأمین‌ می‌کند وقدرت‌ آن‌ دارد که‌ قلم‌ سرخ‌ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها وتجاوزها بکشد و انسانها را به‌ کمال‌ مطلوب‌ خود برساند. و مکتبی‌ است‌که‌ برخلاف‌ مکتبهای‌ غیرتوحیدی‌، در تمام‌ شئون‌ فردی‌ و اجتماعی‌ ومادی‌ و معنوی‌ و فرهنگی‌ و سیاسی‌ و نظامی‌ و اقتصادی‌ دخالت‌ و نظارت‌دارد و از هیچ‌ نکته‌، ولو بسیار ناچیز که‌ در تربیت‌ انسان‌ و جامعه‌ وپیشرفت‌ مادی‌ و معنوی‌ نقش‌ دارد فروگذار ننموده‌ است‌؛ و موانع‌ ومشکلات‌ سر راه‌ تکامل‌ را در اجتماع‌ و فرد گوشزد نموده‌ و به‌ رفع‌ آنهاکوشیده‌ است‌. اینک‌ که‌ به‌ توفیق‌ و تأیید خداوند، جمهوری‌ اسلامی‌ بادست‌ توانای‌ ملت‌ متعهد پایه‌ریزی‌ شده‌، و آنچه‌ در این‌ حکومت‌ اسلامی‌مطرح‌ است‌ اسلام‌ و احکام‌ مترقی‌ آن‌ است‌، بر ملت‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌است‌ که‌ در تحقق‌ محتوای‌ آن‌ به‌ جمیع‌ ابعاد و حفظ‌ و حراست‌ آن‌بکوشند که‌ حفظ‌ اسلام‌ در رأس‌ تمام‌ واجبات‌ است‌، که‌ انبیای‌ عظام‌ ازآدم‌ ـ علیه‌ السلام‌ ـ تا خاتم‌النبیین‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ـ در راه‌ آن‌ کوشش‌ و فداکاری‌ جانفرسا نموده‌اند و هیچ‌ مانعی‌ آنان‌ رااز این‌ فریضه‌ بزرگ‌ بازنداشته‌؛ و همچنین‌ پس‌ از آنان‌ اصحاب‌ متعهد وائمه‌ اسلام‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الله ـ با کوششهای‌ توانفرسا تا حد نثارخون‌ خود در حفظ‌ آن‌ کوشیده‌اند. و امروز بر ملت‌ ایران‌، خصوصاً، و برجمیع‌ مسلمانان‌، عموماً، واجب‌ است‌ این‌ امانت‌ الهی‌ را که‌ در ایران‌به‌ طور رسمی‌ اعلام‌ شده‌ و در مدتی‌ کوتاه‌ نتایج‌ عظیمی‌ به‌ بارآورده‌، با تمام‌ توان‌ حفظ‌ نموده‌ و در راه‌ ایجاد مقتضیات‌ بقای‌ آن‌ ورفع‌ موانع‌ و مشکلات‌ آن‌ کوشش‌ نمایند. و امید است‌ که‌ پرتو نور آن‌ برتمام‌ کشورهای‌ اسلامی‌ تابیدن‌ گرفته‌ و تمام‌ دولتها و ملتها با یکدیگرتفاهم‌ در این‌ امر حیاتی‌ نمایند، و دست‌ ابرقدرتهای‌ عالمخوار وجنایتکاران‌ تاریخ‌ را تا ابد از سر مظلومان‌ و ستمدیدگان‌ جهان‌ کوتاه‌نمایند.



    اینجانب‌ که‌ نفسهای‌ آخر عمر را می‌کشم‌ به‌حسب‌ وظیفه‌، شطری‌ از آنچه‌ در حفظ‌ و بقای‌ این‌ ودیعه‌ الهی‌ دخالت‌دارد و شطری‌ از موانع‌ و خطرهایی‌ که‌ آن‌ را تهدید می‌کنند، برای‌ نسل‌حاضر و نسلهای‌ آینده‌ عرض‌ می‌کنم‌ و توفیق‌ و تأیید همگان‌ را از درگاه‌پروردگار عالمیان‌ خواهانم‌.



    الف‌ ـ بی‌تردید رمز بقای‌انقلاب‌ اسلامی‌ همان‌ رمز پیروزی‌ است‌؛ و رمز پیروزی‌ را ملت‌ می‌داند ونسلهای‌ آینده‌ در تاریخ‌ خواهند خواند که‌ دو رکن‌ اصلی‌ آن‌: انگیزه‌الهی‌ و مقصد عالی‌ حکومت‌ اسلامی‌؛ و اجتماع‌ ملت‌ در سراسر کشور باوحدت‌ کلمه‌ برای‌ همان‌ انگیزه‌ و مقصد.

    اینجانب‌ به‌ همه‌نسلهای‌ حاضر و آینده‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ اگر بخواهید اسلام‌ و حکومت‌الله برقرار باشد و دست‌ استعمار و استثمارگرانِ خارج‌ و داخل‌ ازکشورتان‌ قطع‌ شود، این‌ انگیزه‌ الهی‌ را که‌ خداوند تعالی‌ در قرآن‌کریم‌ بر آن‌ سفارش‌ فرموده‌ است‌ از دست‌ ندهید؛ و در مقابل‌ این‌انگیزه‌ که‌ رمز پیروزی‌ و بقای‌ آن‌ است‌، فراموشی‌ هدف‌ و تفرقه‌ واختلاف‌ است‌. بی‌جهت‌ نیست‌ که‌ بوقهای‌ تبلیغاتی‌ در سراسر جهان‌ وولیده‌های‌ بومی‌ آنان‌ تمام‌ توان‌ خود را صرف‌ شایعه‌ها و دروغهای‌تفرقه‌افکن‌ نموده‌اند و میلیاردها دلار برای‌ آن‌ صرف‌ می‌کنند. بی‌انگیزه‌ نیست‌ سفرهای‌ دائمی‌ مخالفان‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ منطقه‌. ومع‌الاسف‌ در بین‌ آنان‌ از سردمداران‌ و حکومتهای‌ بعض‌ کشورهای‌اسلامی‌، که‌ جز به‌ منافع‌ شخص‌ خود فکر نمی‌کنند و چشم‌ و گوش‌ بسته‌تسلیم‌ امریکا هستند دیده‌ می‌شود؛ و بعض‌ از روحانی‌ نماها نیز به‌ آنان‌ملحقند.

    امروز و در آتیه‌ نیز آنچه‌ برای‌ ملت‌ ایران‌ومسلمانان‌ جهان‌ باید مطرح‌ باشد و اهمیت‌ آن‌ را در نظر گیرند، خنثی‌کردن‌ تبلیغات‌ تفرقه‌ افکنِ خانه‌ برانداز است‌. توصیه‌ اینجانب‌ به‌مسلمین‌ و خصوص‌ ایرانیان‌ بویژه‌ در عصر حاضر، آن‌ است‌ که‌ در مقابل‌این‌ توطئه‌ها عکس‌ العمل‌ نشان‌ داده‌ و به‌ انسجام‌ و وحدت‌ خود، به‌ هرراه‌ ممکن‌ افزایش‌ دهند و کفار و منافقان‌ را مأیوس‌ نمایند.



    ب‌ـ از توطئه‌های‌ مهمی‌ که‌ در قرن‌ اخیر، خصوصاً در دهه‌های‌ معاصر، وبویژه‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ آشکارا به‌ چشم‌ می‌خورد، تبلیغات‌دامنه‌دار با ابعاد مختلف‌ برای‌ مأیوس‌ نمودن‌ ملتها و خصوص‌ ملت‌ فداکارایران‌ از اسلام‌ است‌. گاهی‌ ناشیانه‌ و با صراحت‌ به‌ اینکه‌ احکام‌اسلام‌ که‌ 1400 سال‌ قبل‌ وضع‌ شده‌ است‌ نمی‌تواند در عصر حاضر کشورهارا اداره‌ کند، یا آنکه‌ اسلام‌ یک‌ دین‌ ارتجاعی‌ است‌ و با هر نوآوری‌ ومظاهر تمدن‌ مخالف‌ است‌، و در عصر حاضر نمی‌شود کشورها از تمدن‌ جهانی‌ ومظاهر آن‌ کناره‌ گیرند، و امثال‌ این‌ تبلیغات‌ ابلهانه‌ و گاهی‌موذیانه‌ و شیطنت‌آمیز به‌ گونه‌ طرفداری‌ از قداست‌ اسلام‌ که‌ اسلام‌ ودیگر ادیان‌ الهی‌ سر و کار دارند با معنویات‌ و تهذیب‌ نفوس‌ و تحذیر ازمقامات‌ دنیایی‌ و دعوت‌ به‌ ترک‌ دنیا و اشتغال‌ به‌ عبادات‌ و اذکار وادعیه‌ که‌ انسان‌ را به‌ خدای‌ تعالی‌ نزدیک‌ و از دنیا دور می‌کند، وحکومت‌ و سیاست‌ و سررشته‌داری‌ برخلاف‌ آن‌ مقصد و مقصود بزرگ‌ و معنوی‌است‌، چه‌ اینها تمام‌ برای‌ تعمیر دنیا است‌ و آن‌ مخالف‌ مسلک‌ انبیای‌عظام‌ است‌! و مع‌الاسف‌ تبلیغ‌ به‌ وجه‌ دوم‌ در بعض‌ از روحانیان‌ ومتدینان‌ بیخبر از اسلام‌ تأثیر گذاشته‌ که‌ حتی‌ دخالت‌ در حکومت‌ وسیاست‌ را به‌ مثابه‌ یک‌ گناه‌ و فسق‌ می‌دانستند و شاید بعضی‌ بدانند! واین‌ فاجعه‌ بزرگی‌ است‌ که‌ اسلام‌ مبتلای‌ به‌ آن‌ بود.

    گروه‌اول‌ که‌ باید گفت‌ از حکومت‌ و قانون‌ و سیاست‌ یا اطلاع‌ ندارند یاغرضمندانه‌ خود را به‌ بی‌اطلاعی‌ می‌زنند. زیرا اجرای‌ قوانین‌ بر معیارقسط‌ و عدل‌ و جلوگیری‌ از ستمگری‌ و حکومت‌ جائرانه‌ و بسط‌ عدالت‌ فردی‌و اجتماعی‌ و منع‌ از فساد و فحشا و انواع‌ کجرویها، و آزادی‌ بر معیارعقل‌ و عدل‌ و استقلال‌ و خودکفایی‌ و جلوگیری‌ از استعمار و استثمار واستعباد، و حدود و قصاص‌ و تعزیرات‌ بر میزان‌ عدل‌ برای‌ جلوگیری‌ ازفساد و تباهی‌ یک‌ جامعه‌، و سیاست‌ و راه‌ بردن‌ جامعه‌ به‌ موازین‌ عقل‌و عدل‌ و انصاف‌ و صدها از این‌ قبیل‌، چیزهایی‌ نیست‌ که‌ با مرور زمان‌در طول‌ تاریخ‌ بشر و زندگی‌ اجتماعی‌ کهنه‌ شود. این‌ دعوی‌ به‌ مثابه‌آن‌ است‌ که‌ گفته‌ شود قواعد عقلی‌ و ریاضی‌ در قرن‌ حاضر باید عوض‌ شودو به‌ جای‌ آن‌ قواعد دیگر نشانده‌ شود. اگر در صدر خلقت‌، عدالت‌اجتماعی‌ باید جاری‌ شود و از ستمگری‌ و چپاول‌ و قتل‌ باید جلوگیری‌ شود،امروز چون‌ قرن‌ اتم‌ است‌ آن‌ روش‌ کهنه‌ شده‌! و ادعای‌ آنکه‌ اسلام‌ بانوآوردها مخالف‌ است‌ ـ همان‌ سان‌ که‌ محمدرضا پهلوی‌ مخلوع‌ می‌گفت‌ که‌اینان‌ می‌خواهند با چهارپایان‌ در این‌ عصر سفر کنند ـ یک‌ اتهام‌ابلهانه‌ بیش‌ نیست‌. زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن‌ و نوآوردها، اختراعات‌و ابتکارات‌ و صنعتهای‌ پیشرفته‌ که‌ در پیشرفت‌ و تمدن‌ بشر دخالت‌ دارد،هیچ‌گاه‌ اسلام‌ و هیچ‌ مذهب‌ توحیدی‌ با آن‌ مخالفت‌ نکرده‌ و نخواهد کردبلکه‌ علم‌ و صنعت‌ مورد تأکید اسلام‌ و قرآن‌ مجید است‌. و اگر مراد ازتجدد و تمدن‌ به‌ آن‌ معنی‌ است‌ که‌ بعضی‌ روشنفکران‌ حرفه‌ای‌ می‌گویندکه‌ آزادی‌ در تمام‌ منکرات‌ و فحشا حتی‌ همجنس‌بازی‌ و از این‌ قبیل‌،تمام‌ ادیان‌ آسمانی‌ و دانشمندان‌ و عقلا با آن‌ مخالفند گرچه‌ غرب‌ وشرقزدگان‌ به‌ تقلید کورکورانه‌ آن‌ را ترویج‌ می‌کنند.

    و اماطایفه‌ دوم‌ که‌ نقشه‌ موذیانه‌ دارند و اسلام‌ را از حکومت‌ و سیاست‌ جدامی‌دانند. باید به‌ این‌ نادانان‌ گفت‌ که‌ قرآن‌ کریم‌ و سنت‌ رسول‌اللهـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ آنقدر که‌ در حکومت‌ و سیاست‌ احکام‌ دارند درسایر چیزها ندارند؛ بلکه‌ بسیار از احکام‌ عبادی‌ اسلام‌، عبادی‌ ـ سیاسی‌است‌ که‌ غفلت‌ از آنها این‌ مصیبتها را به‌ بار آورده‌. پیغمبراسلام‌(ص‌) تشکیل‌ حکومت‌ داد مثل‌ سایر حکومتهای‌ جهان‌ لکن‌ با انگیزه‌بسط‌ عدالت‌ اجتماعی‌. و خلفای‌ اول‌ اسلامی‌ حکومتهای‌ وسیع‌ داشته‌اند وحکومت‌ علی‌بن‌ ابیطالب‌ ـ علیه‌السلام‌ ـ نیز با همان‌ انگیزه‌، به‌ طوروسیعتر و گسترده‌تر از واضحات‌ تاریخ‌ است‌. و پس‌ از آن‌ بتدریج‌ حکومت‌به‌ اسم‌ اسلام‌ بوده‌؛ و اکنون‌ نیز مدعیان‌ حکومت‌ اسلامی‌ به‌ پیروی‌از اسلام‌ و رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ بسیارند.

    اینجانب‌در این‌ وصیتنامه‌ با اشاره‌ می‌گذرم‌، ولی‌ امید آن‌ دارم‌ که‌نویسندگان‌ و جامعه‌شناسان‌ و تاریخ‌نویسان‌، مسلمانان‌ را از این‌اشتباه‌ بیرون‌ آورند. و آنچه‌ گفته‌ شده‌ و می‌شود که‌ انبیا ـعلیهم‌السلام‌ ـ به‌ معنویات‌ کار دارند و حکومت‌ و سررشته‌داری‌ دنیایی‌مطرود است‌ و انبیا و اولیا و بزرگان‌ از آن‌ احتراز می‌کردند و ما نیزباید چنین‌ کنیم‌، اشتباه‌ تأسف‌آوری‌ است‌ که‌ نتایج‌ آن‌ به‌ تباهی‌کشیدن‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و باز کردن‌ راه‌ برای‌ استعمارگران‌ خونخواراست‌، زیرا آنچه‌ مردود است‌ حکومتهای‌ شیطانی‌ و دیکتاتوری‌ و ستمگری‌است‌ که‌ برای‌ سلطه‌جویی‌ و انگیزه‌های‌ منحرف‌ و دنیایی‌ که‌ از آن‌تحذیر نموده‌اند؛ جمع‌آوری‌ ثروت‌ و مال‌ و قدرت‌طلبی‌ و طاغوت‌ گرایی‌است‌ و بالاخره‌ دنیایی‌ است‌ که‌ انسان‌ را از حق‌ تعالی‌ غافل‌ کند. واما حکومت‌ حق‌ برای‌ نفع‌ مستضعفان‌ و جلوگیری‌ از ظلم‌ و جور و اقامه‌عدالت‌ اجتماعی‌، همان‌ است‌ که‌ مثل‌ سلیمان‌ بن‌ داوود و پیامبرعظیم‌الشأن‌ اسلام‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و اوصیای‌ بزرگوارش‌ برای‌آن‌ کوشش‌ می‌کردند؛ از بزرگترین‌ واجبات‌ و اقامه‌ آن‌ از والاترین‌عبادات‌ است‌، چنانچه‌ سیاست‌ سالم‌ که‌ در این‌ حکومتها بوده‌ از امورلازمه‌ است‌. باید ملت‌ بیدار و هوشیار ایران‌ با دید اسلامی‌ این‌توطئه‌ها را خنثی‌ نمایند. و گویندگان‌ و نویسندگان‌ متعهد به‌ کمک‌ ملت‌برخیزند و دست‌ شیاطین‌ توطئه‌گر را قطع‌ نمایند.



    ج‌ ـ واز همین‌ قماش‌ توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های‌ وسیع‌ در سطح‌کشور، و در شهرستانها بیشتر، بر اینکه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ هم‌ کاری‌ برای‌مردم‌ انجام‌ نداد. بیچاره‌ مردم‌ با آن‌ شوق‌ و شعف‌ فداکاری‌ کردند که‌از رژیم‌ ظالمانه‌ طاغوت‌ رهایی‌ یابند، گرفتار یک‌ رژیم‌ بدتر شدند!مستکبران‌ مستکبرتر و مستضعفان‌ مستضعف‌تر شدند! زندانها پر از جوانان‌که‌ امید آتیه‌ کشور است‌ می‌باشد و شکنجه‌ها از رژیم‌ سابق‌ بدتر وغیرانسانیتر است‌! هر روز عده‌ای‌ را اعدام‌ می‌کنند به‌ اسم‌ اسلام‌! وای‌ کاش‌ اسم‌ اسلام‌ روی‌ این‌ جمهوری‌ نمی‌گذاشتند! این‌ زمان‌ از زمان‌رضاخان‌ و پسرش‌ بدتر است‌! مردم‌ در رنج‌ و زحمت‌ و گرانی‌ سرسام‌آورغوطه‌ می‌خورند و سردمداران‌ دارند این‌ رژیم‌ را به‌ رژیمی‌ کمونیستی‌هدایت‌ می‌کنند! اموال‌ مردم‌ مصادره‌ می‌شود و آزادی‌ در هر چیز از ملت‌سلب‌ شده‌! و بسیاری‌ دیگر از این‌ قبیل‌ امور که‌ با نقشه‌ اجرا می‌شود.و دلیل‌ آنکه‌ نقشه‌ و توطئه‌ در کار است‌ آنکه‌ هرچند روز یک‌ امر در هرگوشه‌ و کنار و در هر کوی‌ و برزن‌ سر زبانها می‌افتد؛ در تاکسیها همین‌مطلب‌ واحد و در اتوبوسها نیز همین‌ و در اجتماعات‌ چند نفره‌ باز همین‌صحبت‌ می‌شود؛ و یکی‌ که‌ قدری‌ کهنه‌ شد یکی‌ دیگر معروف‌ می‌شود. ومع‌الاسف‌ بعض‌ روحانیون‌ که‌ از حیله‌های‌ شیطانی‌ بیخبرند با تماس‌ یکی‌ـ دو نفر از عوامل‌ توطئه‌ گمان‌ می‌کنند مطلب‌ همان‌ است‌. و اساس‌مسأله‌ آن‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از آنان‌ که‌ این‌ مسائل‌ را می‌شنوند و باورمی‌کنند اطلاع‌ از وضع‌ دنیا و انقلابهای‌ جهان‌ و حوادث‌ بعد از انقلاب‌و گرفتاریهای‌ عظیم‌ اجتناب‌ناپذیر آن‌ ندارند ـچنانچه‌ اطلاع‌ صحیح‌ ازتحولاتی‌ که‌ همه‌ به‌ سود اسلام‌ است‌ ندارند ـ و چشم‌ بسته‌ و بیخبرامثال‌ این‌ مطالب‌ را شنیده‌ و خود نیز با غفلت‌ یا عمد به‌ آنان‌پیوسته‌اند.

    اینجانب‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ قبل‌ از مطالعه‌ وضعیت‌کنونی‌ جهان‌ و مقایسه‌ بین‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ با سایر انقلابات‌ وقبل‌ از آشنایی‌ با وضعیت‌ کشورها و ملتهایی‌ که‌ در حال‌ انقلاب‌ و پس‌از انقلابشان‌ بر آنان‌ چه‌ می‌گذشته‌ است‌، و قبل‌ از توجه‌ به‌گرفتاریهای‌ این‌ کشور طاغوتزده‌ از ناحیه‌ رضاخان‌ و بدتر از آن‌ محمدرضاکه‌ در طول‌ چپاولگریهایشان‌ برای‌ این‌ دولت‌ به‌ ارث‌ گذاشته‌اند، ازوابستگیهای‌ عظیم‌ خانمانسوز، تا اوضاع‌ وزارتخانه‌ها و ادارات‌ و اقتصادو ارتش‌ و مراکز عیاشی‌ و مغازه‌های‌ مسکرات‌ فروشی‌ و ایجاد بی‌بندوباری‌در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ و اوضاع‌ تعلیم‌ و تربیت‌ و اوضاع‌ دبیرستانها ودانشگاهها و اوضاع‌ سینماها و عشرتکده‌ها و وضعیّت‌ جوانها و زنها ووضعیت‌ روحانیون‌ و متدیّنین‌ و آزادیخواهان‌ متعهّد و بانوان‌ عفیف‌ستمدیده‌ و مساجد در زمان‌ طاغوت‌ و رسیدگی‌ به‌ پرونده‌ اعدام‌ شدگان‌ ومحکومان‌ به‌ حبس‌ و رسیدگی‌ به‌ زندانها و کیفیت‌ عملکرد متصدیان‌ ورسیدگی‌ به‌ مال‌ سرمایه‌داران‌ و زمینخواران‌ بزرگ‌ و محتکران‌ وگرانفروشان‌ و رسیدگی‌ به‌ دادگستریها و دادگاههای‌ انقلاب‌ و مقایسه‌ باوضع‌ سابق‌ دادگستری‌ و قضات‌ و رسیدگی‌ به‌ حال‌ نمایندگان‌ مجلس‌ شورای‌اسلامی‌ و اعضای‌ دولت‌ و استاندارها و سایر مأمورین‌ که‌ در این‌ زمان‌آمده‌اند و مقایسه‌ با زمان‌ سابق‌ و رسیدگی‌ به‌ عملکرد دولت‌ و جهادسازندگی‌ در روستاهای‌ محروم‌ از همه‌ مواهب‌ حتی‌ آب‌ آشامیدنی‌ ودرمانگاه‌ و مقایسه‌ با طول‌ رژیم‌ سابق‌ با در نظر گرفتن‌ گرفتاری‌ به‌جنگ‌ تحمیلی‌ و پیامدهای‌ آن‌ از قبیل‌ آوارگان‌ میلیونی‌ و خانواده‌های‌شهدا و آسیب‌دیدگان‌ در جنگ‌ و آوارگان‌ میلیونی‌ افغانستان‌ و عراق‌ و بانظر به‌ حصر اقتصادی‌ و توطئه‌های‌ پی‌ در پی‌ امریکا و وابستگان‌ خارج‌ وداخلش‌ (اضافه‌ کنید فقدان‌ مبلّغ‌ آشنا به‌ مسائل‌ به‌ مقدار احتیاج‌ وقاضی‌ شرع‌) و هرج‌ و مرجهایی‌ که‌ از طرف‌ مخالفان‌ اسلام‌ و منحرفان‌ وحتی‌ دوستان‌ نادان‌ در دست‌ اجرا است‌ و دهها مسائل‌ دیگر، تقاضا این‌است‌ که‌ قبل‌ از آشنایی‌ به‌ مسائل‌، به‌ اشکالتراشی‌ و انتقاد کوبنده‌ وفحاشی‌ برنخیزید؛ و به‌ حال‌ این‌ اسلام‌ غریب‌ که‌ پس‌ از صدها سال‌ستمگری‌ قلدرها و جهل‌ توده‌ها امروز طفلی‌ تازه‌پا و ولیده‌ای‌ است‌محفوف‌ به‌ دشمنهای‌ خارج‌ و داخل‌، رحم‌ کنید. و شما اشکالتراشان‌ به‌فکر بنشینید که‌ آیا بهتر نیست‌ به‌ جای‌ سرکوبی‌ به‌ اصلاح‌ و کمک‌بکوشید؛ و به‌ جای‌ طرفداری‌ از منافقان‌ و ستمگران‌ و سرمایه‌داران‌ ومحتکران‌ بی‌انصاف‌ از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان‌ و ستمدیدگان‌ ومحرومان‌ باشید؛ و به‌ جای‌ گروههای‌ آشوبگر و تروریستهای‌ مفسد وطرفداری‌ غیرمستقیم‌ از آنان‌، توجهی‌ به‌ ترور شدگان‌ از روحانیون‌مظلوم‌ تا خدمتگزاران‌ متعهد مظلوم‌ داشته‌ باشید؟

    اینجانب‌ هیچ‌گاه‌ نگفته‌ و نمی‌گویم‌ که‌ امروز در این‌ جمهوری‌ به‌ اسلام‌ بزرگ‌ باهمه‌ ابعادش‌ عمل‌ می‌شود و اشخاصی‌ از روی‌ جهالت‌ و عقده‌ و بی‌انضباطی‌برخلاف‌ مقررات‌ اسلام‌ عمل‌ نمی‌کنند؛ لکن‌ عرض‌ می‌کنم‌ که‌ قوه‌ مقننه‌و قضاییه‌ و اجراییه‌ با زحمات‌ جانفرسا کوشش‌ در اسلامی‌ کردن‌ این‌ کشورمی‌کنند و ملتِ دهها میلیونی‌ نیز طرفدار و مددکار آنان‌ هستند؛ و اگراین‌ اقلیت‌ اشکالتراش‌ و کارشکن‌ به‌ کمک‌ بشتابند، تحقق‌ این‌ آمال‌آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای‌ نخواسته‌ اینان‌ به‌ خود نیایند،چون‌ توده‌ میلیونی‌ بیدار شده‌ و متوجه‌ مسائل‌ است‌ و در صحنه‌ حاضراست‌، آمال‌ انسانی‌ ـ اسلامی‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ جامه‌ عمل‌ به‌طور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان‌ و اشکالتراشان‌ در مقابل‌ این‌ سیل‌خروشان‌ نخواهند توانست‌ مقاومت‌ کنند.

    من‌ با جرأت‌ مدعی‌ هستم‌که‌ ملت‌ ایران‌ و توده‌ میلیونی‌ آن‌ در عصر حاضر بهتر از ملت‌ حجاز درعهد رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و کوفه‌ و عراق‌ در عهدامیرالمؤمنین‌ و حسین‌ بن‌ علی‌ ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهما ـمی‌باشند. آن‌ حجاز که‌ در عهد رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـمسلمانان‌ نیز اطاعت‌ از ایشان‌ نمی‌کردند و با بهانه‌هایی‌ به‌ جبهه‌نمی‌رفتند، که‌ خداوند تعالی‌ در سوره‌ «توبه‌» با آیاتی‌ آنها را توبیخ‌فرموده‌ و وعده‌ عذاب‌ داده‌ است‌. و آنقدر به‌ ایشان‌ دروغ‌ بستند که‌به‌ حسب‌ نقل‌، در منبر به‌ آنان‌ نفرین‌ فرمودند. و آن‌ اهل‌ عراق‌ وکوفه‌ که‌ با امیرالمؤمنین‌ آنقدر بدرفتاری‌ کردند و از اطاعتش‌ سر باززدند که‌ شکایات‌ آن‌ حضرت‌ از آنان‌ در کتب‌ نقل‌ و تاریخ‌ معروف‌ است‌.و آن‌ مسلمانان‌ عراق‌ و کوفه‌ که‌ با سیدالشهدا ـ علیه‌السلام‌ ـ آن‌ شدکه‌ شد. و آنان‌ که‌ در
    شهادت‌ دستْ آلوده‌ نکردند، یا گریختند ازمعرکه‌ و یا نشستند تا آن‌ جنایت‌ تاریخ‌ واقع‌ شد. اما امروز می‌بینیم‌که‌ ملت‌ ایران‌ از قوای‌ مسلح‌ نظامی‌ و انتظامی‌ و سپاه‌ و بسیج‌ تاقوای‌ مردمی‌ از عشایر و داوطلبان‌ و از قوای‌ در جبهه‌ها و مردم‌ پشت‌جبهه‌ها، با کمال‌ شوق‌ و اشتیاق‌ چه‌ فداکاریها می‌کنند و چه‌ حماسه‌هامی‌آفرینند. و می‌بینیم‌ که‌ مردم‌ محترم‌ سراسر کشور چه‌ کمکهای‌ ارزنده‌می‌کنند. و می‌بینیم‌ که‌ بازماندگان‌ شهدا و آسیب‌ دیدگان‌ جنگ‌ ومتعلقان‌ آنان‌ با چهره‌های‌ حماسه‌آفرین‌ و گفتار و کرداری‌ مشتاقانه‌ واطمینان‌ بخش‌ با ما و شما روبه‌رو می‌شوند. و اینها همه‌ از عشق‌ وعلاقه‌ و ایمان‌ سرشار آنان‌ است‌ به‌ خداوند متعال‌ و اسلام‌ و حیات‌جاویدان‌. در صورتی‌ که‌ نه‌ در محضر مبارک‌ رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌و آله‌ و سلم‌ ـ هستند، و نه‌ در محضر امام‌ معصوم‌ ـ صلوات‌ الله علیه‌.و انگیزه‌ آنان‌ ایمان‌ و اطمینان‌ به‌ غیب‌ است‌. و این‌ رمز موفقیت‌ وپیروزی‌ در ابعاد مختلف‌ است‌. و اسلام‌ باید افتخار کند که‌ چنین‌فرزندانی‌ تربیت‌ نموده‌، و ما همه‌ مفتخریم‌ که‌ در چنین‌ عصری‌ و درپیشگاه‌ چنین‌ ملتی‌ می‌باشیم‌.

    و اینجانب‌ در اینجا یک‌ وصیت‌به‌ اشخاصی‌ که‌ به‌ انگیزه‌ مختلف‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ مخالفت‌ می‌کنند وبه‌ جوانان‌، چه‌ دختران‌ و چه‌ پسرانی‌ که‌ مورد بهره‌برداری‌ منافقان‌ ومنحرفان‌ فرصت‌ طلب‌ و سودجو واقع‌ شده‌اند می‌نمایم‌، که‌ بیطرفانه‌ و بافکر آزاد به‌ قضاوت‌ بنشینید و تبلیغات‌ آنان‌ که‌ می‌خواهند جمهوری‌اسلامی‌ ساقط‌ شود و کیفیت‌ عمل‌ آنان‌ و رفتارشان‌ با توده‌های‌ محروم‌ وگروهها و دولتهایی‌ که‌ از آنان‌ پشتیبانی‌ کرده‌ و می‌کنند و گروهها واشخاصی‌ که‌ در داخل‌ به‌ آنان‌ پیوسته‌ و از آنان‌ پشتیبانی‌ می‌کنند واخلاق‌ و رفتارشان‌ در بین‌ خود و هوادارانشان‌ و تغییر موضعهایشان‌ درپیشامدهای‌ مختلف‌ را، با دقت‌ و بدون‌ هوای‌ نفس‌ بررسی‌ کنید، و مطالعه‌کنید حالات‌ آنان‌ که‌ در این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ دست‌ منافقان‌ ومنحرفان‌ شهید شدند، و ارزیابی‌ کنید بین‌ آنان‌ و دشمنانشان‌؛ نوارهای‌این‌ شهیدان‌ تا حدی‌ در دست‌ و نوارهای‌ مخالفان‌ شاید در دست‌ شماهاباشد، ببینید کدام‌ دسته‌ طرفدار محرومان‌ و مظلومان‌ جامعه‌ هستند.

    برادران‌!شما این‌ اوراق‌ را قبل‌ از مرگ‌ من‌ نمی‌خوانید. ممکن‌ است‌ پس‌ از من‌بخوانید در آن‌ وقت‌ من‌ نزد شما نیستم‌ که‌ بخواهم‌ به‌ نفع‌ خود و جلب‌نظرتان‌ برای‌ کسب‌ مقام‌ و قدرتی‌ با قلبهای‌ جوان‌ شما بازی‌ کنم‌. من‌برای‌ آنکه‌ شما جوانان‌ شایسته‌ای‌ هستید علاقه‌ دارم‌ که‌ جوانی‌ خود رادر راه‌ خداوند و اسلام‌ عزیز و جمهوری‌ اسلامی‌ صرف‌ کنید تا سعادت‌ هردو جهان‌ را دریابید. و از خداوند غفور می‌خواهم‌ که‌ شما را به‌ راه‌مستقیم‌ انسانیت‌ هدایت‌ کند و از گذشته‌ ما و شما با رحمت‌ واسعه‌ خودبگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوند همین‌ را بخواهید، که‌ او هادی‌ ورحمان‌ است‌.

    و یک‌ وصیت‌ به‌ ملت‌ شریف‌ ایران‌ و سایر ملتهای‌مبتلا به‌ حکومتهای‌ فاسد و دربند قدرتهای‌ بزرگ‌ می‌کنم‌؛ اما به‌ ملت‌عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ نعمتی‌ که‌ با جهاد عظیم‌ خودتان‌ و خون‌جوانان‌ برومندتان‌ به‌ دست‌ آوردید همچون‌ عزیزترین‌ امور قدرش‌ رابدانید و از آن‌ حفاظت‌ و پاسداری‌ نمایید و در راه‌ آن‌، که‌ نعمتی‌عظیم‌ الهی‌ و امانت‌ بزرگ‌ خداوندی‌ است‌ کوشش‌ کنید و از مشکلاتی‌ که‌در این‌ صراط‌ مستقیم‌ پیش‌ می‌آید نهراسید که‌ إن‌ تَنْصروااللهیَنْصُرْکم‌ و یُثَبِّتْ اَقدامَکم‌ . و در مشکلات‌ دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌با جان‌ و دل‌ شریک‌ و در رفع‌ آنها کوشا باشید، و دولت‌ و مجلس‌ را ازخود بدانید، و چون‌ محبوبی‌ گرامی‌ از آن‌ نگهداری‌ کنید.

    و به‌مجلس‌ و دولت‌ و دست‌اندرکاران‌ توصیه‌ می‌نمایم‌ که‌ قدر این‌ ملت‌ رابدانید و در خدمتگزاری‌ به‌ آنان‌ خصوصاً مستضعفان‌ و محرومان‌ وستمدیدگان‌ که‌ نور چشمان‌ ما و اولیای‌ نعم‌ همه‌ هستند و جمهوری‌اسلامی‌ رهاورد آنان‌ و با فداکاریهای‌ آنان‌ تحقق‌ پیدا کرد و بقای‌ آن‌نیز مرهون‌ خدمات‌ آنان‌ است‌، فروگذار نکنید و خود را از مردم‌ و آنان‌را از خود بدانید و حکومتهای‌ طاغوتی‌ را که‌ چپاولگرانی‌ بی‌فرهنگ‌ وزورگویانی‌ تهی‌ مغز بودند و هستند را همیشه‌ محکوم‌ نمایید، البته‌ بااعمال‌ انسانی‌ که‌ شایسته‌ برای‌ یک‌ حکومت‌ اسلامی‌ است‌.

    واما به‌ ملتهای‌ اسلامی‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ از حکومت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ واز ملت‌ مجاهد ایران‌ الگو بگیرید و حکومتهای‌ جائر خود را در صورتی‌ که‌به‌ خواست‌ ملتها که‌ خواست‌ ملت‌ ایران‌ است‌ سر فرود نیاوردند، با تمام‌قدرت‌ به‌ جای‌ خود بنشانید، که‌ مایه‌ بدبختی‌ مسلمانان‌، حکومتهای‌وابسته‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ می‌باشند. و اکیداً توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ به‌بوقهای‌ تبلیغاتی‌ مخالفان‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ گوش‌ فرا ندهید که‌همه‌ کوشش‌ دارند که‌ اسلام‌ را از صحنه‌ بیرون‌ کنند که‌ منافع‌ابرقدرتها تأمین‌ شود.



    د ـ از نقشه‌های‌ شیطانیِقدرتهای‌ بزرگ‌ استعمار و استثمارگر که‌ سالهای‌ طولانی‌ در دست‌ اجرااست‌ و در کشور ایران‌ از زمان‌ رضاخان‌ اوج‌ گرفت‌ و در زمان‌ محمدرضا باروشهای‌ مختلف‌ دنباله‌گیری‌ شد، به‌ انزواکشاندن‌ روحانیت‌ است‌؛ که‌ درزمان‌ رضاخان‌ با فشار و سرکوبی‌ و خلع‌ لباس‌ و حبس‌ و تبعید و هتک‌حرمات‌ و اعدام‌ و امثال‌ آن‌، و در زمان‌ محمدرضا با نقشه‌ و روشهای‌دیگر که‌ یکی‌ از آنها ایجاد عداوت‌ بین‌ دانشگاهیان‌ و روحانیان‌ بود،که‌ تبلیغات‌ وسیعی‌ در این‌ زمینه‌ شد؛ و مع‌الاسف‌ به‌ واسطه‌ بیخبری‌هر دو قشر از توطئه‌ شیطانی‌ ابرقدرتها نتیجه‌ چشمگیری‌ گرفته‌ شد. از یک‌طرف‌، از دبستانها تا دانشگاهها کوشش‌ شد که‌ معلمان‌ و دبیران‌ و اساتیدو رؤسای‌ دانشگاهها از بین‌ غربزدگان‌ یا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از اسلام‌و سایر ادیان‌ انتخاب‌ و به‌ کار گماشته‌ شوند و متعهدان‌ مؤمن‌ در اقلیت‌قرار گیرند که‌ قشر مؤثر را که‌ در آتیه‌ حکومت‌ را به‌ دست‌ می‌گیرند، ازکودکی‌ تا نوجوانی‌ و تا جوانی‌ طوری‌ تربیت‌ کنند که‌ از ادیان‌ مطلقاً،و اسلام‌ بخصوص‌، و از وابستگان‌ به‌ ادیان‌ خصوصاً روحانیون‌ و مبلغان‌،متنفر باشند. و اینان‌ را عمال‌ انگلیس‌ در آن‌ زمان‌، و طرفدارسرمایه‌داران‌ و زمینخواران‌ و طرفدار ارتجاع‌ و مخالف‌ تمدن‌ و تعالی‌ دربعد از آن‌ معرفی‌ می‌نمودند. و از طرف‌ دیگر، با تبلیغات‌ سو ء ،روحانیون‌ و مبلغان‌ و متدینان‌ را از دانشگاه‌ و دانشگاهیان‌ ترسانیده‌ وهمه‌ را به‌ بی‌دینی‌ و بی‌بند و باری‌ و مخالف‌ با مظاهر اسلام‌ و ادیان‌متهم‌ می‌نمودند. نتیجه‌ آنکه‌ دولتمردانْ مخالف‌ ادیان‌ و اسلام‌ وروحانیون‌ و متدینان‌ باشند؛ و توده‌های‌ مردم‌ که‌ علاقه‌ به‌ دین‌ وروحانی‌ دارند مخالف‌ دولت‌ و حکومت‌ و هر چه‌ متعلق‌ به‌ آن‌ است‌ باشند،و اختلاف‌ عمیق‌ بین‌ دولت‌ و ملت‌ و دانشگاهی‌ و روحانی‌ راه‌ را برای‌چپاولگران‌ آنچنان‌ باز کند که‌ تمام‌ شئون‌ کشور در تحت‌ قدرت‌ آنان‌ وتمام‌ ذخایر ملت‌ در جیب‌ آنان‌ سرازیر شود، چنانچه‌ دیدید به‌ سر این‌ملت‌ مظلوم‌ چه‌ آمد، و می‌رفت‌ که‌ چه‌ آید.

    اکنون‌ که‌ به‌خواست‌ خداوند متعال‌ و مجاهدت‌ ملت‌ ـ از روحانی‌ و دانشگاهی‌ تا بازاری‌و کارگر و کشاورز و سایر قشرها ـ بند اسارت‌ را پاره‌ و سد قدرت‌ابرقدرتها را شکستند و کشور را از دست‌ آنان‌ و وابستگانشان‌ نجات‌ دادند،توصیه‌ اینجانب‌ آن‌ است‌ که‌ نسل‌ حاضر و آینده‌ غفلت‌ نکنند ودانشگاهیان‌ و جوانان‌ برومند عزیز هر چه‌ بیشتر با روحانیان‌ و طلاب‌علوم‌ اسلامی‌ پیوند دوستی‌ و تفاهم‌ را محکمتر و استوارتر سازند و ازنقشه‌ها و توطئه‌های‌ دشمن‌ غدار غافل‌ نباشند و به‌ مجرد آنکه‌ فرد یاافرادی‌ را دیدند که‌ با گفتار و رفتار خود در صدد است‌ بذر نفاق‌ بین‌آنان‌ افکند او را ارشاد و نصیحت‌ نمایند؛ و اگر تأثیر نکرد از اوروگردان‌ شوند و او را به‌ انزوا کشانند و نگذارند توطئه‌ ریشه‌ دواند که‌سرچشمه‌ را به‌ آسانی‌ می‌توان‌ گرفت‌. و مخصوصاً اگر در اساتید کسی‌ پیداشد که‌ می‌خواهد انحراف‌ ایجاد کند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود وکلاس‌ خود طرد کنند. و این‌ توصیه‌ بیشتر متوجه‌ روحانیون‌ و محصلین‌علوم‌ دینی‌ است‌. و توطئه‌ها در دانشگاهها از عمق‌ ویژه‌ای‌ برخورداراست‌ و هر قشر محترم‌ که‌ مغز متفکر جامعه‌ هستند باید مواظب‌ توطئه‌هاباشند.



    ه ـ از جمله‌ نقشه‌ها که‌ مع‌الاسف‌ تأثیربزرگی‌ در کشورها و کشور عزیزمان‌ گذاشت‌ و آثار آن‌ باز تا حد زیادی‌ به‌جا مانده‌، بیگانه‌ نمودن‌ کشورهای‌ استعمار زده‌ از خویش‌، و غربزده‌ وشرقزده‌ نمودن‌ آنان‌ است‌ به‌ طوریکه‌ خود را و فرهنگ‌ و قدرت‌ خود رابه‌ هیچ‌ گرفتند و غرب‌ و شرق‌، دو قطب‌ قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ‌آنان‌ را والاتر و آن‌ دو قدرت‌ را قبله‌گاه‌ عالم‌ دانستند و وابستگی‌به‌ یکی‌ از دو قطب‌ را از فرائض‌ غیرقابل‌ اجتناب‌ معرفی‌ نمودند! و قصه‌این‌ امر غم‌انگیز، طولانی‌ و ضربه‌هایی‌ که‌ از آن‌ خورده‌ و اکنون‌ نیزمی‌خوریم‌ کشنده‌ و کوبنده‌ است‌.

    و غم‌انگیزتر اینکه‌ آنان‌ملتهای‌ ستمدیده‌ زیر سلطه‌ را در همه‌ چیز عقب‌ نگه‌داشته‌ و کشورهایی‌مصرفی‌ بار آوردند و به‌قدری‌ ما را از پیشرفتهای‌ خود و قدرتهای‌شیطانی‌شان‌ ترسانده‌اند که‌ جرأت‌ دست‌ زدن‌ به‌ هیچ‌ ابتکاری‌ نداریم‌ وهمه‌ چیز خود را تسلیم‌ آنان‌ کرده‌ و سرنوشت‌ خود و کشورهای‌ خود را به‌دست‌ آنان‌ سپرده‌ و چشم‌ و گوش‌ بسته‌ مطیع‌ فرمان‌ هستیم‌. و این‌ پوچی‌و تهی‌ مغزی‌ مصنوعی‌ موجب‌ شده‌ که‌ در هیچ‌ امری‌ به‌ فکر و دانش‌ خوداتکا نکنیم‌ و کورکورانه‌ از شرق‌ و غرب‌ تقلید نماییم‌ بلکه‌ از فرهنگ‌ وادب‌ و صنعت‌ و ابتکار اگر داشتیم‌، نویسندگان‌ و گویندگان‌ غرب‌ وشرقزده‌ بی‌فرهنگ‌، آنها را به‌ باد انتقاد و مسخره‌ گرفته‌ و فکر و قدرت‌بومی‌ ما را سرکوب‌ و مأیوس‌ نموده‌ و می‌نمایند و رسوم‌ و آداب‌ اجنبی‌را هر چند مبتذل‌ و مفتضح‌ باشد با عمل‌ و گفتار و نوشتار ترویج‌ کرده‌ وبا مداحی‌ و ثناجویی‌ آنها را به‌ خورد ملتها داده‌ و می‌دهند. فی‌المثل‌،اگر در کتاب‌ یا نوشته‌ یا گفتاری‌ چند واژه‌ فرنگی‌ باشد، بدون‌ توجه‌به‌ محتوای‌ آن‌ با اعجاب‌ پذیرفته‌، و گوینده‌ و نویسنده‌ آن‌ را دانشمندو روشنفکر به‌ حساب‌ می‌آورند. و از گهواره‌ تا قبر به‌ هرچه‌ بنگریم‌ اگربا واژه‌ غربی‌ و شرقی‌ اسم‌گذاری‌ شود مرغوب‌ و مورد توجه‌ و از مظاهرتمدن‌ و پیشرفتگی‌ محسوب‌، و اگر واژه‌های‌ بومی‌ خودی‌ به‌ کار رود مطرودو کهنه‌ و واپسزده‌ خواهد بود. کودکان‌ ما اگر نام‌ غربی‌ داشته‌ باشندمفتخر؛ و اگر نام‌ خودی‌ دارند سر به‌ زیر و عقب‌ افتاده‌اند. خیابانها،کوچه‌ها، مغازه‌ها، شرکتها، داروخانه‌ها، کتابخانه‌ها، پارچه‌ها، و دیگرمتاعها، هرچند در داخل‌ تهیه‌ شده‌ باید نام‌ خارجی‌ داشته‌ باشد تا مردم‌از آن‌ راضی‌ و به‌ آن‌ اقبال‌ کنند. فرنگی‌ مآبی‌ از سر تا پا و در تمام‌نشست‌ و برخاستها و در معاشرتها و تمام‌ شئون‌ زندگی‌ موجب‌ افتخار وسربلندی‌ و تمدن‌ و پیشرفت‌، و در مقابل‌، آداب‌ و رسوم‌ خودی‌،کهنه‌پرستی‌ و عقب‌ افتادگی‌ است‌. در هر مرض‌ و کسالتی‌ ولو جزئی‌ وقابل‌ علاج‌ در داخل‌، باید به‌ خارج‌ رفت‌ و دکترها و اطبای‌ دانشمند خودرا محکوم‌ و مأیوس‌ کرد. رفتن‌ به‌ انگلستان‌ و فرانسه‌ و امریکا و مسکوافتخاری‌ پر ارزش‌ و رفتن‌ به‌ حج‌ و سایر اماکن‌ متبرکه‌ کهنه‌پرستی‌ وعقب‌ماندگی‌ است‌. بی‌اعتنایی‌ به‌ آنچه‌ مربوط‌ به‌ مذهب‌ و معنویات‌است‌ از نشانه‌های‌ روشنفکری‌ و تمدن‌، و در مقابل‌، تعهد به‌ این‌ امورنشانه‌ عقب‌ماندگی‌ و کهنه‌ پرستی‌ است‌.

    اینجانب‌ نمی‌گویم‌ ماخود همه‌ چیز داریم‌؛ معلوم‌ است‌ ما را در طول‌ تاریخِ نه‌ چندان‌ دورخصوصاً، و در سده‌های‌ اخیر از هر پیشرفتی‌ محروم‌ کرده‌اند و دولتمردان‌خائن‌ و دودمان‌ پهلوی‌ خصوصاً، و مراکز تبلیغاتی‌ علیه‌ دستاوردهای‌خودی‌ و نیز خودْ کوچک‌دیدنها و یا ناچیزدیدنها، ما را از هر فعالیتی‌برای‌ پیشرفت‌ محروم‌ کرد. وارد کردن‌ کالاها از هر قماش‌ و سرگرم‌ کردن‌بانوان‌ و مردان‌ خصوصاً طبقه‌ جوان‌، به‌ اقسام‌ اجناس‌ وارداتی‌ ازقبیل‌ ابزار آرایش‌ و تزئینات‌ و تجملات‌ و بازیهای‌ کودکانه‌ و به‌مسابقه‌ کشاندن‌ خانواده‌ها و مصرفی‌ بار آوردن‌ هر چه‌ بیشتر، که‌ خودداستانهای‌ غم‌انگیز دارد، و سرگرم‌ کردن‌ و به‌ تباهی‌ کشاندن‌ جوانهاکه‌ عضو فعال‌ هستند با فراهم‌ آوردن‌ مراکز فحشا و عشرتکده‌ها، و دهها ازاین‌ مصائب‌ حساب‌ شده‌، برای‌ عقب‌ نگهداشتن‌ کشورهاست‌. من‌ وصیت‌دلسوزانه‌ و خادمانه‌ می‌کنم‌ به‌ ملت‌ عزیز که‌ اکنون‌ که‌ تا حدود بسیارچشمگیری‌ از بسیاری‌ از این‌ دامها نجات‌ یافته‌ و نسل‌ محروم‌ حاضر به‌فعالیت‌ و ابتکار برخاسته‌ و دیدیم‌ که‌ بسیاری‌ از کارخانه‌ها و وسایل‌پیشرفته‌ مثل‌ هواپیماها و دیگر چیزها که‌ گمان‌ نمی‌رفت‌ متخصصین‌ ِایران‌ قادر به‌ راه‌ انداختن‌ کارخانه‌ها و امثال‌ آن‌ باشند و همه‌دستها را به‌ سوی‌ غرب‌ یا شرق‌ دراز کرده‌ بودیم‌ که‌ متخصصین‌ آنان‌اینها را به‌ راه‌ اندازند، در اثر محاصره‌ اقتصادی‌ و جنگ‌ تحمیلی‌، خودجوانان‌ عزیز ما قطعات‌ محل‌ احتیاج‌ را ساخته‌ و با قیمتهای‌ ارزانترعرضه‌ کرده‌ و رفع‌ احتیاج‌ نمودند و ثابت‌ کردند که‌ اگر بخواهیم‌می‌توانیم‌.

    باید هوشیار و بیدار و مراقب‌ باشید که‌سیاست‌بازان‌ پیوسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ با وسوسه‌های‌ شیطانی‌ شما را به‌سوی‌ این‌ چپاولگران‌ بین‌المللی‌ نکشند؛ و با اراده‌ مصمم‌ و فعالیت‌ وپشتکار خود به‌ رفع‌ وابستگیها قیام‌ کنید.

    و بدانید که‌ نژادآریا و عرب‌ از نژاد اروپا و امریکا و شوروی‌ کم‌ ندارد و اگر خودیِ خودرا بیابد و یأس‌ را از خود دور کند و چشمداشت‌ به‌ غیر خود نداشته‌ باشد،در درازمدت‌ قدرت‌ همه‌ کار و ساختن‌ همه‌ چیز را دارد. و آنچه‌ انسانهای‌شبیه‌ به‌ اینان‌ به‌ آن‌ رسیده‌اند شما هم‌ خواهید رسید به‌ شرط‌ اتکال‌به‌ خداوند تعالی‌ و اتکا به‌ نفس‌، و قطع‌ وابستگی‌ به‌ دیگران‌ و تحمل‌سختیها برای‌ رسیدن‌ به‌ زندگی‌ شرافتمندانه‌ و خارج‌ شدن‌ از تحت‌ سلطه‌اجانب‌.

    و بر دولتها و دست‌ اندرکاران‌ است‌ چه‌ در نسل‌ حاضر وچه‌ در نسلهای‌ آینده‌ که‌ از متخصصین‌ خود قدردانی‌ کنند و آنان‌ را باکمکهای‌ مادی‌ و معنوی‌ تشویق‌ به‌ کار نمایند و از ورود کالاهای‌مصرف‌ساز و خانه‌ برانداز جلوگیری‌ نمایند و به‌ آنچه‌ دارند بسازند تاخود همه‌ چیز بسازند.

    و از جوانان‌، دختران‌ و پسران‌، می‌خواهم‌که‌ استقلال‌ و آزادی‌ و ارزشهای‌ انسانی‌ را، ولو با تحمل‌ زحمت‌ و رنج‌،فدای‌ تجملات‌ و عشرتها و بی‌ بند و باریها و حضور در مراکز فحشا که‌ ازطرف‌ غرب‌ و عمال‌ بی‌وطن‌ به‌ شما عرضه‌ می‌شود نکنند؛ که‌ آنان‌ چنانچه‌تجربه‌ نشان‌ داده‌ جز تباهی‌ شما و اغفالتان‌ از سرنوشت‌ کشورتان‌ وچاپیدن‌ ذخائر شما و به‌ بند استعمار و ننگ‌ وابستگی‌ کشیدنتان‌ و مصرفی‌نمودن‌ ملت‌ و کشورتان‌ به‌ چیز دیگر فکر نمی‌کنند؛ و می‌خواهند با این‌وسایل‌ و امثال‌ آن‌ شما را عقب‌مانده‌، و به‌ اصطلاح‌ آنان‌ «نیمه‌وحشی‌» نگه‌ دارند.

    و ـ از توطئه‌های‌ بزرگ‌ آنان‌، چنانچه‌اشاره‌ شد و کراراً تذکر داده‌ام‌، به‌ دست‌ گرفتن‌ مراکز تعلیم‌ و تربیت‌خصوصاً دانشگاهها است‌ که‌ مقدرات‌ کشورها در دست‌ محصولات‌ آنها است‌.روش‌ آنان‌ با روحانیون‌ و مدارس‌ علوم‌ اسلامی‌ فرق‌ دارد با روشی‌ که‌در دانشگاهها و دبیرستانها دارند. نقشه‌ آنان‌ برداشتن‌ روحانیون‌ از سرراه‌ و منزوی‌ کردن‌ آنان‌ است‌؛ یا با سرکوبی‌ و خشونت‌ و هتاکی‌ که‌ درزمان‌ رضاخان‌ عمل‌ شد ولی‌ نتیجه‌ معکوس‌ گرفته‌ شد؛ یا با تبلیغات‌ وتهمتها و نقشه‌های‌ شیطانی‌ برای‌ جدا کردن‌ قشر تحصیلکرده‌ و به‌ اصطلاح‌روشنفکر که‌ این‌ هم‌ در زمان‌ رضاخان‌ عمل‌ می‌شد و در ردیف‌ فشار وسرکوبی‌ بود؛ و در زمان‌ محمدرضا ادامه‌ یافت‌ بدون‌ خشونت‌ ولی‌موذیانه‌.

    و اما در دانشگاه‌ نقشه‌ آن‌ است‌ که‌ جوانان‌ را ازفرهنگ‌ و ادب‌ و ارزشهای‌ خودی‌ منحرف‌ کنند و به‌ سوی‌ شرق‌ یا غرب‌بکشانند و دولتمردان‌ را از بین‌ اینان‌ انتخاب‌ و بر سرنوشت‌ کشورهاحکومت‌ دهند تا به‌ دست‌ آنها هرچه‌ می‌خواهند انجام‌ دهند. اینان‌ کشوررا به‌ غارتزدگی‌ و غربزدگی‌ بکشانند و قشر روحانی‌ با انزوا و منفوریت‌ وشکست‌ قادر بر جلوگیری‌ نباشد. و این‌ بهترین‌ راه‌ است‌ برای‌ عقب‌نگهداشتن‌ و غارت‌ کردن‌ کشورهای‌ تحت‌ سلطه‌، زیرا برای‌ ابرقدرتهابی‌زحمت‌ و بی‌خرج‌ و در جوامع‌ ملی‌ بی‌سر و صدا، هر چه‌ هست‌ به‌ جیب‌آنان‌ می‌ریزد.

    پس‌ اکنون‌ که‌ دانشگاهها و دانشسراها در دست‌اصلاح‌ و پاکسازی‌ است‌، بر همه‌ ما لازم‌ است‌ با متصدیان‌ کمک‌ کنیم‌ وبرای‌ همیشه‌ نگذاریم‌ دانشگاهها به‌ انحراف‌ کشیده‌ شود؛ و هر جاانحرافی‌ به‌ چشم‌ خورد با اقدام‌ سریع‌ به‌ رفع‌ آن‌ کوشیم‌. و این‌ امرحیاتی‌ باید در مرحله‌ اول‌ با دست‌ پرتوان‌ خود جوانان‌ دانشگاهها ودانشسراها انجام‌ گیرد که‌ نجات‌ دانشگاه‌ از انحراف‌، نجات‌ کشور و ملت‌است‌.

    و اینجانب‌ به‌ همه‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ در مرحله‌ اول‌،و پدران‌ و مادران‌ و دوستان‌ آنها در مرحله‌ دوم‌، و به‌ دولتمردان‌ وروشنفکران‌ دلسوز برای‌ کشور در مرحله‌ بعد وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ در این‌ امرمهم‌ که‌ کشورتان‌ را از آسیب‌ نگه‌ می‌دارد، با جان‌ و دل‌ کوشش‌ کنید ودانشگاهها را به‌ نسل‌ بعد بسپرید. و به‌ همه‌ نسلهای‌ مسلسل‌ توصیه‌می‌کنم‌ که‌ برای‌ نجات‌ خود و کشور عزیز و اسلامِآدم‌ ساز، دانشگاهها رااز انحراف‌ و غرب‌ و شرقزدگی‌ حفظ‌ و پاسداری‌ کنید و با این‌ عمل‌انسانی‌ ـ اسلامی‌ خود دست‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ را از کشور قطع‌ و آنان‌ راناامید نمایید. خدایتان‌ پشتیبان‌ و نگهدار باد.



    ز ـ ازمهمات‌ امور، تعهد وکلای‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ است‌. ما دیدیم‌ که‌اسلام‌ و کشور ایران‌ چه‌ صدمات‌ بسیار غم‌انگیزی‌ از مجلس‌ شورای‌غیرصالح‌ و منحرف‌، از بعد از مشروطه‌ تا عصر رژیم‌ جنایتکار پهلوی‌ و ازهر زمان‌ بدتر و خطرناکتر در این‌ رژیم‌ تحمیلی‌ فاسد خورد؛ و چه‌ مصیبتهاو خسارتهای‌ جانفرسا از این‌ جنایتکاران‌ بی‌ارزش‌ و نوکرمآب‌ به‌ کشور وملت‌ وارد شد. در این‌ پنجاه‌ سال‌ یک‌ اکثریت‌ قلابی‌ منحرف‌ در مقابل‌یک‌ اقلیت‌ مظلوم‌ موجب‌ شد که‌ هرچه‌ انگلستان‌ و شوروی‌ و اخیراً امریکاخواستند، با دست‌ همین‌ منحرفانِ از خدا بیخبر انجام‌ دهند و کشور را به‌تباهی‌ و نیستی‌ کشانند. از بعد از مشروطه‌، هیچ‌ گاه‌ تقریباً به‌ موادمهم‌ قانون‌ اساسی‌ عمل‌ نشد ـ قبل‌ از رضاخان‌ با تصدی‌ غربزدگان‌ ومشتی‌ خان‌ و زمینخواران‌؛ و در زمان‌ رژیم‌ پهلوی‌ به‌ دست‌ آن‌ رژیم‌سفاک‌ و وابستگان‌ و حلقه‌ به‌ گوشان‌ آن‌.

    اکنون‌ که‌ با عنایت‌پروردگار و همت‌ ملت‌ عظیم‌الشأن‌ سرنوشت‌ کشور به‌ دست‌ مردم‌ افتاد ووکلا از خود مردم‌ و با انتخاب‌ خودشان‌، بدون‌ دخالت‌ دولت‌ و خانهای‌ولایات‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ راه‌ یافتند، و امید است‌ که‌ با تعهدآنان‌ به‌ اسلام‌ و مصالح‌ کشور جلوگیری‌ از هر انحراف‌ بشود. وصیت‌اینجانب‌ به‌ ملت‌ در حال‌ و آتیه‌ آن‌ است‌ که‌ با اراده‌ مصمم‌ خود وتعهد خود به‌ احکام‌ اسلام‌ و مصالح‌ کشور در هر دوره‌ از انتخابات‌وکلای‌ دارای‌ تعهد به‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ که‌ غالباً بین‌متوسطین‌ جامعه‌ و محرومین‌ می‌باشند و غیر منحرف‌ از صراط‌ مستقیم‌ ـ به‌سوی‌ غرب‌ یا شرق‌ ـ و بدون‌ گرایش‌ به‌ مکتبهای‌ انحرافی‌ و اشخاص‌تحصیلکرده‌ و مطلع‌ بر مسائل‌ روز و سیاستهای‌ اسلامی‌، به‌ مجلس‌بفرستند.

    و به‌ جامعه‌ محترم‌ روحانیت‌ خصوصاً مراجع‌ معظم‌،وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ خود را از مسائل‌ جامعه‌ خصوصاً مثل‌ انتخاب‌ رئیس‌جمهور و وکلای‌ مجلس‌، کنار نکشند و بی‌تفاوت‌ نباشند. همه‌ دیدید و نسل‌آتیه‌ خواهد شنید که‌ دست‌ سیاست‌بازان‌ پیرو شرق‌ و غرب‌، روحانیون‌ راکه‌ اساس‌ مشروطیت‌ را با زحمات‌ و رنجها بنیان‌ گذاشتند از صحنه‌ خارج‌کردند و روحانیون‌ نیز بازی‌ سیاست‌بازان‌ را خورده‌ و دخالت‌ در امورکشور و مسلمین‌ را خارج‌ از مقام‌ خود انگاشتند و صحنه‌ را به‌ دست‌غربزدگان‌ سپردند؛ و به‌ سر مشروطیت‌ و قانون‌ اساسی‌ و کشور و اسلام‌ آن‌آوردند که‌ جبرانش‌ احتیاج‌ به‌ زمان‌ طولانی‌ دارد.

    اکنون‌ که‌بحمدالله تعالی‌ موانع‌ رفع‌ گردیده‌ و فضای‌ آزاد برای‌ دخالت‌ همه‌طبقات‌ پیش‌ آمده‌ است‌، هیچ‌ عذری‌ باقی‌ نمانده‌ و از گناهان‌ بزرگ‌نابخشودنی‌، مسامحه‌ در امر مسلمین‌ است‌. هرکس‌ به‌ مقدار توانش‌ و حیطه‌نفوذش‌ لازم‌ است‌ در خدمت‌ اسلام‌ و میهن‌ باشد؛ و با جدیت‌ از نفوذوابستگان‌ به‌ دو قطب‌ استعمارگر و غرب‌ یا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از مکتب‌بزرگ‌ اسلام‌ جلوگیری‌ نمایند، و بدانند که‌ مخالفین‌ اسلام‌ و کشورهای‌اسلامی‌ که‌ همان‌ ابرقدرتان‌ چپاولگر بین‌ المللی‌ هستند، با تدریج‌ وظرافت‌ در کشور ما و کشورهای‌ اسلامی‌ دیگر رخنه‌، و با دست‌ افراد خودِملتها، کشورها را به‌ دام‌ استثمار می‌کشانند. باید با هوشیاری‌ مراقب‌باشید و با احساس‌ اولین‌ قدمِ نفوذی‌ به‌ مقابله‌ برخیزید و به‌ آنان‌مهلت‌ ندهید. خدایتان‌ یار و نگهدار باشد.

    و از نمایندگان‌ مجلس‌شورای‌ اسلامی‌ در این‌ عصر و عصرهای‌ آینده‌ می‌خواهم‌ که‌ اگر خدای‌نخواسته‌ عناصر منحرفی‌ با دسیسه‌ و بازی‌ سیاسی‌ وکالت‌ خود را به‌ مردم‌تحمیل‌ نمودند، مجلس‌ اعتبارنامه‌ آنان‌ را رد کنند و نگذارند حتی‌ یک‌عنصر خرابکار وابسته‌ به‌ مجلس‌ راه‌ یابد.

    و به‌ اقلیتهای‌مذهبی‌ رسمی‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ از دوره‌های‌ رژیم‌ پهلوی‌ عبرت‌ بگیرند ووکلای‌ خود را از اشخاص‌ متعهد به‌ مذهب‌ خود و جمهوری‌ اسلامی‌ وغیروابسته‌ به‌ قدرتهای‌ جهانخوار و بدون‌ گرایش‌ به‌ مکتبهای‌ الحادی‌ وانحرافی‌ و التقاطی‌ انتخاب‌ نمایند.

    و از همه‌ نمایندگان‌خواستارم‌ که‌ با کمال‌ حسن‌ نیت‌ و برادری‌ با هم‌ مجلسان‌ خود رفتار، وهمه‌ کوشا باشند که‌ قوانین‌ خدای‌ نخواسته‌ از اسلام‌ منحرف‌ نباشد وهمه‌ به‌ اسلام‌ و احکام‌ آسمانی‌ آن‌ وفادار باشید تا به‌ سعادت‌ دنیا وآخرت‌ نایل‌ آیید.

    و از شورای‌ محترم‌ نگهبان‌ می‌خواهم‌ وتوصیه‌ می‌کنم‌، چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهای‌ آینده‌، که‌ با کمال‌دقت‌ و قدرت‌ وظایف‌ اسلامی‌ و ملی‌ خود را ایفا و تحت‌ تأثیر هیچ‌ قدرتی‌واقع‌ نشوند و از قوانین‌ مخالف‌ با شرع‌ مطهر و قانون‌ اساسی‌ بدون‌ هیچ‌ملاحظه‌ جلوگیری‌ نمایند و با ملاحظه‌ ضرورات‌ کشور که‌ گاهی‌ با احکام‌ثانویه‌ و گاهی‌ به‌ ولایت‌ فقیه‌ باید اجرا شود توجه‌ نمایند.

    ووصیت‌ من‌ به‌ ملت‌ شریف‌ آن‌ است‌ که‌ در تمام‌ انتخابات‌، چه‌ انتخاب‌رئیس‌ جمهور و چه‌ نمایندگان‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و چه‌ انتخاب‌ خبرگان‌برای‌ تعیین‌ شورای‌ رهبری‌ یا رهبر، در صحنه‌ باشند و اشخاصی‌ که‌انتخاب‌ می‌کنند روی‌ ضوابطی‌ باشد که‌ اعتبار می‌شود مثلاً در انتخاب‌خبرگان‌ برای‌ تعیین‌ شورای‌ رهبری‌ یا رهبر، توجه‌ کنند که‌ اگر مسامحه‌نمایند و خبرگان‌ را روی‌ موازین‌ شرعیه‌ و قانون‌ انتخاب‌ نکنند، چه‌ بساکه‌ خساراتی‌ به‌ اسلام‌ و کشور وارد شود که‌ جبران‌پذیر نباشد. و در این‌صورت‌ همه‌ در پیشگاه‌ خداوند متعال‌ مسئول‌ می‌باشند.

    از این‌قرار، عدم‌ دخالت‌ ملت‌ از مراجع‌ و علمای‌ بزرگ‌ تا طبقه‌ بازاری‌ وکشاورز و کارگر و کارمند، همه‌ و همه‌ مسئول‌ سرنوشت‌ کشور و اسلام‌می‌باشند؛ چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهای‌ آتیه‌؛ و چه‌ بسا که‌ دربعض‌ مقاطع‌، عدم‌ حضور و مسامحه‌، گناهی‌ باشد که‌ در رأس‌ گناهان‌کبیره‌ است‌. پس‌ علاج‌ واقعه‌ را قبل‌ از وقوع‌ باید کرد، و الاّ کار ازدست‌ همه‌ خارج‌ خواهد شد. و این‌ حقیقتی‌ است‌ که‌ بعد از مشروطه‌ لمس‌نموده‌اید و نموده‌ایم‌. چه‌ هیچ‌ علاجی‌ بالاتر و والاتر از آن‌ نیست‌که‌ ملت‌ در سرتاسر کشور در کارهایی‌ که‌ محول‌ به‌ اوست‌ برطبق‌ ضوابط‌اسلامی‌ و قانون‌ اساسی‌ انجام‌ دهد؛ و در تعیین‌ رئیس‌ جمهور و وکلای‌مجلس‌ با طبقه‌ تحصیلکرده‌ متعهد و روشنفکر با اطلاع‌ از مجاری‌ امور وغیروابسته‌ به‌ کشورهای‌ قدرتمند استثمارگر و اشتهار به‌ تقوا و تعهد به‌اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ مشورت‌ کرده‌، و با علما و روحانیون‌ با تقوا ومتعهد به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نیز مشورت‌ نموده‌؛ و توجه‌ داشته‌ باشند رئیس‌جمهور و وکلای‌ مجلس‌ از طبقه‌ای‌ باشند؛ که‌ محرومیت‌ و مظلومیت‌مستضعفان‌ و محرومان‌ جامعه‌ را لمس‌ نموده‌ و در فکر رفاه‌ آنان‌ باشند،نه‌ از سرمایه‌داران‌ و زمینخواران‌ و صدرنشینان‌ مرفه‌ و غرق‌ در لذات‌ وشهوات‌ که‌ تلخی‌ محرومیت‌ و رنج‌ گرسنگان‌ و پابرهنگان‌ را نمی‌توانندبفهمند.

    و باید بدانیم‌ که‌ اگر رئیس‌ جمهور و نمایندگان‌ مجلس‌،شایسته‌ و متعهد به‌ اسلام‌ و دلسوز برای‌ کشور و ملت‌ باشند، بسیاری‌ ازمشکلات‌ پیش‌ نمی‌آید؛ و مشکلاتی‌ اگر باشد رفع‌ می‌شود. و همین‌ معنی‌ درانتخاب‌ خبرگان‌ برای‌ تعیین‌ شورای‌ رهبری‌ یا رهبر با ویژگی‌ خاص‌ بایددر نظر گرفته‌ شود؛ که‌ اگر خبرگان‌ که‌ با انتخاب‌ ملت‌ تعیین‌ می‌شونداز روی‌ کمال‌ دقت‌ و با مشورت‌ با مراجع‌ عظام‌ هر عصر و علمای‌ بزرگ‌سرتاسر کشور و متدینین‌ و دانشمندان‌ متعهد، به‌ مجلس‌ خبرگان‌ بروند،بسیاری‌ از مهمات‌ و مشکلات‌ به‌ واسطه‌ تعیین‌ شایسته‌ترین‌ و متعهدترین‌شخصیتها برای‌ رهبری‌ یا شورای‌ رهبری‌ پیش‌ نخواهد آمد، یا با شایستگی‌رفع‌ خواهد شد. و با نظر به‌ اصل‌ یکصد و نهم‌ و یکصد و دهم‌ قانون‌اساسی‌، وظیفه‌ سنگین‌ ملت‌ در تعیین‌ خبرگان‌ و نمایندگان‌ در تعیین‌رهبر یا شورای‌ رهبری‌ روشن‌ خواهد شد، که‌ اندک‌ مسامحه‌ در انتخاب‌، چه‌آسیبی‌ به‌ اسلام‌ و کشور و جمهوری‌ اسلامی‌ وارد خواهد کرد که‌ احتمال‌آن‌، که‌ در سطح‌ بالای‌ از اهمیت‌ است‌ برای‌ آنان‌ تکلیف‌ الهی‌ ایجادمی‌کند.

    و وصیت‌ اینجانب‌ به‌ رهبر و شورای‌ رهبری‌ در این‌ عصرکه‌ عصر تهاجم‌ ابرقدرتها و وابستگان‌ به‌ آنان‌ در داخل‌ و خارج‌ کشوربه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و در حقیقت‌ به‌ اسلام‌ است‌ در پوشش‌ جمهوری‌اسلامی‌ و در عصرهای‌ آینده‌، آن‌ است‌ که‌ خود را وقف‌ در خدمت‌ به‌اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ و محرومان‌ و مستضعفان‌ بنمایند؛ و گمان‌ننمایند که‌ رهبری‌ فی‌نفسه‌ برای‌ آنان‌ تحفه‌ای‌ است‌ و مقام‌ والایی‌،بلکه‌ وظیفه‌ سنگین‌ و خطرناکی‌ است‌ که‌ لغزش‌ در آن‌ اگر خدای‌ نخواسته‌با هوای‌ نفس‌ باشد، ننگ‌ ابدی‌ در این‌ دنیا و آتش‌ غضب‌ خدای‌ قهار درجهان‌ دیگر در پی‌ دارد.

    از خداوند منان‌ هادی‌ با تضرع‌ وابتهال‌ می‌خواهم‌ که‌ ما و شما را از این‌ امتحان‌ خطرناک‌ با روی‌ سفیددر حضرت‌ خود بپذیرد و نجات‌ دهد و این‌ خطر قدری‌ خفیفتر برای‌ رؤسای‌جمهور حال‌ و آینده‌ و دولتها و دست‌اندرکاران‌، به‌ حسب‌ درجات‌ درمسئولیتها نیز هست‌ که‌ باید خدای‌ متعال‌ را حاضر و ناظر و خود را درمحضر مبارک‌ او بدانند. خداوند متعال‌ راهگشای‌ آنان‌ باشد.

    ح‌ ـاز مهمات‌ امور مسأله‌ قضاوت‌ است‌ که‌ سر و کار آن‌ با جان‌ و مال‌ وناموس‌ مردم‌ است‌. وصیت‌ اینجانب‌ به‌ رهبر و شورای‌ رهبری‌ آن‌ است‌ که‌در تعیین‌ عالیترین‌ مقام‌ قضایی‌ که‌ در عهده‌ دارند، کوشش‌ کنند که‌اشخاص‌ متعهد سابقه‌دار و صاحبنظر در امور شرعی‌ و اسلامی‌ و در سیاست‌ رانصب‌ نمایند.

    و از شورایعالی‌ قضایی‌ می‌خواهم‌ امر قضاوت‌ راکه‌ در رژیم‌ سابق‌ به‌ وضع‌ أسفناک‌ و غم‌انگیزی‌ درآمده‌ بود با جدیت‌سر و سامان‌ دهند؛ و دست‌ کسانی‌ که‌ با جان‌ و مال‌ مردم‌ بازی‌ می‌کنندو آنچه‌ نزد آنان‌ مطرح‌ نیست‌ عدالت‌ اسلامی‌ است‌ از این‌ کرسی‌پراهمیت‌ کوتاه‌ کنند، و با پشتکار و جدیت‌ بتدریج‌ دادگستری‌ را متحول‌نمایند؛ و قضات‌ دارای‌ شرایطی‌ که‌، ان‌شا ء الله با جدیت‌ حوزه‌های‌علمیه‌ مخصوصاً حوزه‌ مبارکه‌ علمیه‌ قم‌ تربیت‌ و تعلیم‌ می‌شوند ومعرفی‌ می‌گردند، به‌ جای‌ قضاتی‌ که‌ شرایط‌ مقرره‌ اسلامی‌ را ندارندنصب‌ گردند، که‌ ان‌شا ء الله تعالی‌ بزودی‌ قضاوت‌ اسلامی‌ در سراسر کشورجریان‌ پیدا کند.

    و به‌ قضات‌ محترم‌ در عصر حاضر و اعصار آینده‌وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ با درنظر گرفتن‌ احادیثی‌ که‌ از معصومین‌ ـ صلوات‌اللهعلیهم‌ ـ در اهمیت‌ قضا و خطر عظیمی‌ که‌ قضاوت‌ دارد و توجه‌ و نظر به‌آنچه‌ درباره‌ قضاوت‌ به‌ غیر حق‌ وارد شده‌ است‌، این‌ امر خطیر را تصدی‌نمایند و نگذارند این‌ مقام‌ به‌ غیر اهلش‌ سپرده‌ شود. و کسانی‌ که‌ اهل‌هستند از تصدی‌ این‌ امر سرباز نزنند و به‌ اشخاص‌ غیر اهل‌ میدان‌ ندهند؛و بدانند که‌ همان‌ طور که‌ خطر این‌ مقامْ بزرگ‌ است‌ اجر و فضل‌ و ثواب‌آن‌ نیز بزرگ‌ است‌. و می‌دانند که‌ تصدی‌ قضا برای‌ اهلش‌ واجب‌ کفایی‌است‌.



    ط‌ ـ وصیت‌ اینجانب‌ به‌ حوزه‌های‌ مقدسه‌ علمیه‌آن‌ است‌ که‌ کراراً عرض‌ نموده‌ام‌ که‌ در این‌ زمان‌ که‌ مخالفین‌اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ کمر به‌ براندازی‌ اسلام‌ بسته‌اند و از هر راه‌ممکن‌ برای‌ این‌ مقصد شیطانی‌ کوشش‌ می‌نمایند، و یکی‌ از راههای‌ بااهمیت‌ برای‌ مقصد شوم‌ آنان‌ و خطرناک‌ برای‌ اسلام‌ و حوزه‌های‌ اسلامی‌نفوذ دادن‌ افراد منحرف‌ و تبهکار در حوزه‌های‌ علمیه‌ است‌، که‌ خطربزرگ‌ کوتاه‌ مدت‌ آن‌ بدنام‌ نمودن‌ حوزه‌ها با اعمال‌ ناشایسته‌ واخلاق‌ و روش‌ انحرافی‌ است‌ و خطر بسیار عظیم‌ آن‌ در درازمدت‌ به‌مقامات‌ بالا رسیدن‌ یک‌ یا چند نفر شیاد که‌ با آگاهی‌ بر علوم‌ اسلامی‌و جا زدن‌ خود را در بین‌ توده‌ها و قشرهای‌ مردم‌ پاکدل‌ و علاقه‌مندنمودن‌ آنان‌ را به‌ خویش‌ و ضربه‌ مهلک‌ زدن‌ به‌ حوزه‌های‌ اسلامی‌ واسلام‌ عزیز و کشور در موقع‌ مناسب‌ می‌باشد. و می‌دانیم‌ که‌ قدرتهای‌بزرگ‌ چپاولگر در میان‌ جامعه‌ها افرادی‌ به‌ صورتهای‌ مختلف‌ از ملیگراهاو روشنفکران‌ مصنوعی‌ و روحانی‌ نمایان‌ که‌ اگر مجال‌ یابند از همه‌پرخطرتر و آسیب‌رسانترند ذخیره‌ دارند که‌ گاهی‌ سی‌ ـ چهل‌ سال‌ با مشی‌اسلامی‌ و مقدس‌ مآبی‌ یا «پان‌ایرانیسم‌» و وطن‌پرستی‌ و حیله‌های‌ دیگر،با صبر و بردباری‌ در میان‌ ملتها زیست‌ می‌کنند و در موقع‌ مناسب‌مأموریت‌ خود را انجام‌ می‌دهند. و ملت‌ عزیز ما در این‌ مدت‌ کوتاه‌ پس‌از پیروزی‌ انقلاب‌ نمونه‌هایی‌ از قبیل‌ «مجاهد خلق‌» و «فدایی‌ خلق‌» و«توده‌ای‌»ها و دیگر عناوین‌ دیده‌اند، و لازم‌ است‌ همه‌ با هوشیاری‌این‌ قسم‌ توطئه‌ را خنثی‌ نمایند و از همه‌ لازمتر حوزه‌های‌ علمیه‌ است‌که‌ تنظیم‌ و تصفیه‌ آن‌ با مدرسین‌ محترم‌ و افاضل‌ سابقه‌دار است‌ باتأیید مراجع‌ وقت‌. و شاید تز «نظم‌ در بی‌نظمی‌» است‌ از القائات‌ شوم‌همین‌ نقشه‌ریزان‌ و توطئه‌گران‌ باشد.

    در هر صورت‌ وصیت‌اینجانب‌ آن‌ است‌ که‌ در همه‌ اعصار خصوصاً در عصر حاضر که‌ نقشه‌ها وتوطئه‌ها سرعت‌ و قوّت‌ گرفته‌ است‌، قیام‌ برای‌ نظام‌ دادن‌ به‌ حوزه‌هالازم‌ و ضروری‌ است‌؛ که‌ علما و مدرسین‌ و افاضل‌ عظیم‌الشأن‌ صرف‌ وقت‌نموده‌ و با برنامه‌ دقیق‌ صحیح‌ حوزه‌ها را و خصوصاً حوزه‌ علمیه‌ قم‌ وسایر حوزه‌های‌ بزرگ‌ و با اهمیت‌ را در این‌ مقطع‌ از زمان‌ از آسیب‌حفظ‌ نمایند.

    و لازم‌ است‌ علما و مدرسین‌ محترم‌ نگذارند دردرسهایی‌ که‌ مربوط‌ به‌ فقاهت‌ است‌ و حوزه‌های‌ فقهی‌ و اصولی‌ ازطریقه‌ مشایخ‌ معظم‌ که‌ تنها راه‌ برای‌ حفظ‌ فقه‌ اسلامی‌ است‌ منحرف‌شوند، و کوشش‌ نمایند که‌ هر روز بر دقتها و بحث‌ و نظرها و ابتکار وتحقیقها افزوده‌ شود؛ و فقه‌ سنتی‌ که‌ ارث‌ سلف‌ صالح‌ است‌ و انحراف‌ ازآن‌ سست‌ شدن‌ ارکان‌ تحقیق‌ و تدقیق‌ است‌، محفوظ‌ بماند و تحقیقات‌ برتحقیقات‌ اضافه‌ گردد. و البته‌ در رشته‌های‌ دیگر علوم‌ به‌ مناسبت‌احتیاجات‌ کشور و اسلام‌ برنامه‌هایی‌ تهیه‌ خواهد شد و رجالی‌ در آن‌رشته‌ تربیت‌ باید شود. و از بالاترین‌ و والاترین‌ حوزه‌هایی‌ که‌ لازم‌است‌ به‌ طور همگانی‌ مورد تعلیم‌ و تعلم‌ قرار گیرد، علوم‌ معنوی‌اسلامی‌ ] است‌ [ ، از قبیل‌ علم‌ اخلاق‌ و تهذیب‌ نفس‌ و سیر و سلوک‌الی‌ الله ـ رزقنا الله و ایاکم‌ ـ که‌ جهاد اکبر می‌باشد.



    ی‌ـ از اموری‌ که‌ اصلاح‌ و تصفیه‌ و مراقبت‌ از آن‌ لازم‌ است‌ قوه‌اجراییه‌ است‌. گاهی‌ ممکن‌ است‌ که‌ قوانین‌ مترقی‌ و مفید به‌ حال‌جامعه‌ از مجلس‌ بگذرد و شورای‌ نگهبان‌ آن‌ را تنفیذ کند و وزیر مسئول‌هم‌ ابلاغ‌ نماید، لکن‌ به‌ دست‌ مجریان‌ غیر صالح‌ که‌ افتاد آن‌ را مسخ‌کنند و برخلاف‌ مقررات‌ یا با کاغذبازیها یا پیچ‌ و خمها که‌ به‌ آن‌عادت‌ کرده‌اند یا عمداً برای‌ نگران‌ نمودن‌ مردم‌ عمل‌ کنند، که‌بتدریج‌ و مسامحه‌ غائله‌ ایجاد می‌کند.

    وصیت‌ اینجانب‌ به‌وزرای‌ مسئول‌ در عصر حاضر و در عصرهای‌ دیگر آن‌ است‌ که‌ علاوه‌ برآنکه‌ شماها و کارمندان‌ وزارتخانه‌ها بودجه‌ای‌ که‌ از آن‌ ارتزاق‌می‌کنید مال‌ ملت‌، و باید همه‌ خدمتگزار ملت‌ و خصوصاً مستضعفان‌ باشید،و ایجاد زحمت‌ برای‌ مردم‌ و مخالف‌ وظیفه‌ عمل‌ کردن‌ حرام‌ و خدای‌نخواسته‌ گاهی‌ موجب‌ غضب‌ الهی‌ می‌شود، همه‌ شما به‌ پشتیبانی‌ ملت‌احتیاج‌ دارید. با پشتیبانی‌ مردم‌ خصوصاً طبقات‌ محروم‌ بود که‌ پیروزی‌حاصل‌ شد و دست‌ ستمشاهی‌ از کشور و ذخائر آن‌ کوتاه‌ گردید. و اگر روزی‌از پشتیبانی‌ آنان‌ محروم‌ شوید، شماها کنار گذاشته‌ می‌شوید و همچون‌رژیم‌ شاهنشاهی‌ ستمکار به‌ جای‌ شما ستم‌ پیشگان‌ پستها را اشغال‌می‌نمایند. بنابر این‌ حقیقت‌ ملموس‌، باید کوشش‌ در جلب‌ نظر ملت‌بنمایید و از رفتار غیر اسلامی‌ ـ انسانی‌ احتراز نمایید.

    و درهمین‌ انگیزه‌ به‌ وزرای‌ کشور در طول‌ تاریخ‌ آینده‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌در انتخاب‌ استاندارها دقت‌ کنند اشخاص‌ لایق‌، متدین‌، متعهد، عاقل‌ وسازگار با مردم‌ انتخاب‌ نمایند، تا آرامش‌ در کشور هرچه‌ بیشتر حکمفرماباشد. و باید دانست‌ که‌ گرچه‌ تمام‌ وزیران‌ وزارتخانه‌ها مسئولیت‌ دراسلامی‌ کردن‌ و تنظیم‌ امور محل‌ مسئولیت‌ خود دارند لکن‌ بعضی‌ از آنهاویژگی‌ خاص‌ دارند؛ مثل‌ وزارت‌ خارجه‌ که‌ مسئولیت‌ سفارتخانه‌ها را درخارج‌ از کشور دارند. اینجانب‌ از ابتدای‌ پیروزی‌ به‌ وزرای‌ خارجه‌راجع‌ به‌ طاغوتزدگی‌ سفارتخانه‌ها و تحول‌ آنها به‌ سفارتخانه‌های‌مناسب‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ توصیه‌هایی‌ نمودم‌، لکن‌ بعض‌ آنان‌ یانخواستند یا نتوانستند عمل‌ مثبتی‌ انجام‌ دهند. و اکنون‌ که‌ سه‌ سال‌ ازپیروزی‌ می‌گذرد اگرچه‌ وزیر خارجه‌ کنونی‌ اقدام‌ به‌ این‌ امر نموده‌است‌ و امید است‌ با پشتکار و صرف‌ وقت‌ این‌ امر مهم‌ انجام‌ گیرد.

    ووصیت‌ من‌ به‌ وزرای‌ خارجه‌ در این‌ زمان‌ و زمانهای‌ بعد آن‌ است‌ که‌مسئولیت‌ شما بسیار زیاد است‌، چه‌ در اصلاح‌ و تحول‌ وزارتخانه‌ وسفارتخانه‌ها؛ و چه‌ در سیاست‌ خارجیِ حفظ‌ استقلال‌ و منافع‌ کشور وروابط‌ حسنه‌ با دولتهایی‌ که‌ قصد دخالت‌ در امور کشور ما را ندارند. واز هر امری‌ که‌ شائبه‌ وابستگی‌ با همه‌ ابعادی‌ که‌ دارد به‌ طور قاطع‌احتراز نمایید. و باید بدانید که‌ وابستگی‌ در بعض‌ امور هر چند ممکن‌است‌ ظاهر فریبنده‌ای‌ داشته‌ باشد یا منفعت‌ و فایده‌ای‌ در حال‌ داشته‌باشد، لکن‌ در نتیجه‌، ریشه‌ کشور را به‌ تباهی‌ خواهد کشید. و کوشش‌داشته‌ باشید در بهتر کردن‌ روابط‌ با کشورهای‌ اسلامی‌ و در بیدار کردن‌دولتمردان‌ و دعوت‌ به‌ وحدت‌ و اتحاد کنید که‌ خداوند با شماست‌.

    ووصیت‌ من‌ به‌ ملتهای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ است‌ که‌ انتظار نداشته‌ باشیدکه‌ از خارج‌ کسی‌ به‌ شما در رسیدن‌ به‌ هدف‌ که‌ آن‌ اسلام‌ و پیاده‌کردن‌ احکام‌ اسلام‌ است‌ کمک‌ کند؛ خود باید به‌ این‌ امر حیاتی‌ که‌آزادی‌ و استقلال‌ را تحقق‌ می‌بخشد قیام‌ کنید. و علمای‌ اعلام‌ و خطبای‌محترم‌ کشورهای‌ اسلامی‌ دولتها را دعوت‌ کنند که‌ از وابستگی‌ به‌قدرتهای‌ بزرگ‌ خارجی‌ خود را رها کنند و با ملت‌ خود تفاهم‌ کنند؛ دراین‌ صورت‌ پیروزی‌ را در آغوش‌ خواهند کشید. و نیز ملتها را دعوت‌ به‌وحدت‌ کنند؛ و از نژادپرستی‌ که‌ مخالف‌ دستور اسلام‌ است‌ بپرهیزند؛ و بابرادران‌ ایمانی‌ خود در هر کشوری‌ و با هر نژادی‌ که‌ هستند دست‌ برادری‌دهند که‌ اسلام‌ بزرگ‌ آنان‌ را برادر خوانده‌. و اگر این‌ برادری‌ایمانی‌ با همت‌ دولتها و ملتها و با تأیید خداوند متعال‌ روزی‌ تحقق‌یابد، خواهید دید که‌ بزرگترین‌ قدرت‌ جهان‌ را مسلمین‌ تشکیل‌ می‌دهند.به‌ امید روزی‌ که‌ با خواست‌ پروردگار عالم‌ این‌ برادری‌ و برابری‌حاصل‌ شود.

    و وصیت‌ اینجانب‌ به‌ وزارت‌ ارشاد در همه‌ اعصارخصوصاً عصر حاضر که‌ ویژگی‌ خاصی‌ دارد، آن‌ است‌ که‌ برای‌ تبلیغ‌ حق‌مقابل‌ باطل‌ و ارائه‌ چهره‌ حقیقی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ کوشش‌ کنند. مااکنون‌، در این‌ زمان‌ که‌ دست‌ ابرقدرتها را از کشور خود کوتاه‌ کردیم‌،مورد تهاجم‌ تبلیغاتی‌ تمام‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ وابسته‌ به‌ قدرتهای‌بزرگ‌ هستیم‌. چه‌ دروغها و تهمتها که‌ گویندگان‌ و نویسندگان‌ وابسته‌به‌ ابرقدرتها به‌ این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نوپا نزده‌ و نمی‌زنند.

    مع‌الاسف‌اکثر دولتهای‌ منطقه‌ اسلامی‌ که‌ به‌ حکم‌ اسلام‌ باید دست‌ اخوت‌ به‌ مادهند، به‌ عداوت‌ با ما و اسلام‌ برخاسته‌اند و همه‌ در خدمت‌ جهانخواران‌از هر طرف‌ به‌ ما هجوم‌ آورده‌اند. و قدرت‌ تبلیغاتی‌ ما بسیار ضعیف‌ وناتوان‌ است‌ و می‌دانید که‌ امروز جهان‌ روی‌ تبلیغات‌ می‌چرخد. و باکمال‌ تأسف‌، نویسندگان‌ به‌ اصطلاح‌ روشنفکر که‌ به‌ سوی‌ یکی‌ از دوقطب‌ گرایش‌ دارند، به‌ جای‌ آنکه‌ در فکر استقلال‌ و آزادی‌ کشور و ملت‌خود باشند، خودخواهیها و فرصت‌طلبیها و انحصارجوییها به‌ آنان‌ مجال‌نمی‌دهد که‌ لحظه‌ای‌ تفکر نمایند و مصالح‌ کشور و ملت‌ خود را در نظربگیرند، و مقایسه‌ بین‌ آزادی‌ و استقلال‌ را در این‌ جمهوری‌ با رژیم‌ستمگر سابق‌ نمایند و زندگی‌ شرافتمندانه‌ ارزنده‌ را توأم‌ با بعض‌ آنچه‌را که‌ از دست‌ داده‌اند، که‌ رفاه‌ و عیشزدگی‌ است‌، با آنچه‌ از رژیم‌ستمشاهی‌ دریافت‌ می‌کردند توأم‌ با وابستگی‌ و نوکرمآبی‌ و ثناجویی‌ ومداحی‌ از جرثومه‌های‌ فساد و معادن‌ ظلم‌ و فحشا بسنجند؛ و از تهمتها ونارواها به‌ این‌ جمهوری‌ تازه‌ تولد یافته‌ دست‌ بکشند و با ملت‌ و دولت‌در صف‌ واحد بر ضد طاغوتیان‌ و ستم‌پیشگان‌ زبانها و قلمها را به‌ کاربگیرند.

    و مسئله‌ تبلیغ‌ تنها به‌ عهده‌ وزارت‌ ارشاد نیست‌بلکه‌ وظیفه‌ همه‌ دانشمندان‌ و گویندگان‌ و نویسندگان‌ و هنرمندان‌ است‌.باید وزارت‌ خارجه‌ کوشش‌ کند تا سفارتخانه‌ها نشریات‌ تبلیغی‌ داشته‌باشند و چهره‌ نورانی‌ اسلام‌ را برای‌ جهانیان‌ روشن‌ نمایند؛ که‌ اگراین‌ چهره‌ با آن‌ جمال‌ جمیل‌ که‌ قرآن‌ و سنت‌ در همه‌ ابعاد به‌ آن‌دعوت‌ کرده‌ از زیر نقاب‌ مخالفان‌ اسلام‌ و کج‌فهمیهای‌ دوستان‌خودنمایی‌ نماید، اسلامْ جهانگیر خواهد شد و پرچم‌ پرافتخار آن‌ در همه‌جا به‌ اهتزاز خواهد آمد. چه‌ مصیبت‌ بار و غم‌انگیز است‌ که‌ مسلمانان‌متاعی‌ دارند که‌ از صدر عالم‌ تا نهایت‌ آن‌ نظیر ندارد، نتوانسته‌انداین‌ گوهر گرانبها را که‌ هر انسانی‌ به‌ فطرت‌ آزاد خود طالب‌ آن‌ است‌عرضه‌ کنند؛ بلکه‌ خود نیز از آن‌ غافل‌ و به‌ آن‌ جاهلند و گاهی‌ از آن‌فراری‌اند!



    ک‌ ـ از امور بسیار با اهمیت‌ و سرنوشت‌سازمسئله‌ مراکز تعلیم‌ و تربیت‌ از کودکستانها تا دانشگاهها است‌ که‌ به‌واسطه‌ اهمیت‌ فوق‌العاده‌اش‌ تکرار نموده‌ و با اشاره‌ می‌گذرم‌. بایدملت‌ غارت‌ شده‌ بدانند که‌ در نیم‌ قرن‌ اخیر آنچه‌ به‌ ایران‌ و اسلام‌ضربه‌ مهلک‌ زده‌ است‌ قسمت‌ عمده‌اش‌ از دانشگاهها بوده‌ است‌. اگردانشگاهها و مراکز تعلیم‌ و تربیتِ دیگر با برنامه‌های‌ اسلامی‌ و ملی‌ درراه‌ منافع‌ کشور به‌ تعلیم‌ و تهذیب‌ و تربیت‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ وجوانان‌ جریان‌ داشتند، هرگز میهن‌ ما در حلقوم‌ انگلستان‌ و پس‌ از آن‌امریکا و شوروی‌ فرو نمی‌رفت‌ و هرگز قراردادهای‌ خانه‌ خراب‌کن‌ بر ملت‌محروم‌ غارتزده‌ تحمیل‌ نمی‌شد و هرگز پای‌ مستشاران‌ خارجی‌ به‌ ایران‌باز نمی‌شد و هرگز ذخائر ایران‌ و طلای‌ سیاه‌ این‌ ملت‌ رنجدیده‌ در جیب‌قدرتهای‌ شیطانی‌ ریخته‌ نمی‌شد و هرگز دودمان‌ پهلوی‌ و وابسته‌های‌ به‌آن‌ اموال‌ ملت‌ را نمی‌توانستند به‌ غارت‌ ببرند و در خارج‌ و داخل‌پارکها و ویلاها بر روی‌ اجساد مظلومان‌ بنا کنند و بانکهای‌ خارج‌ را ازدسترنج‌ این‌ مظلومان‌ پر کنند و صرف‌ عیاشی‌ و هرزگی‌ خود و بستگان‌ خودنمایند. اگر مجلس‌ و دولت‌ و قوه‌ قضاییه‌ و سایر ارگانها از دانشگاههای‌اسلامی‌ و ملی‌ سرچشمه‌ می‌گرفت‌ ملت‌ ما امروز گرفتار مشکلات‌خانه‌برانداز نبود. و اگر شخصیتهای‌ پاکدامن‌ با گرایش‌ اسلامی‌ و ملی‌به‌ معنای‌ صحیحش‌، نه‌ آنچه‌ امروز در مقابل‌ اسلام‌ عرض‌ اندام‌ می‌کند،از دانشگاهها به‌ مراکز قوای‌ سه‌گانه‌ راه‌ می‌یافت‌، امروز ما غیرامروز، و میهن‌ ما غیر این‌ میهن‌، و محرومان‌ ما از قید محرومیت‌ رها، وبساط‌ ظلم‌ و ستمشاهی‌ و مراکز فحشا و اعتیاد و عشرتکده‌ها که‌ هر یک‌برای‌ تباه‌ نمودن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ ارزنده‌ کافی‌ بود، در هم‌ پیچیده‌ واین‌ ارث‌ کشور بر باد ده‌ و انسان‌ برانداز به‌ ملت‌ نرسیده‌ بود. ودانشگاهها اگر اسلامی‌ ـ انسانی‌ ـ ملی‌ بود، می‌توانست‌ صدها و هزارهامدرس‌ به‌ جامعه‌ تحویل‌ دهد؛ لکن‌ چه‌ غم‌انگیز و اسفبار است‌ که‌دانشگاهها و دبیرستانها به‌ دست‌ کسانی‌ اداره‌ می‌شد و عزیزان‌ ما به‌دست‌ کسانی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ می‌دیدند که‌ جز اقلیت‌ مظلوم‌ محرومی‌ همه‌از غربزدگان‌ و شرقزدگان‌ با برنامه‌ و نقشه‌ دیکته‌ شده‌ در دانشگاههاکرسی‌ داشتند؛ و ناچار جوانان‌ عزیز و مظلوم‌ ما در دامن‌ این‌ گرگان‌وابسته‌ به‌ ابرقدرتها بزرگ‌ شده‌ و به‌ کرسیهای‌ قانونگذاری‌ و حکومت‌ وقضاوت‌ تکیه‌ می‌کردند، و بر وفق‌ دستور آنان‌، یعنی‌ رژیم‌ ستمگر پهلوی‌عمل‌ می‌کردند.

    اکنون‌ بحمدالله تعالی‌ دانشگاه‌ از چنگال‌جنایتکاران‌ خارج‌ شده‌. و بر ملت‌ و دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ در همه‌اعصار، که‌ نگذارند عناصر فاسد دارای‌ مکتبهای‌ انحرافی‌ یا گرایش‌ به‌غرب‌ و شرق‌ در دانشسراها و دانشگاهها و سایر مراکز تعلیم‌ و تربیت‌ نفوذکنند و از قدم‌ اول‌ جلوگیری‌ نمایند تا مشکلی‌ پیش‌ نیاید و اختیار ازدست‌ نرود.

    و وصیت‌ اینجانب‌ به‌ جوانان‌ عزیز دانشسراها ودبیرستانها و دانشگاهها آن‌ است‌ که‌ خودشان‌ شجاعانه‌ در مقابل‌انحرافات‌ قیام‌ نمایند تا استقلال‌ و آزادی‌ خود و کشور و ملت‌ خودشان‌مصون‌ باشد.



    ل‌ ـ قوای‌ مسلح‌، از ارتش‌ و سپاه‌ وژاندارمری‌ و شهربانی‌ تا کمیته‌ها و بسیج‌ و عشایر ویژگی‌ خاص‌ دارند.اینان‌ که‌ بازوان‌ قوی‌ و قدرتمند جمهوری‌ اسلامی‌ می‌باشند و نگهبان‌سرحدات‌ و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره‌ نگهداران‌ امنیت‌ وآرامش‌بخشان‌ به‌ ملت‌ می‌باشند، می‌بایست‌ مورد توجه‌ خاص‌ ملت‌ و دولت‌و مجلس‌ باشند. و لازم‌ است‌ توجه‌ داشته‌ باشند که‌ در دنیا آنچه‌ که‌مورد بهره‌برداری‌ برای‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ و سیاستهای‌ مخرب‌، بیشتر از هرچیز و هر گروهی‌ است‌، قوای‌ مسلح‌ است‌. قوای‌ مسلح‌ است‌ که‌ بابازیهای‌ سیاسی‌، کودتاها و تغییر حکومتها و رژیمها به‌ دست‌ آنان‌ واقع‌می‌شود؛ و سودجویان‌ دغل‌ بعض‌ سران‌ آنان‌ را می‌خرند و با دست‌ آنان‌ وتوطئه‌های‌ فرماندهان‌ بازی‌ خورده‌ کشورها را به‌ دست‌ می‌گیرند، وملتهای‌ مظلوم‌ را تحت‌ سلطه‌ قرار داده‌ و استقلال‌ و آزادی‌ را ازکشورها سلب‌ می‌کنند. و اگر فرماندهان‌ پاکدامن‌ متصدی‌ امر باشند، هرگزبرای‌ دشمنان‌ کشورها امکان‌ کودتا یا اشغال‌ یک‌ کشور پیش‌ نمی‌آید و یااگر احیاناً پیش‌ آید، به‌ دست‌ فرماندهان‌ متعهد شکسته‌ و ناکام‌ خواهدماند. و در ایران‌ نیز که‌ این‌ معجزه‌ عصر به‌ دست‌ ملت‌ انجام‌ گرفت‌،قوای‌ مسلح‌ متعهد و فرماندهان‌ پاک‌ و میهن‌دوست‌ سهم‌ بسزایی‌ داشتند.

    وامروز که‌ جنگ‌ لعنتی‌ و تحمیلی‌ صدام‌ تکریتی‌ به‌ امر و کمک‌ امریکا وسایر قدرتها پس‌ از نزدیک‌ به‌ دو سال‌ با شکست‌ سیاسی‌ و نظامی‌ ارتش‌متجاوز بعث‌ و پشتیبانان‌ قدرتمند و وابستگان‌ به‌ آنان‌ روبه‌رو است‌،باز قوای‌ مسلح‌ نظامی‌ و انتظامی‌ و سپاهی‌ و مردمی‌ با پشتیبانی‌بیدریغ‌ ملت‌ در جبهه‌ها و پشت‌ جبهه‌ها این‌ افتخار بزرگ‌ را آفریدند وایران‌ را سرافراز نمودند؛ و نیز شرارتها و توطئه‌های‌ داخلی‌ را که‌ به‌دست‌ عروسکهای‌ وابسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ برای‌ براندازی‌ جمهوری‌ اسلامی‌بسیج‌ شده‌ بودند با دست‌ توانای‌ جوانان‌ کمیته‌ها و پاسداران‌ بسیج‌ وشهربانی‌ و با کمک‌ ملت‌ غیرتمند درهم‌ شکسته‌ شد. و همین‌ جوانان‌ فداکارعزیزند که‌ شبها بیدارند تا خانواده‌ها با آرامش‌ استراحت‌ کنند. خدایشان‌یار و مددکار باد.

    پس‌ وصیت‌ برادرانه‌ من‌ در این‌ قدمهای‌آخرین‌ عمر بر قوای‌ مسلح‌ به‌ طور عموم‌، آن‌ است‌ که‌ ای‌ عزیزان‌ که‌به‌ اسلام‌ عشق‌ می‌ورزید و با عشق‌ لقا ء الله به‌ فداکاری‌ در جبهه‌ها ودر سطح‌ کشور به‌ کار ارزشمند خود ادامه‌ می‌دهید، بیدار باشید و هوشیارکه‌ بازیگران‌ سیاسی‌ و سیاستمداران‌ حرفه‌ای‌ غرب‌ و شرقزده‌ و دستهای‌مرموز جنایتکاران‌ پشت‌پرده‌ لبه‌ تیز سلاح‌ خیانت‌ و جنایتکارشان‌ از هرسو و بیشتر از هر گروه‌ متوجه‌ به‌ شما عزیزان‌ است‌؛ و می‌خواهند از شماعزیزان‌ که‌ با جانفشانی‌ خود انقلاب‌ را پیروز نمودید و اسلام‌ را زنده‌کردید بهره‌گیری‌ کرده‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ را براندازند؛ و شما را با اسم‌اسلام‌ و خدمت‌ به‌ میهن‌ و ملت‌ از اسلام‌ و ملت‌ جدا کرده‌ به‌ دامن‌یکی‌ از دو قطب‌ جهانخوار بیندازند؛ و بر زحمات‌ و فداکاریهای‌ شما باحیله‌های‌ سیاسی‌ و ظاهرهای‌ به‌ صورت‌ اسلامی‌ و ملی‌ خط‌ بطلان‌ بکشند.

    وصیت‌اکید من‌ به‌ قوای‌ مسلح‌ آن‌ است‌ که‌ همان‌ طور که‌ از مقررات‌ نظام‌،عدم‌ دخول‌ نظامی‌ در احزاب‌ و گروهها و جبهه‌ها است‌ به‌ آن‌ عمل‌نمایند؛ و قوای‌ مسلح‌ مطلقاً، چه‌ نظامی‌ و انتظامی‌ و پاسدار و بسیج‌ وغیر اینها، در هیچ‌ حزب‌ و گروهی‌ وارد نشده‌ و خود را از بازیهای‌ سیاسی‌دور نگه‌ دارند. در این‌ صورت‌ می‌توانند قدرت‌ نظامی‌ خود را حفظ‌ و ازاختلافات‌ درون‌ گروهی‌ مصون‌ باشند. و بر فرماندهان‌ لازم‌ است‌ که‌افراد تحت‌ فرمان‌ خود را از ورود در احزاب‌ منع‌ نمایند. و چون‌ انقلاب‌از همه‌ ملت‌ و حفظ‌ آن‌ بر همگان‌ است‌، دولت‌ و ملت‌ و شورای‌ دفاع‌ ومجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ وظیفه‌ شرعی‌ و میهنی‌ آنان‌ است‌ که‌ اگر قوای‌مسلح‌، چه‌ فرماندهان‌ و طبقات‌ بالا و چه‌ طبقات‌ بعد، برخلاف‌ مصالح‌اسلام‌ و کشور بخواهند عملی‌ انجام‌ دهند یا در احزاب‌ وارد شوند که‌ ـبی‌اشکال‌ به‌ تباهی‌ کشیده‌ می‌شوند ـ و یا در بازیهای‌ سیاسی‌ واردشوند، از قدم‌ اول‌ با آن‌ مخالفت‌ کنند. و بر رهبر و شورای‌ رهبری‌ است‌که‌ با قاطعیت‌ از این‌ امر جلوگیری‌ نماید تا کشور از آسیب‌ در امان‌باشد.

    و من‌ به‌ همه‌ نیروهای‌ مسلح‌ در این‌ پایان‌ زندگی‌خاکی‌، وصیت‌ مشفقانه‌ می‌کنم‌ که‌ از اسلام‌ که‌ یگانه‌ مکتب‌ استقلال‌ وآزادیخواهی‌ است‌ و خداوند متعال‌ همه‌ را با نور هدایت‌ آن‌ به‌ مقام‌والای‌ انسانی‌ دعوت‌ می‌کند، چنانچه‌ امروز وفادارید در وفاداری‌استقامت‌ کنید که‌ شما را و کشور و ملت‌ شما را از ننگ‌ وابستگیها وپیوستگیها به‌ قدرتهایی‌ که‌ همه‌ شما را جز برای‌ بردگی‌ خویش‌نمی‌خواهند و کشور و ملت‌ عزیزتان‌ را عقب‌ مانده‌ و بازار مصرف‌ و زیربار ننگین‌ ستم‌پذیری‌ نگه‌ می‌دارند نجات‌ می‌دهد. و زندگی‌ انسانی‌شرافتمندانه‌ را ولو با مشکلات‌ بر زندگانی‌ ننگین‌ بردگی‌ اجانب‌ ولو بارفاه‌ حیوانی‌ ترجیح‌ دهید؛ و بدانید مادام‌ که‌ در احتیاجات‌ صنایع‌پیشرفته‌، دست‌ خود را پیش‌ دیگران‌ دراز کنید و به‌ دریوزگی‌ عمر رابگذرانید قدرت‌ ابتکار و پیشرفت‌ در اختراعات‌ در شما شکوفا نخواهد شد. وبه‌ خوبی‌ و عینیت‌ دیدید که‌ در این‌ مدت‌ کوتاه‌ پس‌ از تحریم‌ اقتصادی‌همانها که‌ از ساختن‌ هرچیز خود را عاجز می‌دیدند و از راه‌ انداختن‌کارخانه‌ها آنان‌ را مأیوس‌ می‌نمودند، افکار خود را به‌ کار بستند وبسیاری‌ از احتیاجات‌ ارتش‌ و کارخانه‌ها را خود رفع‌ نمودند. و این‌ جنگ‌و تحریم‌ اقتصادی‌ و اخراج‌ کارشناسان‌ خارجی‌، تحفه‌ای‌ الهی‌ بود که‌ مااز آن‌ غافل‌ بودیم‌. اکنون‌ اگر دولت‌ و ارتش‌ کالاهای‌ جهانخواران‌ راخود تحریم‌ کنند و به‌ کوشش‌ و سعی‌ در راه‌ ابتکار بیفزایند، امید است‌که‌ کشور خودکفا شود و از دریوزگی‌ از دشمن‌ نجات‌ یابد.

    و هم‌در اینجا باید بیفزایم‌ که‌ احتیاج‌ ما پس‌ از اینهمه‌ عقب‌ماندگی‌مصنوعی‌ به‌ صنعتهای‌ بزرگ‌ کشورهای‌ خارجی‌ حقیقتی‌ است‌ انکارناپذیر. واین‌ به‌ آن‌ معنی‌ نیست‌ که‌ ما باید در علوم‌ پیشرفته‌ به‌ یکی‌ از دوقطب‌ وابسته‌ شویم‌. دولت‌ و ارتش‌ باید کوشش‌ کنند که‌ دانشجویان‌ متعهدرا در کشورهایی‌ که‌ صنایع‌ بزرگ‌ پیشرفته‌ را دارند و استعمار واستثمارگر نیستند بفرستند؛ و از فرستادن‌ به‌ امریکا و شوروی‌ و کشورهای‌دیگر که‌ در مسیر این‌ دو قطب‌ هستند احتراز کنند، مگر ان‌شا ء الله روزی‌برسد که‌ این‌ دو قدرت‌ به‌ اشتباه‌ خود پی‌برند و در مسیر انسانیت‌ وانساندوستی‌ و احترام‌ به‌ حقوق‌ دیگران‌ واقع‌ شوند؛ یا ان‌شا ء اللهمستضعفان‌ جهان‌ و ملتهای‌ بیدار و مسلمانان‌ متعهد، آنان‌ را به‌ جای‌خود نشانند. به‌ امید چنین‌ روزی‌.



    م‌ ـ رادیو وتلویزیون‌ و مطبوعات‌ و سینماها و تئأترها از ابزارهای‌ مؤثر تباهی‌ وتخدیر ملتها، خصوصاً نسل‌ جوان‌ بوده‌ است‌. در این‌ صد سال‌ اخیر بویژه‌نیمه‌ دوم‌ آن‌، چه‌ نقشه‌های‌ بزرگی‌ از این‌ ابزار، چه‌ در تبلیغ‌ ضداسلام‌ و ضد روحانیت‌ خدمتگزار، و چه‌ در تبلیغ‌ استعمارگران‌ غرب‌ وشرق‌، کشیده‌ شد و از آنها برای‌ درست‌ کردن‌ بازار کالاها خصوصاً تجملی‌و تزئینی‌ از هر قماش‌، از تقلید در ساختمانها و تزئینات‌ و تجملات‌ آنهاو تقلید در اجناس‌ نوشیدنی‌ و پوشیدنی‌ و در فرم‌ آنها استفاده‌ کردند،به‌ طوری‌ که‌ افتخار بزرگِ فرنگی‌ مآب‌ بودن‌ در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ ازرفتار و گفتار و پوشش‌ و فرم‌ آن‌ بویژه‌ در خانمهای‌ مرفه‌ یا نیمه‌مرفه‌ بود، و در آداب‌ معاشرت‌ و کیفیت‌ حرف‌ زدن‌ و به‌ کار بردن‌ لغات‌غربی‌ در گفتار و نوشتار به‌ صورتی‌ بود که‌ فهم‌ آن‌ برای‌ بیشتر مردم‌غیرممکن‌، و برای‌ همردیفان‌ نیز مشکل‌ می‌نمود! فیلمهای‌ تلویزیون‌ ازفرآورده‌های‌ غرب‌ یا شرق‌ بود که‌ طبقه‌ جوان‌ زن‌ و مرد را از مسیرعادی‌ زندگی‌ و کار و صنعت‌ و تولید و دانش‌ منحرف‌ و به‌ سوی‌ بیخبری‌ ازخویش‌ و شخصیت‌ خود و یا بدبینی‌ و بدگمانی‌ به‌ همه‌ چیز خود و کشور خود،حتی‌ فرهنگ‌ و ادب‌ و مآثر پر ارزشی‌ که‌ بسیاری‌ از آن‌ با دست‌ خیانتکارسودجویان‌، به‌ کتابخانه‌ها و موزه‌های‌ غرب‌ و شرق‌ منتقل‌ گردیده‌ است‌.مجله‌ها با مقاله‌ها و عکسهای‌ افتضاح‌ بار و أسف‌انگیز، و روزنامه‌ها بامسابقات‌ در مقالات‌ ضدفرهنگی‌ خویش‌ و ضداسلامی‌ با افتخار، مردم‌ بویژه‌طبقه‌ جوان‌ مؤثر را به‌ سوی‌ غرب‌ یا شرق‌ هدایت‌ می‌کردند. اضافه‌ کنیدبر آن‌ تبلیغ‌ دامنه‌دار در ترویج‌ مراکز فساد و عشرتکده‌ها و مراکز قمارو لاتار و مغازه‌های‌ فروش‌ کالاهای‌ تجملاتی‌ و اسباب‌ آرایش‌ و بازیها ومشروبات‌ الکلی‌ بویژه‌ آنچه‌ از غرب‌ وارد می‌شد. و در مقابل‌ صدور نفت‌و گاز و مخازن‌ دیگر، عروسکها و اسباب‌ بازیها و کالاهای‌ تجملی‌ واردمی‌شد؛ و صدها چیزهایی‌ که‌ امثال‌ من‌ از آنها بی‌اطلاع‌ هستیم‌. و اگرخدای‌ نخواسته‌ عمر رژیم‌ سرسپرده‌ و خانمان‌ برانداز پهلوی‌ ادامه‌ پیدامی‌کرد، چیزی‌ نمی‌گذشت‌ که‌ جوانان‌ برومند ما ـ این‌ فرزندان‌ اسلام‌ ومیهن‌ که‌ چشم‌ امید ملت‌ به‌ آنها است‌ ـ با انواع‌ دسیسه‌ها و نقشه‌های‌شیطانی‌ به‌ دست‌ رژیم‌ فاسد و رسانه‌های‌ گروهی‌ و روشنفکران‌ غرب‌ وشرقگرا از دست‌ ملت‌ و دامن‌ اسلام‌ رخت‌ برمی‌بستند: یا جوانی‌ خود را درمراکز فساد تباه‌ می‌کردند؛ و یا به‌ خدمت‌ قدرتهای‌ جهانخوار درآمده‌ وکشور را به‌ تباهی‌ می‌کشاندند. خداوند متعال‌ به‌ ما و آنان‌ منت‌ گذاشت‌و همه‌ را از شر مفسدین‌ و غارتگران‌ نجات‌ داد.

    اکنون‌ وصیت‌من‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ در حال‌ و آینده‌ و رئیس‌جمهور و رؤسای‌جمهور مابعد و به‌ شورای‌ نگهبان‌ و شورای‌ قضایی‌ و دولت‌ در هر زمان‌،آن‌ است‌ که‌ نگذارند این‌ دستگاههای‌ خبری‌ و مطبوعات‌ و مجله‌ها ازاسلام‌ و مصالح‌ کشور منحرف‌ شوند. و باید همه‌ بدانیم‌ که‌ آزادی‌ به‌شکل‌ غربی‌ آن‌، که‌ موجب‌ تباهی‌ جوانان‌ و دختران‌ و پسران‌ می‌شود، ازنظر اسلام‌ و عقل‌ محکوم‌ است‌. و تبلیغات‌ و مقالات‌ و سخنرانیها و کتب‌و مجلات‌ برخلاف‌ اسلام‌ و عفت‌ عمومی‌ و مصالح‌ کشور حرام‌ است‌. و برهمه‌ ما و همه‌ مسلمانان‌ جلوگیری‌ از آنها واجب‌ است‌. و از آزادیهای‌مخرب‌ باید جلوگیری‌ شود. و از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌مسیر ملت‌ و کشور اسلامی‌ و مخالف‌ با حیثیت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ به‌طور قاطع‌ اگر جلوگیری‌ نشود، همه‌ مسئول‌ می‌باشند. و مردم‌ و جوانان‌حزب‌اللهی‌ اگر برخورد به‌ یکی‌ از امور مذکور نمودند به‌ دستگاههای‌مربوطه‌ رجوع‌ کنند و اگر آنان‌ کوتاهی‌ نمودند، خودشان‌ مکلف‌ به‌جلوگیری‌ هستند. خداوند تعالی‌ مددکار همه‌ باشد.



    ن‌ ـنصیحت‌ و وصیت‌ من‌ به‌ گروهها و گروهکها و اشخاصی‌ که‌ در ضدیت‌ با ملت‌و جمهوری‌ اسلامی‌ و اسلام‌ فعالیت‌ می‌کنند، اول‌ به‌ سران‌ آنان‌ درخارج‌ و داخل‌، آن‌ است‌ که‌ تجربه‌ طولانی‌ به‌ هر راهی‌ که‌ اقدام‌کردید و به‌ هر توطئه‌ای‌ که‌ دست‌ زدید و به‌ هر کشور و مقامی‌ که‌ توسل‌پیدا کردید به‌ شماها که‌ خود را عالم‌ و عاقل‌ می‌دانید باید آموخته‌باشند که‌ مسیر یک‌ ملت‌ فداکار را نمی‌شود با دست‌ زدن‌ به‌ ترور وانفجار و بمب‌ و دروغ‌پردازیهای‌ بی‌ سر و پا و غیرحساب‌ شده‌ منحرف‌ کرد،و هرگز هیچ‌ حکومت‌ و دولتی‌ را نمی‌توان‌ با این‌ شیوه‌های‌ غیرانسانی‌ وغیرمنطقی‌ ساقط‌ نمود، بویژه‌ ملتی‌ مثل‌ ایران‌ را که‌ از بچه‌های‌خردسالش‌ تا پیرزنها و پیرمردهای‌ بزرگسالش‌، در راه‌ هدف‌ و جمهوری‌اسلامی‌ و قرآن‌ و مذهب‌ جانفشانی‌ و فداکاری‌ می‌کنند. شماها که‌می‌دانید (و اگر ندانید بسیار ساده‌لوحانه‌ فکر می‌کنید) که‌ ملت‌ با شمانیست‌ و ارتش‌ با شماها دشمن‌ است‌. و اگر فرض‌ بکنید با شما بودند ودوست‌ شما بودند، حرکات‌ ناشیانه‌ شما و جنایاتی‌ که‌ با تحریک‌ شما رخ‌داد آنان‌ را از شما جدا کرد و جز دشمن‌ تراشی‌ کار دیگری‌ نتوانستیدبکنید.

    من‌ وصیت‌ خیرخواهانه‌ در این‌ آخر عمر به‌ شما می‌کنم‌که‌ اولاً با این‌ ملت‌ طاغوتزده‌ رنج‌ کشیده‌ که‌ پس‌ از 2500 سال‌ستمشاهی‌ با فدا دادن‌ بهترین‌ فرزندان‌ و جوانانش‌ خود را از زیر بارستم‌ جنایتکارانی‌ همچون‌ رژیم‌ پهلوی‌ و جهانخواران‌ شرق‌ و غرب‌ نجات‌داده‌ به‌ جنگ‌ و ستیز برخاسته‌اید. چطور وجدان‌ یک‌ انسان‌ هر چه‌ پلیدباشد، راضی‌ می‌شود برای‌ احتمال‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ مقام‌ با میهن‌ خود وملت‌ خود اینگونه‌ رفتار کند و به‌ کوچک‌ و بزرگ‌ آنها رحم‌ نکند؟ من‌ به‌شما نصیحت‌ می‌کنم‌ دست‌ از این‌ کارهای‌ بیفایده‌ و غیرعاقلانه‌ برداریدو گول‌ جهانخواران‌ را نخورید. و در هر جا هستید اگر به‌ جنایتی‌ دست‌نزدید به‌ میهن‌ خود و دامن‌ اسلام‌ برگردید و توبه‌کنید که‌ خداوند ارحم‌الراحمین‌ است‌؛ و جمهوری‌ اسلامی‌ و ملت‌ از شما ان‌شا ء الله می‌گذرند.و اگر دست‌ به‌ جنایتی‌ زدید که‌ حکم‌ خداوند تکلیف‌ شما را معین‌ کرده‌،باز از نیمه‌ راه‌ برگشته‌ و توبه‌ کنید. و اگر شهامت‌ دارید تن‌ به‌مجازات‌ داده‌ و با این‌ عمل‌ خود را از عذاب‌ الیم‌ خداوند نجات‌ دهید؛ والاّ در هر جا هستید عمر خود را بیش‌ از این‌ هدر ندهید و به‌ کار دیگرمشغول‌ شوید که‌ صلاح‌ در آن‌ است‌.

    و بعد، به‌ هواداران‌ داخلی‌و خارجی‌ آنان‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ با چه‌ انگیزه‌ جوانی‌ خود را برای‌آنان‌ که‌ اکنون‌ ثابت‌ است‌ که‌ برای‌ قدرتمندان‌ جهانخوار خدمت‌ می‌کنندو از نقشه‌های‌ آنها پیروی‌ می‌کنند و ندانسته‌ به‌ دام‌ آنها افتاده‌اندبه‌ هدر می‌دهید؟ و با ملت‌ خود در راه‌ چه‌ کسی‌ جفا می‌کنید؟ شما بازی‌خوردگان‌ دست‌ آنها هستید. و اگر در ایران‌ هستید به‌ عیان‌ مشاهده‌می‌کنید که‌ توده‌های‌ میلیونی‌ به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ وفادار و برای‌ آن‌فداکارند؛ و به‌ عیان‌ می‌بینید که‌ حکومت‌ و رژیم‌ فعلی‌ با جان‌ و دل‌در خدمت‌ خلق‌ و مستمندان‌ هستند؛ و آنان‌ که‌ به‌ دروغ‌ ادعای‌ «خلقی‌»بودن‌ و «مجاهد» و «فدایی‌» برای‌ خلق‌ می‌کنند، با خلق‌ خدا به‌ دشمنی‌برخاسته‌ و شما پسران‌ و دختران‌ ساده‌دل‌ را برای‌ مقاصد خود و مقاصدیکی‌ از دو قطب‌ قدرت‌ جهانخوار به‌ بازی‌ گرفته‌ و خود یا در خارج‌ درآغوش‌ یکی‌ از دو قطب‌ جنایتکار به‌ خوشگذرانی‌ مشغول‌ و یا در داخل‌ به‌خانه‌های‌ مجلل‌ تیمی‌ با زندگی‌ اشرافی‌، نظیر منازل‌ جنایتکارانی‌بدبخت‌ به‌ جنایت‌ خود ادامه‌ می‌دهند و شما جوانان‌ را به‌ کام‌ مرگ‌می‌فرستند.

    نصیحت‌ مشفقانه‌ من‌ به‌ شما نوجوانان‌ و جوانان‌داخل‌ و خارج‌ آن‌ است‌ که‌ از راه‌ اشتباه‌ برگردید؛ و با محرومین‌جامعه‌ که‌ با جان‌ و دل‌ به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ خدمت‌ می‌کنند متحد شوید؛ وبرای‌ ایران‌ مستقل‌ و آزاد فعالیت‌ نمایید تا کشور و ملت‌ از شرّمخالفین‌ نجات‌ پیدا کند، و همه‌ با هم‌ به‌ زندگی‌ شرافتمندانه‌ ادامه‌دهید. تا چه‌ وقت‌ و برای‌ چه‌ گوش‌ به‌ فرمان‌ اشخاصی‌ هستید که‌ جز به‌نفع‌ شخصی‌ خود فکر نمی‌کنند و در آغوش‌ و پناه‌ ابرقدرتها با ملت‌ خود درستیز هستند و شما را فدای‌ مقاصد شوم‌ و قدرت‌طلبی‌ خویش‌ می‌نمایند؟ شمادر این‌ سالهای‌ پیروزی‌ انقلاب‌ دیدید که‌ ادعاهای‌ آنان‌ با رفتار وعملشان‌ مخالف‌ است‌ و ادعاها فقط‌ برای‌ فریب‌ جوانان‌ صاف‌ دل‌ است‌. ومی‌دانید که‌ شما قدرتی‌ در مقابل‌ سیل‌ خروشان‌ ملت‌ ندارید و کارهایتان‌جز به‌ ضرر خودتان‌ و تباهی‌ عمرتان‌ نتیجه‌ای‌ ندارد. من‌ تکلیف‌ خود راکه‌ هدایت‌ است‌ ادا کردم‌. و امید است‌ به‌ این‌ نصیحت‌ که‌ پس‌ از مرگ‌من‌ به‌ شما می‌رسد و شائبه‌ قدرت‌طلبی‌ در آن‌ نیست‌ گوش‌ فرا دهید و خودرا از عذاب‌ الیم‌ الهی‌ نجات‌ دهید. خداوند منان‌ شما را هدایت‌ فرماید وصراط‌ مستقیم‌ را به‌ شما بنماید.

    وصیت‌ من‌ به‌ چپگرایان‌، مثل‌کمونیستها و چریکهای‌ فدایی‌ خلق‌ و دیگر گروهها ] ی‌ [ متمایل‌ به‌ چپ‌،آن‌ است‌ که‌ شماها بدون‌ بررسی‌ صحیح‌ از مکتبها و مکتب‌ اسلام‌ نزدکسانی‌ که‌ از مکتبها و خصوص‌ اسلام‌ اطلاع‌ صحیح‌ دارند، با چه‌ انگیزه‌خودتان‌ را راضی‌ کردید به‌ مکتبی‌ که‌ امروز در دنیا شکست‌ خورده‌ روآورید و چه‌ شده‌ که‌ دل‌ خود را به‌ چند «ایسم‌» که‌ محتوای‌ آنها پیش‌اهل‌ تحقیق‌ پوچ‌ است‌ خوش‌ کرده‌اید؟ و شما را چه‌ انگیزه‌ای‌ وادارکرده‌ که‌ می‌خواهید کشور خود را به‌ دامن‌ شوروی‌ یا چین‌ بکشید؛ و باملت‌ خود به‌ اسم‌ «توده‌ دوستی‌» به‌ جنگ‌ برخاسته‌ یا به‌ توطئه‌هایی‌برای‌ نفع‌ اجنبی‌ به‌ ضد کشور خود و توده‌های‌ ستمدیده‌ دست‌ زدید؟ شمامی‌بینید که‌ از اول‌ پیدایش‌ کمونیسم‌ مدعیان‌ آن‌ دیکتاتورترین‌ وقدرت‌طلب‌ و انحصارطلبترین‌ حکومتهای‌ جهان‌ بوده‌ و هستند. چه‌ ملتهایی‌زیر دست‌ و پای‌ شوروی‌ مدعی‌ طرفدار توده‌ها خُرد شدند و از هستی‌ ساقط‌گردیدند. ملت‌ روسیه‌، مسلمانان‌ و غیرمسلمانان‌، تاکنون‌ در زیر فشاردیکتاتوری‌ حزب‌ کمونیست‌ دست‌ و پا می‌زنند و از هرگونه‌ آزادی‌ محروم‌ ودر اختناق‌ بالاتر از اختناقهای‌ دیکتاتورهای‌ جهان‌ به‌ سر می‌برند.استالین‌، که‌ یکی‌ از چهره‌های‌ به‌ اصطلاح‌ «درخشان‌» حزب‌ بود، ورود وخروجش‌ را و تشریفات‌ آن‌ و اشرافیت‌ او را دیدیم‌. اکنون‌ که‌ شما فریب‌خوردگان‌ در عشق‌ آن‌ رژیم‌ جان‌ می‌دهید، مردم‌ مظلوم‌ شوروی‌ و دیگراقمار او چون‌ افغانستان‌ از ستمگریهای‌ آنان‌ جان‌ می‌سپارند، و آنگاه‌شما که‌ مدعی‌ طرفداری‌ از خلق‌ هستید، بر این‌ خلق‌ محروم‌ در هر جا که‌دستتان‌ رسیده‌ چه‌ جنایاتی‌ انجام‌ دادید و با اهالی‌ شریف‌ آمل‌ که‌آنان‌ را به‌ غلط‌ طرفدار پر و پا قرص‌ خود معرفی‌ می‌کردید و عده‌بسیاری‌ را به‌ فریب‌ به‌ جنگ‌ مردم‌ و دولت‌ فرستادید و به‌ کشتن‌ دادید،چه‌ جنایتها که‌ نکردید. و شما «طرفدار خلق‌ محروم‌» می‌خواهید خلق‌مظلوم‌ و محروم‌ ایران‌ را به‌ دست‌ دیکتاتوری‌ شوروی‌ دهید و چنین‌خیانتی‌ را با سرپوش‌ «فدایی‌ خلق‌» و طرفدار محرومین‌ در حال‌ اجراهستید، منتها «حزب‌ توده‌» و رفقای‌ آن‌ با توطئه‌ و زیر ماسک‌ طرفداری‌از جمهوری‌ اسلامی‌، و دیگر گروهها با اسلحه‌ و ترور و انفجار.

    من‌به‌ شما احزاب‌ و گروهها، چه‌ آنان‌ که‌ به‌ چپگرایی‌ معروف‌ ـ گرچه‌بعضی‌ شواهد و قرائن‌ دلالت‌ دارد که‌ اینان‌ کمونیست‌ امریکایی‌ هستند ـو چه‌ آنان‌ که‌ از غرب‌ ارتزاق‌ می‌کنند و الهام‌ می‌گیرند و چه‌ آنهاکه‌ با اسم‌ «خودمختاری‌» و طرفداری‌ از کرد و بلوچ‌ دست‌ به‌ اسلحه‌برده‌ و مردم‌ محروم‌ کردستان‌ و دیگر جاها را از هستی‌ ساقط‌ نموده‌ ومانع‌ از خدمتهای‌ فرهنگی‌ و بهداشتی‌ و اقتصادی‌ و بازسازی‌ دولت‌جمهوری‌ در آن‌ استانها می‌شوند، مثل‌ حزب‌ «دموکرات‌» و «کومله‌» وصیت‌می‌کنم‌ که‌ به‌ ملت‌ بپیوندند. و تاکنون‌ تجربه‌ کرده‌اند که‌ کاری‌ جزبدبخت‌ کردن‌ اهالی‌ آن‌ مناطق‌ نکرده‌اند و نمی‌توانند بکنند، پس‌ مصلحت‌خود و ملت‌ خود و مناطق‌ خود آن‌ است‌ که‌ با دولت‌ تشریک‌ مساعی‌ نموده‌و از یاغی‌گری‌ و خدمت‌ به‌ بیگانگان‌ و خیانت‌ به‌ میهن‌ خود دست‌بردارند و به‌ ساختن‌ کشور بپردازند و مطمئن‌ باشند که‌ اسلام‌ برای‌آنان‌ هم‌ از قطب‌ جنایتکار غرب‌ و هم‌ از قطب‌ دیکتاتور شرق‌ بهتر است‌ وآرزوهای‌ انسانی‌ خلق‌ را بهتر انجام‌ می‌دهد.

    و وصیت‌ من‌ به‌گروههای‌ مسلمان‌ که‌ از روی‌ اشتباه‌ به‌ غرب‌ و احیاناً به‌ شرق‌ تمایل‌نشان‌ می‌دهند و از منافقان‌ که‌ اکنون‌ خیانتشان‌ معلوم‌ شد گاهی‌طرفداری‌ می‌کردند و به‌ مخالفانِ بدخواهان‌ اسلام‌ از روی‌ خطا و اشتباه‌گاهی‌ لعن‌ می‌کردند و طعن‌ می‌زدند، آن‌ است‌ که‌ بر سر اشتباه‌ خودپافشاری‌ نکنند و با شهامت‌ اسلامی‌ به‌ خطای‌ خود اعتراف‌، و با دولت‌ ومجلس‌ و ملت‌ مظلوم‌ برای‌ رضای‌ خداوند هم‌صدا و هم‌مسیر شده‌ و این‌مستضعفان‌ تاریخ‌ را از شرّ مستکبران‌ نجات‌ دهید؛ و کلام‌ مرحوم‌ مدرس‌آن‌ روحانی‌ متعهد پاک‌ سیرت‌ و پاک‌ اندیشه‌ را به‌ خاطر بسپرید که‌ درمجلس‌ افسرده‌ آن‌ روز گفت‌: اکنون‌ که‌ باید از بین‌ برویم‌ چرا با دست‌خود برویم‌.

    من‌ هم‌ امروز به‌ یاد آن‌ شهید راه‌ خدا به‌ شمابرادران‌ مؤمن‌ عرض‌ می‌کنم‌ اگر ما با دست‌ جنایتکار امریکا و شوروی‌ ازصفحه‌ روزگار محو شویم‌ و با خون‌ سرخ‌ شرافتمندانه‌ با خدای‌ خویش‌ملاقات‌ کنیم‌، بهتر از آن‌ است‌ که‌ در زیر پرچم‌ ارتش‌ سرخ‌ شرق‌ وسیاه‌ غرب‌ زندگی‌ اشرافی‌ مرفه‌ داشته‌ باشیم‌. و این‌ سیره‌ و طریقه‌انبیای‌ عظام‌ و ائمه‌ مسلمین‌ و بزرگان‌ دین‌ مبین‌ بوده‌ است‌ و ما بایداز آن‌ تبعیت‌ کنیم‌؛ و باید به‌ خود بباورانیم‌ که‌ اگر یک‌ ملت‌ بخواهندبدون‌ وابستگیها زندگی‌ کنند می‌توانند؛ و قدرتمندان‌ جهان‌ بر یک‌ ملت‌نمی‌توانند خلاف‌ ایده‌ آنان‌ را تحمیل‌ کنند.

    از افغانستان‌عبرت‌ باید گرفت‌ با آنکه‌ دولت‌ غاصب‌ و احزاب‌ چپی‌ با شوروی‌ بوده‌ وهستند، تاکنون‌ نتوانسته‌اند توده‌های‌ مردم‌ را سرکوب‌ نمایند. علاوه‌ براین‌ اکنون‌ ملتهای‌ محروم‌ جهان‌ بیدار شده‌اند و طولی‌ نخواهد کشید که‌این‌ بیداریها به‌ قیام‌ و نهضت‌ و انقلاب‌ انجامیده‌ و خود را از تحت‌سلطه‌ ستمگران‌ مستکبر نجات‌ خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به‌ارزشهای‌ اسلامی‌ می‌بینید که‌ جدایی‌ و انقطاع‌ از شرق‌ و غرب‌ برکات‌خود را دارد نشان‌ می‌دهد؛ و مغزهای‌ متفکر بومی‌ به‌ کار افتاده‌ و به‌سوی‌ خودکفایی‌ پیشروی‌ می‌کند و آنچه‌ کارشناسان‌ خائن‌ غربی‌ و شرقی‌برای‌ ملت‌ ما محال‌ جلوه‌ می‌دادند، امروز به‌ طور چشم‌گیری‌ با دست‌ وفکر ملت‌ انجام‌ گرفته‌ و ان‌شا ء الله تعالی‌ در دراز مدت‌ انجام‌ خواهدگرفت‌. و صد افسوس‌ که‌ این‌ انقلاب‌ دیر تحقق‌ پیدا کرد و لااقل‌ در اول‌سلطنت‌ جابرانه‌ کثیف‌ محمدرضا تحقق‌ نیافت‌؛ و اگر شده‌ بود، ایران‌غارتزده‌ غیر از این‌ ایران‌ بود.

    و وصیت‌ من‌ به‌ نویسندگان‌ وگویندگان‌ و روشنفکران‌ و اشکالتراشان‌ و صاحب‌عقدگان‌ آن‌ است‌ که‌ به‌جای‌ آنکه‌ وقت‌ خود را در خلاف‌ مسیر جمهوری‌ اسلامی‌ صرف‌ کنید و هرچه‌توان‌ دارید در بدبینی‌ و بدخواهی‌ و بدگویی‌ از مجلس‌ و دولت‌ و سایرخدمتگزاران‌ به‌ کار برید، و با این‌ عمل‌ کشور خود را به‌ سوی‌ ابرقدرتهاسوق‌ دهید، با خدای‌ خود یک‌ شب‌ خلوت‌ کنید و اگر به‌ خداوند عقیده‌ندارید با وجدان‌ خود خلوت‌ کنید و انگیزه‌ باطنی‌ خود را که‌ بسیارمی‌شود خود انسانها از آن‌ بیخبرند بررسی‌ کنید، ببینید آیا با کدام‌معیار و با چه‌ انصاف‌ خون‌ این‌ جوانان‌ قلم‌ قلم‌ شده‌ را در جبهه‌ها ودر شهرها نادیده‌ می‌گیرید و با ملتی‌ که‌ می‌خواهد از زیر بار ستمگران‌ وغارتگران‌ خارجی‌ و داخلی‌ خارج‌ شود و استقلال‌ و آزادی‌ را با جان‌ خودو فرزندان‌ عزیز خود به‌ دست‌ آورده‌ و با فداکاری‌ می‌خواهد آن‌ را حفظ‌کند، به‌ جنگ‌ اعصاب‌ برخاسته‌اید و به‌ اختلاف‌انگیزی‌ و توطئه‌های‌خائنانه‌ دامن‌ می‌زنید و راه‌ را برای‌ مستکبران‌ و ستمگران‌ بازمی‌کنید. آیا بهتر نیست‌ که‌ با فکر و قلم‌ و بیان‌ خود دولت‌ و مجلس‌ وملت‌ را راهنمایی‌ برای‌ حفظ‌ میهن‌ خود نمایید؟ آیا سزاوار نیست‌ که‌ به‌این‌ ملت‌ مظلوم‌ محروم‌ کمک‌ کنید و با یاری‌ خود حکومت‌ اسلامی‌ رااستقرار دهید؟ آیا این‌ مجلس‌ و رئیس‌ جمهور و دولت‌ و قوه‌ قضایی‌ را ازآنچه‌ در زمان‌ رژیم‌ سابق‌ بود بدتر می‌دانید؟ آیا از یاد برده‌ایدستمهایی‌ که‌ آن‌ رژیم‌ لعنتی‌ بر این‌ ملت‌ مظلوم‌ بی‌پناه‌ روامی‌داشت‌؟ آیا نمی‌دانید که‌ کشور اسلامی‌ در آن‌ زمان‌ یک‌ پایگاه‌نظامی‌ برای‌ امریکا بود و با آن‌ عمل‌ یک‌ مستعمره‌ می‌کردند و از مجلس‌تا دولت‌ و قوای‌ نظامی‌ در قبضه‌ آنان‌ بود و مستشاران‌ و صنعتگران‌ ومتخصصان‌ آنان‌ با این‌ ملت‌ و ذخائر آن‌ چه‌ می‌کردند؟ آیا اشاعه‌ فحشادر سراسر کشور و مراکز فساد، از عشرتکده‌ها و قمارخانه‌ها و میخانه‌ها ومغازه‌های‌ مشروب‌فروشی‌ و سینماها و دیگر مراکز که‌ هر یک‌ برای‌ تباه‌کردن‌ نسل‌ جوان‌ عاملی‌ بزرگ‌ بود، از خاطرتان‌ محو شده‌؟ آیا رسانه‌های‌گروهی‌ و مجلات‌ سراسر فسادانگیز و روزنامه‌های‌ آن‌ رژیم‌ را به‌ دست‌فراموشی‌ سپرده‌اید؟ و اکنون‌ که‌ از آن‌ بازارهای‌ فساد اثری‌ نیست‌،برای‌ آنکه‌ در چند دادگاه‌، یا چند جوان‌ که‌ شاید اکثر از گروههای‌منحرف‌ نفوذ کرده‌ و برای‌ بدنام‌ نمودن‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌کارهای‌ انحرافی‌ انجام‌ می‌دهند، و کشتن‌ عده‌ای‌ که‌ مفسد فی‌الارض‌هستند و قیام‌ بر ضد اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ می‌کنند شما را به‌ فریاددرآورده‌، و با کسانی‌ که‌ با صراحت‌ اسلام‌ را محکوم‌ می‌کنند و بر ضدآن‌ قیام‌ مسلحانه‌ یا قیام‌ با قلم‌ و زبان‌ که‌ أسفناکتر از قیام‌مسلحانه‌ است‌، نموده‌اند پیوند می‌کنید و دست‌ برادری‌ می‌دهید؛ و آنان‌را که‌ خداوند مهدورالدم‌ فرموده‌ نور چشم‌ می‌خوانید، و در کناربازیگرانی‌ که‌ فاجعه‌ چهارده‌ اسفند را برپا کردند و جوانان‌ بیگناه‌ رابا ضرب‌ و شتم‌ کوبیدند نشسته‌ و تماشاگر معرکه‌ می‌شوید، یک‌ عمل‌اسلامی‌ و اخلاقی‌ است‌! و عمل‌ دولت‌ و قوه‌ قضاییه‌ که‌ معاندین‌ ومنحرفین‌ و ملحدین‌ را به‌ جزای‌ اعمال‌ خویش‌ می‌رسانند، شما را به‌فریاد درآورده‌ و داد مظلومیت‌ می‌زنید؟ من‌ برای‌ شما برادران‌ که‌ ازسوابقتان‌ تا حدی‌ مطلع‌ و علاقه‌مند به‌ بعضی‌ از شما هستم‌ متأسف‌هستم‌، نه‌ برای‌ آنان‌ که‌ اشراری‌ بودند در لباس‌ خیرخواهی‌ و گرگهایی‌در پوشش‌ چوپان‌ و بازیگرانی‌ بودند که‌ همه‌ را به‌ باد بازی‌ و مسخره‌گرفته‌ و در صدد تباه‌کردن‌ کشور و ملت‌ و خدمتگزاری‌ به‌ یکی‌ از دوقطب‌ چپاولگر بودند ـ آنان‌ که‌ با دست‌ پلید خود جوانان‌ و مردان‌ارزشمند و علمای‌ مربی‌ جامعه‌ را شهید نمودند و به‌ کودکان‌ مظلوم‌مسلمانان‌ رحم‌ نکردند، خود را در جامعه‌ رسوا و در پیشگاه‌ خداوند قهارمخذول‌ نمودند و راه‌ بازگشت‌ ندارند که‌ شیطانِنفس‌ اماره‌ بر آنان‌حکومت‌ می‌کند.

    لکن‌ شما برادران‌ مؤمن‌ با دولت‌ و مجلس‌ که‌کوشش‌ دارد خدمت‌ به‌ محرومین‌ و مظلومین‌ و برادران‌ سر و پا برهنه‌ و ازهمه‌ مواهب‌ زندگی‌ محروم‌ نماید چرا کمک‌ نمی‌کنید و شکایت‌ دارید؟ آیامقدار خدمت‌ دولت‌ و بنیادهای‌ جمهوری‌ را با این‌ گرفتاریها ونابسامانیها که‌ لازمه‌ هر انقلاب‌ است‌، و جنگ‌ تحمیلی‌ با آنهمه‌ خسارت‌و میلیونها آواره‌ خارجی‌ و داخلی‌ و کارشکنیهای‌ بیرون‌ از حد را در این‌مدت‌ کوتاه‌ مقایسه‌ با کارهای‌ عمرانی‌ رژیم‌ سابق‌ نموده‌اید؟ آیانمی‌دانید که‌ کارهای‌ عمرانی‌ آن‌ زمان‌ اختصاص‌ داشت‌ تقریباً به‌ شهرهاآن‌ هم‌ به‌ محلات‌ مرفه‌؛ و فقرا و مردمان‌ محروم‌ از آن‌ امور بهره‌ناچیز داشته‌ یا نداشتند؛ و دولت‌ فعلی‌ و بنیادهای‌ اسلامی‌ برای‌ این‌طایفه‌ محروم‌ با جان‌ و دل‌ خدمت‌ می‌کنند؟ شما مؤمنان‌ هم‌ پشتیبان‌دولت‌ باشید تا کارها زود انجام‌ گیرد و در محضر پروردگار که‌ خواه‌ناخواه‌ خواهید رفت‌ با نشان‌ خدمتگزاری‌ به‌ بندگان‌ او بروید. *



    *ـ چنانکه‌ در نسخه‌ خطی‌ مشهود است‌ امام‌ خمینی‌ در این‌ قسمت‌ مرقوم‌فرموده‌اند: «این‌ مقدار بریده‌ شده‌ راخودم‌ انجام‌ داده‌ام‌».

    س‌ـ یکی‌ از اموری‌ که‌ لازم‌ به‌ توصیه‌ و تذکر است‌، آن‌ است‌ که‌ اسلام‌نه‌ باسرمایه‌داری‌ ظالمانه‌ و بیحساب‌ و محروم‌ کننده‌ توده‌های‌ تحت‌ستم‌ و مظلوم‌ موافق‌ است‌، بلکه‌ آن‌ را به‌ طور جدی‌ در کتاب‌ و سنت‌محکوم‌ می‌کند و مخالف‌ عدالت‌ اجتماعی‌ می‌داند ـ گرچه‌ بعض‌ کج‌فهمان‌بی‌ اطلاع‌ از رژیم‌ حکومت‌ اسلامی‌ و ازمسائل‌ سیاسی‌ حاکم‌ در اسلام‌ درگفتار و نوشتار خود طوری‌ وانمود کرده‌اند (و باز هم‌ دست‌ برنداشته‌اند)که‌ اسلام‌ طرفدار بی‌ مرز و حد سرمایه‌داری‌ و مالکیت‌ است‌ و با این‌شیوه‌ که‌ با فهم‌ کج‌ خویش‌ از اسلام‌ برداشت‌ نموده‌اند چهره‌ نورانی‌اسلام‌ را پوشانیده‌ و راه‌ را برای‌ مغرضان‌ و دشمنان‌ اسلام‌ باز نموده‌که‌ به‌ اسلام‌ بتازند، و آن‌ را رژیمی‌ چون‌ رژیم‌ سرمایه‌داری‌ غرب‌مثل‌ رژیم‌ امریکا و انگلستان‌ و دیگر چپاولگران‌ غرب‌ به‌ حساب‌ آورند، وبا اتکال‌ به‌ قول‌ و فعل‌ این‌ نادانان‌ یا غرضمندانه‌ و یا ابلهانه‌بدون‌ مراجعه‌ به‌ اسلام‌شناسان‌ واقعی‌ با اسلام‌ به‌ معارضه‌برخاسته‌اند ـ و نه‌ رژیمی‌ مانند رژیم‌ کمونیسم‌ و مارکسیسم‌ لنینیسم‌است‌ که‌ با مالکیت‌ فردی‌ مخالف‌ و قائل‌ به‌ اشتراک‌ می‌باشند بااختلاف‌ زیادی‌ که‌ دوره‌های‌ قدیم‌ تاکنون‌ حتی‌ اشتراک‌ در زن‌ و همجنس‌بازی‌ بوده‌ و یک‌ دیکتاتوری‌ و استبداد کوبنده‌ در بر داشته‌.

    بلکه‌اسلام‌ یک‌ رژیم‌ معتدل‌ با شناخت‌ مالکیت‌ و احترام‌ به‌ آن‌ به‌ نحومحدود در پیدا شدن‌ مالکیت‌ و مصرف‌، که‌ اگر بحق‌ به‌ آن‌ عمل‌ شودچرخهای‌ اقتصاد سالم‌ به‌ راه‌ می‌افتد و عدالت‌ اجتماعی‌، که‌ لازمه‌ یک‌رژیم‌ سالم‌ است‌ تحقق‌ می‌یابد. در اینجا نیز یک‌ دسته‌ با کج‌ فهمیها وبی‌اطلاعی‌ از اسلام‌ و اقتصاد سالم‌ آن‌ در طرف‌ مقابل‌ دسته‌ اول‌ قرارگرفته‌ و گاهی‌ با تمسک‌ به‌ بعضی‌ آیات‌ یا جملات‌ نهج‌البلاغه‌، اسلام‌را موافق‌ با مکتبهای‌ انحرافی‌ مارکس‌ و امثال‌ او معرفی‌ نموده‌اند وتوجه‌ به‌ سایر آیات‌ و فقرات‌ نهج‌ البلاغه‌ ننموده‌ و سرخود، به‌ فهم‌قاصر خود، بپاخاسته‌ و «مذهب‌ اشتراکی‌» را تعقیب‌ می‌کنند و از کفر ودیکتاتوری‌ و اختناق‌ کوبنده‌ که‌ ارزشهای‌ انسانی‌ را نادیده‌ گرفته‌ ویک‌ حزب‌ اقلیت‌ با توده‌های‌ انسانی‌ مثل‌ حیوانات‌ عمل‌ می‌کنند، حمایت‌می‌کنند.

    وصیت‌ من‌ به‌ مجلس‌ و شورای‌ نگهبان‌ و دولت‌ و رئیس‌جمهور و شورای‌ قضایی‌ آن‌ است‌ که‌ در مقابل‌ احکام‌ خداوند متعال‌ خاضع‌بوده‌؛ و تحت‌ تأثیر تبلیغات‌ بی‌محتوای‌ قطب‌ ظالم‌ چپاولگر سرمایه‌داری‌و قطب‌ ملحد اشتراکی‌ و کمونیستی‌ واقع‌ نشوید، و به‌ مالکیت‌ وسرمایه‌های‌ مشروع‌ با حدود اسلامی‌ احترام‌ گذارید، و به‌ ملت‌ اطمینان‌دهید تا سرمایه‌ها و فعالیتهای‌ سازنده‌ به‌ کار افتند و دولت‌ و کشور رابه‌ خودکفایی‌ و صنایع‌ سبک‌ و سنگین‌ برسانند.

    و به‌ ثروتمندان‌و پولداران‌ مشروع‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ ثروتهای‌ عادلانه‌ خود را به‌ کاراندازید و به‌ فعالیت‌ سازنده‌ در مزارع‌ و روستاها و کارخانه‌ها برخیزیدکه‌ این‌ خود عبادتی‌ ارزشمند است‌.

    و به‌ همه‌ در کوشش‌ برای‌رفاه‌ طبقات‌ محروم‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ خیر دنیا و آخرت‌ شماها رسیدگی‌به‌ حال‌ محرومان‌ جامعه‌ است‌ که‌ در طول‌ تاریخ‌ ستمشاهی‌ و خان‌خانی‌در رنج‌ و زحمت‌ بوده‌اند. و چه‌ نیکو است‌ که‌ طبقات‌ تمکندار به‌ طورداوطلب‌ برای‌ زاغه‌ و چپرنشینان‌ مسکن‌ و رفاه‌ تهیه‌ کنند. و مطمئن‌باشند که‌ خیر دنیا و آخرت‌ در آن‌ است‌. و از انصاف‌ به‌ دور است‌ که‌یکی‌ بی‌خانمان‌ و یکی‌ دارای‌ آپارتمانها باشد.



    ع‌ ـوصیت‌ اینجانب‌ به‌ آن‌ طایفه‌ از روحانیون‌ و روحانی‌نماها که‌ باانگیزه‌های‌ مختلف‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ و نهادهای‌ آن‌ مخالفت‌ می‌کنند ووقت‌ خود را وقف‌ براندازی‌ آن‌ می‌نمایند و با مخالفان‌ توطئه‌گر وبازیگران‌ سیاسی‌ کمک‌، و گاهی‌ به‌ طوری‌ که‌ نقل‌ می‌شود با پولهای‌گزافی‌ که‌ از سرمایه‌داران‌ بیخبر از خدا دریافت‌ برای‌ این‌ مقصدمی‌کنند کمکهای‌ کلان‌ می‌نمایند، آن‌ است‌ که‌ شماها طرْفی‌ از این‌غلط‌کاریها تاکنون‌ نبسته‌ و بعد از این‌ هم‌ گمان‌ ندارم‌ ببندید. بهترآن‌ است‌ که‌ اگر برای‌ دنیا به‌ این‌ عمل‌ دست‌ زده‌اید ـ و خداوندنخواهد گذاشت‌ که‌ شما به‌ مقصد شوم‌ خود برسید ـ تا درِ توبه‌ باز است‌از پیشگاه‌ خداوند عذر بخواهید و با ملت‌ مستمند مظلوم‌ هم‌صدا شوید و ازجمهوری‌ اسلامی‌ که‌ با فداکاریهای‌ ملت‌ به‌ دست‌ آمده‌ حمایت‌ کنید، که‌خیر دنیا و آخرت‌ در آن‌ است‌. گرچه‌ گمان‌ ندارم‌ که‌ موفق‌ به‌ توبه‌شوید.

    و اما به‌ آن‌ دسته‌ که‌ از روی‌ بعض‌ اشتباهات‌ یا بعض‌خطاها، چه‌ عمدی‌ و چه‌ غیرعمدی‌، که‌ از اشخاص‌ مختلف‌ یا گروهها صادرشده‌ و مخالف‌ با احکام‌ اسلام‌ بوده‌ است‌ با اصل‌ جمهوری‌ اسلامی‌ وحکومت‌ آن‌ مخالفت‌ شدید می‌کنند و برای‌ خدا در براندازی‌ آن‌ فعالیت‌می‌نمایند و با تصور خودشان‌ این‌ جمهوری‌ از رژیم‌ سلطنتی‌ بدتر یا مثل‌آن‌ است‌، با نیت‌ صادق‌ در خلوات‌ تفکر کنند و از روی‌ انصاف‌ مقایسه‌نمایند با حکومت‌ و رژیم‌ سابق‌. و باز توجه‌ نمایند که‌ در انقلابهای‌دنیا هرج‌ و مرجها و غلط‌رویها و فرصت‌طلبیها غیرقابل‌ اجتناب‌ است‌ و شمااگر توجه‌ نمایید و گرفتاریهای‌ این‌ جمهوری‌ را در نظر بگیرید ـ از قبیل‌توطئه‌ها و تبلیغات‌ دروغین‌ و حمله‌ مسلحانه‌ خارج‌ مرز و داخل‌، و نفوذغیر قابل‌ اجتناب‌ گروههایی‌ از مفسدان‌ و مخالفان‌ اسلام‌ در تمام‌ارگانهای‌ دولتی‌ به‌ قصد ناراضی‌ کردن‌ ملت‌ از اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌،و تازه‌ کار بودن‌ اکثر یا بسیاری‌ از متصدیان‌ امور و پخش‌ شایعات‌دروغین‌ از کسانی‌ که‌ از استفاده‌های‌ کلان‌ غیرمشروع‌ بازمانده‌ یااستفاده‌ آنان‌ کم‌ شده‌، و کمبود چشمگیر قضات‌ شرع‌ و گرفتاریهای‌اقتصادی‌ کمرشکن‌ و اشکالات‌ عظیم‌ در تصفیه‌ و تهذیب‌ متصدیان‌ چندمیلیونی‌، و کمبود مردمان‌ صالح‌ کاردان‌ و متخصص‌ و دهها گرفتاری‌ دیگر،که‌ تا انسان‌ وارد گود نباشد از آنها بیخبر است‌ ـ و از طرفی‌ اشخاص‌غرضمند سلطنت‌طلب‌ سرمایه‌دار هنگفت‌ که‌ با رباخواری‌ و سودجویی‌ و بااخراج‌ ارز و گرانفروشی‌ به‌ حد سرسام‌آور و قاچاق‌ و احتکار، مستمندان‌ ومحرومان‌ جامعه‌ را تا حد هلاکت‌ در فشار قرار داده‌ و جامعه‌ را به‌ فسادمی‌کشند، نزد شما آقایان‌ به‌ شکایت‌ و فریبکاری‌ آمده‌ و گاهی‌ هم‌ برای‌باور آوردن‌ و خود را مسلمان‌ خالص‌ نشان‌ دادن‌ به‌ عنوان‌ «سهم‌» مبلغی‌می‌دهند و اشک‌ تمساح‌ می‌ریزند و شما را عصبانی‌ کرده‌ به‌ مخالفت‌برمی‌انگیزانند، که‌ بسیاری‌ از آنان‌ با استفاده‌های‌ نامشروع‌، خون‌مردم‌ را می‌مکند و اقتصاد کشور را به‌ شکست‌ می‌کشند.

    اینجانب‌نصیحت‌ متواضعانه‌ برادرانه‌ می‌کنم‌ که‌ آقایان‌ محترم‌ تحت‌ تأثیراینگونه‌ شایعه‌سازیها قرار نگیرند و برای‌ خدا و حفظ‌ اسلام‌ این‌جمهوری‌ را تقویت‌ نمایند. و باید بدانند که‌ اگر این‌ جمهوری‌ اسلامی‌شکست‌ بخورد، به‌ جای‌ آن‌ یک‌ رژیم‌ اسلامی‌ دلخواهِ بقیه‌الله ـ روحی‌فداه‌ ـ یا مطیع‌ امر شما آقایان‌ تحقق‌ نخواهد پیدا کرد، بلکه‌ یک‌ رژیم‌دلخواه‌ یکی‌ از دو قطب‌ قدرت‌ به‌ حکومت‌ می‌رسد و محرومان‌ جهان‌، که‌به‌ اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌ رو ] ی‌ [ آورده‌ و دل‌ باخته‌اند، مأیوس‌می‌شوند و اسلام‌ برای‌ همیشه‌ منزوی‌ خواهد شد؛ و شماها روزی‌ از کردارخود پشیمان‌ می‌شوید که‌ کار گذشته‌ و دیگر پشیمانی‌ سودی‌ ندارد. و شماآقایان‌ اگر توقع‌ دارید که‌ در یک‌ شب‌ همه‌ امور بر طبق‌ اسلام‌ واحکام‌ خداوند تعالی‌ متحول‌ شود یک‌ اشتباه‌ است‌، و در تمام‌ طول‌تاریخ‌ بشر چنین‌ معجزه‌ای‌ روی‌ نداده‌ است‌ و نخواهد داد. و آن‌ روزی‌که‌ ان‌شا ء الله تعالی‌ مصلح‌ کل‌ ظهور نماید، گمان‌ نکنید که‌ یک‌معجزه‌ شود و یکروزه‌ عالم‌ اصلاح‌ شود؛ بلکه‌ با کوششها و فداکاریهاستمکاران‌ سرکوب‌ و منزوی‌ می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل‌ نظر بعض‌عامیهای‌ منحرف‌، آن‌ است‌ که‌ برای‌ ظهور آن‌ بزرگوار باید کوشش‌ درتحقق‌ کفر و ظلم‌ کرد تا عالم‌ را ظلم‌ فراگیرد و مقدمات‌ ظهور فراهم‌شود، فانّا لله و انّا الیه‌ راجعون‌ .



    ف‌ ـ وصیت‌ من‌به‌ همه‌ مسلمانان‌ و مستضعفان‌ جهان‌ این‌ است‌ که‌ شماها نباید بنشینیدو منتظر آن‌ باشید که‌ حکام‌ و دست‌ اندرکاران‌ کشورتان‌ یا قدرتهای‌خارجی‌ بیایند و برای‌ شما استقلال‌ و آزادی‌ را تحفه‌ بیاورند. ما وشماها لااقل‌ در این‌ صد سال‌ اخیر، که‌ بتدریج‌ پای‌ قدرتهای‌ بزرگ‌جهانخوار به‌ همه‌ کشورهای‌ اسلامی‌ و سایر کشورهای‌ کوچک‌ باز شده‌ است‌مشاهده‌ کردیم‌ یا تاریخهای‌ صحیح‌ برای‌ ما بازگو کردند که‌ هیچ‌ یک‌ ازدوَل‌ حاکم‌ بر این‌ کشورها در فکر آزادی‌ و استقلال‌ و رفاه‌ ملتهای‌ خودنبوده‌ و نیستند؛ بلکه‌ اکثریت‌ قریب‌ به‌ اتفاق‌ آنان‌ یا خود به‌ستمگری‌ و اختناق‌ ملت‌ خود پرداخته‌ و هر چه‌ کرده‌اند برای‌ منافع‌شخصی‌ یا گروهی‌ نموده‌؛ یا برای‌ رفاه‌ قشر مرفه‌ و بالانشین‌ بوده‌ وطبقات‌ مظلوم‌ کوخ‌ و کپرنشین‌ از همه‌ مواهب‌ زندگی‌ حتی‌ مثل‌ آب‌ ونان‌ و قوت‌ لایموت‌ محروم‌ بوده‌، و آن‌ بدبختان‌ را برای‌ منافع‌ قشرمرفه‌ و عیاش‌ به‌ کار گرفته‌اند؛ و یا آنکه‌ دست‌ نشاندگان‌ قدرتهای‌بزرگ‌ بوده‌اند که‌ برای‌ وابسته‌ کردن‌ کشورها و ملتها هرچه‌ توان‌داشته‌اند به‌ کار گرفته‌ و با حیله‌های‌ مختلف‌ کشورها را بازاری‌ برای‌شرق‌ و غرب‌ درست‌ کرده‌ و منافع‌ آنان‌ را تأمین‌ نموده‌اند و ملتها راعقب‌ مانده‌ و مصرفی‌ بار آوردند و اکنون‌ نیز با این‌ نقشه‌ در حرکتند.

    وشما ای‌ مستضعفان‌ جهان‌ و ای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ و مسلمانان‌ جهان‌بپاخیزید و حق‌ را با چنگ‌ و دندان‌ بگیرید و از هیاهوی‌ تبلیغاتی‌ابرقدرتها و عمّال‌ سرسپرده‌ آنان‌ نترسید؛ و حکام‌ جنایتکار که‌ دسترنج‌شما را به‌ دشمنان‌ شما و اسلام‌ عزیز تسلیم‌ می‌کنند از کشور خود برانید؛و خود و طبقات‌ خدمتگزار متعهد، زمام‌ امور را به‌ دست‌ گیرید و همه‌ درزیر پرچم‌ پرافتخار اسلام‌ مجتمع‌، و با دشمنان‌ اسلام‌ و محرومان‌ جهان‌به‌ دفاع‌ برخیزید؛ و به‌ سوی‌ یک‌ دولت‌ اسلامی‌ با جمهوریهای‌ آزاد ومستقل‌ به‌ پیش‌ روید که‌ با تحقق‌ آن‌، همه‌ مستکبران‌ جهان‌ را به‌ جای‌خود خواهید نشاند و همه‌ مستضعفان‌ را به‌ امامت‌ و وراثت‌ ارض‌ خواهیدرساند. به‌ امید آن‌ روز که‌ خداوند تعالی‌ وعده‌ فرموده‌ است‌.

    ص‌ـ یک‌ مرتبه‌ دیگر در خاتمه‌ این‌ وصیتنامه‌، به‌ ملت‌ شریف‌ ایران‌ وصیت‌می‌کنم‌ که‌ در جهان‌ حجم‌ تحمل‌ زحمتها و رنجها و فداکاریها وجان‌نثاریها و محرومیتها مناسب‌ حجم‌ بزرگی‌ مقصود و ارزشمندی‌ و علوّرتبه‌ آن‌ است‌، آنچه‌ که‌ شما ملت‌ شریف‌ و مجاهد برای‌ آن‌ بپاخاستید ودنبال‌ می‌کنید و برای‌ آن‌ جان‌ و مال‌ نثار کرده‌ و می‌کنید، والاترین‌و بالاترین‌ و ارزشمندترین‌ مقصدی‌ است‌ و مقصودی‌ است‌ که‌ از صدر عالم‌در ازل‌ و از پس‌ این‌ جهان‌ تا ابد عرضه‌ شده‌ است‌ و خواهد شد؛ و آن‌مکتب‌ الوهیت‌ به‌ معنی‌ وسیع‌ آن‌ و ایده‌ توحید با ابعاد رفیع‌ آن‌ است‌که‌ اساس‌ خلقت‌ و غایت‌ آن‌ در پهناور وجود و در درجات‌ و مراتب‌ غیب‌ وشهود است‌؛ و آن‌ در مکتب‌ محمدی‌ ـ صلی‌ الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌تمام‌ معنی‌ و درجات‌ و ابعاد متجلی‌ شده‌؛ و کوشش‌ تمام‌ انبیای‌ عظام‌
    ـعلیهم‌ سلام‌الله ـ و اولیای‌ معظم‌ ـ سلام‌ الله علیهم‌ ـ برای‌ تحقق‌آن‌ بوده‌ و راهیابی‌ به‌ کمال‌ مطلق‌ و جلال‌ و جمال‌ بی‌نهایت‌ جز باآن‌ میسر نگردد. آن‌ است‌ که‌ خاکیان‌ را بر ملکوتیان‌ و برتر از آنان‌شرافت‌ داده‌، و آنچه‌ برای‌ خاکیان‌ از سیر در آن‌ حاصل‌ می‌شود برای‌هیچ‌ موجودی‌ در سراسر خلقت‌ در سرّ و عَلن‌ حاصل‌ نشود.

    شما ای‌ملت‌ مجاهد، در زیر پرچمی‌ می‌روید که‌ در سراسر جهان‌ مادی‌ و معنوی‌ دراهتزاز است‌، بیابید آن‌ را یا نیابید، شما راهی‌ را می‌روید که‌ تنهاراه‌ تمام‌ انبیا ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ و یکتا راه‌ سعادت‌ مطلق‌ است‌. دراین‌ انگیزه‌ است‌ که‌ همه‌ اولیا شهادت‌ را در راه‌ آن‌ به‌ آغوش‌می‌کشند و مرگ‌ سرخ‌ را «احلی‌ من‌ العسل‌» می‌دانند؛ و جوانان‌ شما درجبهه‌ها جرعه‌ای‌ از آن‌ را نوشیده‌ و به‌ وجد آمده‌اند و در مادران‌ وخواهران‌ و پدران‌ و برادران‌ آنان‌ جلوه‌ نموده‌ و ما باید بحق‌ بگوییم‌یا لیتنا کنّا معکم‌ فنفوز فوزاً عظیماً . گوارا باد بر آنان‌ آن‌ نسیم‌دل‌آرا و آن‌ جلوه‌ شورانگیز.

    و باید بدانیم‌ که‌ طرفی‌ از این‌جلوه‌ در کشتزارهای‌ سوزان‌ و در کارخانه‌های‌ توانفرسا و در کارگاهها ودر مراکز صنعت‌ و اختراع‌ و ابداع‌، و در ملت‌ به‌ طور اکثریت‌ در بازارهاو خیابانها و روستاها و همه‌ کسانی‌ که‌ متصدی‌ این‌ امور برای‌ اسلام‌ وجمهوری‌ اسلامی‌ و پیشرفت‌ و خودکفایی‌ کشور به‌ خدمتی‌ اشتغال‌ دارندجلوه‌گر است‌.

    و تا این‌ روح‌ تعاون‌ و تعهد در جامعه‌ برقراراست‌ کشور عزیز از آسیب‌ دهر ان‌شا ء الله تعالی‌ مصون‌ است‌. و بحمداللهتعالی‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ و دانشگاهها و جوانانِ عزیز مراکز علم‌ و تربیت‌از این‌ نفخه‌ الهی‌ غیبی‌ برخوردارند؛ و این‌ مراکز دربست‌ در اختیارآنان‌ است‌، و به‌ امید خدا دست‌ تبهکاران‌ و منحرفان‌ از آنها کوتاه‌.

    ووصیت‌ من‌ به‌ همه‌ آن‌ است‌ که‌ با یاد خدای‌ متعال‌ به‌ سوی‌ خودشناسی‌و خودکفایی‌ و استقلال‌، با همه‌ ابعادش‌ به‌ پیش‌، و بی‌تردید دست‌ خدابا شما است‌، اگر شما در خدمت‌ او باشید و برای‌ ترقی‌ و تعالی‌ کشوراسلامی‌ به‌ روح‌ تعاون‌ ادامه‌ دهید.

    و اینجانب‌ با آنچه‌ درملت‌ عزیز از بیداری‌ و هوشیاری‌ و تعهد و فداکاری‌ و روح‌ مقاومت‌ وصلابت‌ در راه‌ حق‌ می‌بینم‌ و امید آن‌ دارم‌ که‌ به‌ فضل‌ خداوند متعال‌این‌ معانی‌ انسانی‌ به‌ اعقاب‌ ملت‌ منتقل‌ شود و نسلاً بعد نسل‌ بر آن‌افزوده‌ گردد.

    با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد وضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌کنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ که‌ عذرم‌ را در کوتاهی‌خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیرد.
    و از ملت‌ امیدوارم‌ که‌ عذرم‌ را درکوتاهی ها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌روند و بدانند که‌ با رفتن‌ یک‌ خدمتگزار در سدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌نخواهد شد که‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

    والسلام‌ علیکم‌ و علی‌ عبادالله الصالحین‌ و رحمه‌الله و برکاته‌

    26 بهمن‌ 1361 / 1 جمادی‌ الاولی‌ 1403

    روح‌الله الموسوی‌ الخمینی‌



    بسمه‌ تعالی‌

    این‌وصیتنامه‌ را پس‌ از مرگ‌ من‌ احمد خمینی‌ برای‌ مردم‌ بخواند. و در صورت‌عذر، رئیس‌ محترم‌ جمهور یا رئیس‌ محترم‌ شورای‌ اسلامی‌ یا رئیس‌ محترم‌دیوان‌ عالی‌ کشور، این‌ زحمت‌ را بپذیرند. و در صورت‌ عذر، یکی‌ ازفقهای‌ محترم‌ نگهبان‌ این‌ زحمت‌ را قبول‌ نماید.

    روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی‌



    بسمه‌ تعالی‌

    در زیر این‌ وصیتنامه‌ 29 صفحه‌ای‌ و مقدمه‌، چند مطلب‌ را تذکر می‌دهم‌:

    1)ـ اکنون‌ که‌ من‌ حاضرم‌، بعض‌ نسبتهای‌ بی‌واقعیت‌ به‌ من‌ داده‌ می‌شودو ممکن‌ است‌ پس‌ از من‌ در حجم‌ آن‌ افزوده‌ شود؛ لهذا عرض‌ می‌کنم‌آنچه‌ به‌ من‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ یا می‌شود مورد تصدیق‌ نیست‌، مگر آنکه‌صدای‌ من‌ یا خط‌ و امضای‌ من‌ باشد، با تصدیق‌ کارشناسان‌؛ یا در سیمای‌جمهوری‌ اسلامی‌ چیزی‌ گفته‌ باشم‌.

    2) ـ اشخاصی‌ در حال‌ حیات‌من‌ ادعا نموده‌اند که‌ اعلامیه‌های‌ اینجانب‌ را می‌نوشته‌اند. این‌مطلب‌ را شدیداً تکذیب‌ می‌کنم‌. تاکنون‌ هیچ‌ اعلامیه‌ای‌ را غیر شخص‌خودم‌ تهیه‌ کسی‌ نکرده‌ است‌.

    3) ـ از قرار مذکور، بعضیها ادعاکرده‌اند که‌ رفتن‌ من‌ به‌ پاریس‌ به‌ وسیله‌ آنان‌ بوده‌، این‌ دروغ‌است‌. من‌ پس‌ از برگرداندنم‌ از کویت‌، با مشورت‌ احمد پاریس‌ را انتخاب‌نمودم‌، زیرا در کشورهای‌ اسلامی‌ احتمال‌ راه‌ ندادن‌ بود؛ آنان‌ تحت‌نفوذ شاه‌ بودند ولی‌ پاریس‌ این‌ احتمال‌ نبود.

    4) ـ من‌ درطول‌ مدت‌ نهضت‌ و انقلاب‌ به‌ واسطه‌ سالوسی‌ و اسلام‌ نمایی‌ بعضی‌افراد ذکری‌ از آنان‌ کرده‌ و تمجیدی‌ نموده‌ام‌، که‌ بعد فهمیدم‌ ازدغلبازی‌ آنان‌ اغفال‌ شده‌ام‌. آن‌ تمجیدها در حالی‌ بود که‌ خود را به‌جمهوری‌ اسلامی‌ متعهد و وفادار می‌نمایاندند، و نباید از آن‌ مسائل‌ سو ءاستفاده‌ شود. و میزان‌ در هر کس‌ حال‌ فعلی‌ او است‌.


    روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی

                                             

     

    عکس های امام

      

     

     

     

     


دسته ها :
چهارشنبه بیست و پنجم 10 1387 4:45 بعد از ظهر
X